• Site Rules
  • Contact

 

مــوضوعـات ســایت
رهگیری ثبت نام ها
جدید ترین مطالب
پـنـل کــاربری
لینک دوستان
تاریخ : 23 شهریور 1392
  • 0
معرفی کتاب مسئله ححاب، نوشته شهید مطهری
Book / veil / headscarf issue
نام کتاب: مسئله حجاب
تالیف: استاد شهید علامه مطهری
ادامه مطلب
  • نظرات : 306
تاریخ : 1 مرداد 1392
سئوال
رقص زن در مجالس زنانه که به عنوان مولودی « جشن تولد» « جشن تکلیف» و... برگزار می شود چه حکمی دارد؟
رقص در مجلس عروسی چه حکمی دارد؟
رقص در جشن عقد چه حکمی دارد؟
رقص زن دربرابر شوهرچه حکمی دارد؟
آیا رقص های محلی یا حرکات عادی که به اسم رقص انجام می شود حکمش تفاوت دارد بارقص کلاسیک ومنظم یا فرقی نمی کند ؟
جواب
حضرت آیات عظام امام خمینی وگلپایگانی: درمسئله حرمت رقصیدن زن ، فرقی درانواع رقصها نیست وهرعملی را که عرفا بدان رقص گویند (برای غیر همسر) جایز نیست.
حضرت آیت ا... خامنه ای ): رقص بطور کلی اشکال دارد مگر رقص زوجه فقط برای شوهرش ودور از چشم دیگران.( مجله نصیحت ، شماره 21)
حضرت آیت ا... بهجت : رقص مطلقا اشکال دارد .
حضرت آیت ا.... صافی گلپایگانی : فقط رقص زن برای شوهرش جایز است ودرغیر این حرام است .
حضرت آیت ا.... وحید خراسانی : رقصیدن مطلقا - با قطع نظر از ترتیب هرگونه خلاف شرع وعنوان محرم دیگری - بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.
حضرت آیت ا.... مکارم شیرازی : تنها رقص زن برای شوهرش جایز است وبقیه اشکال دارد.
حضرت آیت ا.... سیستانی : به احتیاط ،واجب جایز نیست به جز رقص زن وشوهر درجایی که دیگری نباشد .
حضرت آیت ا... تبریزی : رقص از لهو است وسزاوار مومن نیست
ادامه مطلب
  • نظرات : 207
تاریخ : 26 بهمن 1391
  • 0

یا صاحب الزمان شرمنده ایم - حتما این پست رو مطالعه بفرمایید

 

کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.

 

پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم
خودش هم رفت پشت پرده.

از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند

یکی از بچه‌ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی.
یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید

یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارمکسی این‌جا را مرتب کند.

یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا،بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم.

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را
می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد
هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد.
می‌دانست که آقاش همین ‌جاست
توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم

آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این خوشحال است،ناراحت نمی‌شود

 

وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد....

ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود،

کلی چیز گیرش آمد...

" زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش "

شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش

نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن

خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید

 

ادامه مطلب
  • نظرات : 3