• Site Rules
  • Contact

 

مــوضوعـات ســایت
رهگیری ثبت نام ها
جدید ترین مطالب
پـنـل کــاربری
لینک دوستان
تاریخ : 3 مرداد 1396

اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ. خدایا رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا علیه‌السّلام امام با تقوا و پاک و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک، رحمت بسیار و تمام با برکت و پیوسته و پیاپی و دنبال هم، چنان بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی.

صبح یازدهمین روز از ماه ذی القعده، خورشید، جور دیگری نگاه می کند. هر چند سعی دارد با تمام انوارش بتابد، ولی انگار از طلوع خود شرمگین است؛ آخر پیش از او در خانه موسی بن جعفر علیه السلام، شکوه اتفاقی خجسته، تمام شهر را نور بخشیده و روشنای طلوعش، کائنات را پر کرده است. کسی آمده که برکت زمین است و آسمان هدایت؛ خورشید بی غروب کرامتی است که نور جاودان سخنش، در دل تاریخ پرتو می افکند؛ کسی که دین، به بیعت با او استوار شده و ولایتش، شرط دین است...

... و سلام بر تو، آن دم که طلوع مشرقی ات، جان عالم را به بشارتی لم یزلی، سبز می دارد و صدای گریه ات در خانه امام کاظم علیه السّلام، دامنه ای از شعف را برای همیشه رقم می زند.

... و سلام بر تو که گستره خِلقت، جز با حضور روشن تو تکامل نمی گرفت و اهل بیت روشنایی، جز با وجود بی نهایت تو، خدا را برای همگان ترسیم نمی کرد.

... رأفت و مهربانی، از قلب آسمانی تو سرچشمه می گیرد و بزرگی و بی کرانگی، در امتداد تو جریان دارد. ولایت، هدیه روشن و اساس عنایت خداوندی است بر خلق. و تو نماد مهربانی خدا با کائناتی. قدم در عالم خاک می گذاری؛ تا به یمن آمدنت، مدینه های جهان، ممتد بمانند و حیات ادامه داشته باشد.

... یا انیس النفوس! خوب می دانیم که آرامش ایران، مدیون حضور تو در خراسان است و قبله گاه آمال شدن این سرزمین، تنها وابسته به تبسّم کروبی تو در مشرق زمین است. آمده ای تا پویاترین عشق را در دل ما بانی باشی و سلسله تکامل را بنیان گذار!

امام علی بن موسی علیه‌السّلام(۱۴۸–۲۰۳ه‍.ق.) که در بین شیعیان به امام رضا علیه السّلام شهرت دارد، هشتمین امام شیعه اثنی عشری است. کنیه آن حضرت، ابوالحسن و مشهورترین لقبش، «‌رضا‌» است . مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال (۱۸۳-۲۰۳ق) بود که همزمان بود با سالهای پایانی خلافت هارون الرشید، خلافت امین (چهار سال)و 5 سال اول خلافت مأمون عباسی.[۱] امام رضا علیه السّلام در شهر مدینه به دنیا آمد و مأمون او را به اجبار به خراسان آورد و به اکراه، ولیعهد خویش کرد. مرقد آن حضرت هم اکنون در شهر مشهد قرار دارد و سالانه زیارت گاه میلیون‌ها مسلمان از کشورهای مختلف است.[۲] امام علی بن موسی الرضا علیه‌السّلام، پدرشان امام موسی‌کاظم علیه‌السّلام و مادرشان بانویی به نام «نجمه» یا «تکتم»[۳] است. کنیه آن حضرت را ابوالحسن خوانده‌اند و القاب آن حضرت عبارت است از رضا، صابر، رضى و وفى كه مشهورترين آن‌ها رضاست. مدت امامت ایشان 20 سال بوده است.

... روز میلادت از سبزترین روزهای خداست؛ روز شکوفایی تو در دامن نجمه خاتون؛ روز لبخند امام کاظم علیه السلام؛ روز آرامش زمین؛ روز پشتوانه دار شدن عشق و روز قرار تمام آهو دلانی که در محبّت ولایت، سایه بانی از جنس عبودیّت دارند. آمدنت با شکوه و میلادت خجسته باد، ای غریب توس!...

میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت بر عاشقان طریقش مبارک باد

میلاد علی بن موسی الرضا، مأوای دل شکستگان و تکیه گاه درماندگان، بر دلدادگان بارگاه و حریمش مبارک باد

سیمای کودکی امام رضا علیه السّلام
 امام رضا علیه السّلام از نظر قیافه و سیمای ظاهری بسیار پرجذبه و زیبا بودند، صورت مبارکشان گندم گون، محاسن و قامتی معتدل داشتند. در چشمان درشت و سیاهشان که از زیر ابروان پرپشتشان نمایان بود، یک جهان جذبه و نفوذ معنوی موج می زد و همچون جدّ بزرگوارشان، رسول اعظم صلّی الله علیه و آله و سلّم دو رشته گیسو، چهره جذابشان را در میان داشت. نوشته اند حضرتشان شبیه ترین مردم به خاتم رسولان در عصر خودش بود، وقار، سطوت، متانت و هیبت آن حضرت در اوج بود. در عین حال جامه ای ساده و غالباً پیراهنی از پارچه های خشن بر تن می نمودند و تنها در مجالس عمومی و در میان مردم جبّه ای لطیف بر رویش می پوشیدند، ابن عباد می گوید: امام، تابستان ها بر روی حصیری می نشستند و زمستان ها بر گلیمی استراحت می نمودند و برای برخی نشست های جمعی، خویشتن را در مواقعی می آراستند (از لباس های متعارفی که آن زمان که مردم در مجالس رسمی می پوشیدند، استفاده می کردند).(شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۷) آن حضرت هم چون سایر ائمه طاهرین علیهم السّلام، از همان سنین کودکی، رشد و کمال عقلی و اخلاق فوق العاده ای داشتند. امام کاظم علیه السّلام در خصوص ایشان اشتیاق فراوانی بروز می دادند و علوم، معارف و رازهای امامت را به فرزندشان تعلیم می دادند و برای آن که شیعیان پس از شهادت امام هفتم حیران نگردند مقام شامخ امامت وی را به اصحاب نزدیک و پیروان خاص و مورد اعتماد خویش گوشزد می فرمودند. مفضّل بن عمرو می گوید: خدمت امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) مشرف شدم در حالی که فرزندشان علی بن موسی الرضا  علیه السّلام در دامنشان قرار داشت و او را غرق بوسه می ساختند، و زبانشان را می مکیدند و گاهی بر دوش خویش سوار می کردند و زمانی کودک را در آغوش خویش می فشردند و خطاب به او می فرمودند: پدر و مادرم قربانت! چقدر بویت خوش، اخلاقت پاک و برتری و فضیلت تو آشکار است، عرض کردم: فدایت گردم برای این کودک علاقه و ارادتی در قلبم ریشه دوانید که نظیر آن برای احدی جز شما در دلم قرار نگرفته است، حضرت فرمود: ای مفضّل نسبت او با من همچون نسبت من به پدرم می باشد؛ یعنی همانگونه که از میان فرزندان پدرم  علیه السّلام منصب امامت تنها به من رسید، از بین فرزندان من، او وارث این مقام معنوی و ملکوتی است. عرض کردم آیا پس از شما او صاحب امر و حجت خدا بر روی زمین است، فرمود: آری هر کس از او پیروی کند رستگار گردیده و هر کس از فرمانش سرپیچی نماید، کافر می گردد.[اثباة الهداة، ج ۶، ص ۲۱] آری حضرت رضا  علیه السّلام در پرتو تعالیم پدر بزرگوارش نشو و نما نمود و بالید و علوم و فضایلی را که آن حضرت از پدران خویش به ارث برده بود، دریافت نمود.

کنار ضریح

و کبوتر

اتفاق دُر دانه ای است

- حوالی تو -

وقتی عشق را دانه می پاشم

بر سنگ فرش هایی که

نشان از تو دارند.

میراث سرزمینم

از نسل آفتاب،

گلدسته های مشرقی است،

که احترام تو را ایستاده اند

و خورشید:

تمردی است نابخشودنی!

اگر از گنبد تو آغاز نشود...

من

گذشته تردید را

به آینده اجابت امیدوارم

تکلیف آرزو روشن است

که تقرب را

کنار ضریح

برایم جا نگه داشته ای.(سودابه مهیجی)

اوضاع سیاسی و ولایت‌ عهدی
 طول مدت امامت حضرت امام رضا علیه‌السّلام مقارن بود با ادامه‌ی حکومت هارون الرشید، خلع شدن امین از سلطنت و خلافت مامون. مامون نخست پيشنهاد خلافت به امام علیه‌السّلام كرد ولى امام شديداً از پذيرفتن آن خوددارى نمود. سپس ولايت عهدى خويشتن را به ایشان پيش نهاد كرد. در اين جا نيز امام مى دانست كه منظور تامين هدف‌هاى شخصى مامون است، لذا دوباره امتناع ورزيد ولى اصرار و تهديدهاى مامون چندان اوج گرفت كه به تصريح يا كنايه امام را به قتل تهديد كرد ولى امام باز هم زير بار نرفت. تا سرانجام از هر سو زير فشار قرار گرفت؛ آنگاه با نهايت اكراه مقام وليعهدى را پذيرفت. امام رضا علیه‌السّلام مقام وليعهدی را پذيرفت مشروط بر اين كه در هيچ يك از امور حكومت دخالتی نكند و مسئوليتی به حضرتش محول نگردد و در شهر اقامت گزيند. امام رضا علیه‌السّلام وليعهدى مامون را پذيرفت اما به اين حقيقت پى برده بود كه در صورت امتناع، بهايى را كه بايد بپردازد تنها جان خودش نمى باشد، بلكه علويان و دوستدارانشان همه در معرض خطر واقع مى شوند. اگر بر امام جايز بود كه در آن شرايط، جان خويشتن را به خطر بيفكند ولى در مورد دوستداران و شيعيان خود و يا ساير علويان هرگز به خود حق نمى داد كه جان آنان را نيز به مخاطره دراندازد. علاوه بر اين نيل به مقام وليعهدى يك اعتراف ضمنى از سوى عباسیان به شمار مى رفت داير بر اين مطلب كه علويان نيز در حكومت سهم شايسته اى دارند.

اوضاع علمی زمان امام رضا علیه‌السّلام
 در قرن دوم هـ.ق كه امام رضا علیه‌السّلام می‌زيستند، مراكز علمی رو به فزونی گذاشت. مدارس مختلف در همه علوم و به همه زبان‌ها و ميان همه گروه‌ها پا گرفت. مدارس از جويندگان دانش در سطوح مختلف علمی و دين پر شد. به خصوص در زمان هارون الرشيد و مأمون و در زمان امامت امام جعفرصادق علیه‌السّلام و امام موسي كاظم علیه‌السّلام و امام علی بن موسی الرضا علیه‌السّلام. حضرت امام رضا علیه‌السّلام در زمان منصور به دنيا آمدند و در زمان خلافت مهدی، هادی، هارون الرشيد و مأمون زندگی كردند و اين زمانی بود كه فرهنگ و فكر اسلامی به خوبی پايه گرفته بود و در آن زمان مؤسسين مذاهب فقهی مختلفی نیز زندگی می‌كردند. مامون دانشمندان ديگر اديان را جمع مى كرد و آنگاه امام رضا علیه‌السّلام را نيز احضار مى كرد. آنان از امام پرسش مى كردند و آن حضرت يكى پس از ديگرى آنان را در مباحثات علمی شكست مى داد. امام علي بن موسي الرضا علیه‌السّلام پناه اهل فكر و معرفت بودند و با علماي فلسفه به مناظره و بحث می‌پرداختند و در حالی كه اهل فقه و شرع را هدايت و توجيه می‌كردند به محور آن‌ها تبديل شده بودند.

اخلاق امام علی بن موسی رضا علیه السّلام
 از ابراهيم بن عباس نقل شده است كه گفت: «هيچ كس را فاضل تر از ابوالحسن رضا علیه‌السّلام نديده و نشنيده ام. از او چيزهايى ديده ام كه از هيچ كس نديدم: هرگز نديدم با سخن گفتن به كسى جفا كند؛ نديدم كلام كسى را قطع كند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود؛ هيچ‌گاه حاجتى را كه مى توانست برآورده سازد، رد نمى كرد؛ هرگز پاهايش را پيش روى كسى كه نشسته بود دراز نمى كرد؛ نديدم به يكى از دوستان يا خادمانش دشنام دهد؛ هرگز نديدم در خنده اش قهقهه بزند بلكه خنده او تبسم بود؛ چنان بود كه اگر تنها بود و غذا برايش مى آوردند، غلامان و خدمتگزاران و حتى دربان و نگهبان را بر سفره خويش مى نشانيد و با آن‌ها غذا مى خورد؛ شب‌ها كم مى خوابيد و بسيار روزه مى گرفت؛ سه روز، روزه در هر ماه را از دست نمى داد و مى فرمود: اين سه روز برابر با روزه يك عمر است؛ بسيار صدقه پنهانى مى داد». ایشان از عابدترين مردم در زمان خود و بالاترين آن‌ها در پارسايی و تقوی بود، تا جايي كه دشمنان آن حضرت هم بدان معترف بودند و نمی‌توانستند آن را انكار كنند.

احادیثی از امام رضا علیه‌السّلام
 1. «لایستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا؛ هیچ بنده‌اى حقیقت ایمانش را کامل نمى‌کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‌شناسى، تدبر نیکو در زندگى و شکیبایى در مصیبت‌ها و بلاها».[۴]

2. «وَقِّرُوا كِبارَكُم وَارحَمُوا صِغارَكُم وَصِلُوا اَرحامَكُم؛ به بزرگترهايتان احترام بگذاريد و با كوچكترها مهربان باشيد و صله رحم نماييد».[۵]

3. «مَنْ کَانَ مِنَّا وَلَمْ یُطِعِ اللهَ فَلَیْسَ مِنَّا؛ هر کس خودش را با ما بداند و خدا را اطاعت نکند از ما نیست».[۶]

4. «اَلْاِمَامُ اَلْاَنِیسُ الرَّفِیقُ وَالْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَالْاَخُ الشَّقِیقُ؛ امام مونسی دلسوز، پدری مهربان و برادری همدل است».[۷]

5. «اِیَّاکُمْ وَالْحِرْصَ وَالْحَسَدَ فَاِنَّهُما اَهْلَکَا الْاُمَمَ السَّالِفَةَ؛ از حرص و حسد بپرهیزید زیرا این دو امت‌های گذشته را نابود کرده است».[۸]

6. «یَا اَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوااللهَ فِی نِعَمِ اللهِ عَلَیْکُمْ فَلاتُنْفِرُوهَا عَنْکُمْ بِمَعَاصِیهِ؛ ای مردم تقوا را درباره‌ی نعمت‌های الهی را رعایت کنید و نعمت‌ها را به گناه و معصیت از خود مرانید».[۹]

هشتمین دُرّدانه زهرا(علیها‌السّلام) پناهم می دهی؟...
 زائری بارانی ام، آقا نگاهم می کنی؟
 بی پناهم، خسته ام، تنها؛ به دادم می رسی؟
 گـرچـه آهـو نیـستـم؛ اما پر از دلتنگی ام
 ضامن چشمان آهوهـا، بـه دادم می رسی؟
 از کبوترها کـه می پـرسم، نشانـم می دهند
 گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟
 ماهـی افـتاده بر خـاکم، لبـالـب تشنـگـی
 پـهنه آبی تـرین دریـا؛ به دادم می رسی؟
 مـاهِ نـورانیِ شب هـای سیـاهِ عـمرِ مـن
 ماهِ من، ای ماهِ من؛ آیا به دادم می رسی؟
 من دخیل التماسم را بـه چشمت بستـه ام
 هشتمین دردانه زهرا(س)، به دادم می رسی؟
 بـاز هم مشهد، مسافرها، هیاهـوی حـرم
 یک نفر فریاد زد: آقا! به دادم می رسی؟

«آب زنید راه را هین که نگار می رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد»

کوچه های ذیقعده را که پشت سر گذاری، در یازدهمین منزل فرود می آیی. جایی که پروانه های سپید، چشمان پنجره ها را پوشانده اند. هر طرف که نگاه کنی، ترانه میلاد است و خنیاگرانی که بر دف ها می کوبند. تو آمده ای، با ردایی از سپیده تا مردمان توس را ضمانت کنی. می شناسمت، ای هشتمین چراغ! نامت، دست گیر دل های بی پناه و شبکه های ضریحت، پلی است تا نیازمندان، از رودخانه های رنج، عبور کنند. تو آمده ای تا مهربانی مان بیاموزی. دوستت دارم ای سنگ صبور این همه قلب بی قرار!...

درخت های این سرزمین، با نور گلدسته های تو بزرگ می شوند و گل ها، طراوت از گنبد طلایی تو می گیرند. بادهای این سرزمین، هر سحر بوی تو را می دهند و باران ها، لطافت تو را دارند.

عشق در این مرز و بوم، در نام تو خلاصه شده است و حیات، شجره ای است که باغبانش تویی. افتخار علم و دانش در این دیار این است که پیش کش سرای تو باشد. نشان های قهرمانی، ضرب نام تو را دارند و تابلوهای مینیاتور، تنها برگ سبزی است هدیه درویش.

پهلوانان در این آب و خاک، مریدان بارگاه تواند و دانشمندان، شاگردان مکتب آسمانی ات.

از تو نوشتن، مایه مباهات است و از تو سرودن، افتخار زبان ها. چه سعادتی بالاتر از آنکه برای تو قلم بزنیم!...

پناهنده توایم آقا!

... به ضریحت که چشم می دوزیم، رازی میان زمزمه های ما با شما از نگاهمان جاری است. راز نهانی ما را بخوان که هلال طلایی گنبدت، ماه شب های تار دل شکسته ماست.

رو به روی جلال تو می ایستم تا اشک هایمان را قطره قطره در صحن حرمت جاری کنیم.

پنجره فولاد تو، جاده ابریشمی است برای ذهن خستگان تا به تو پیوند خورند.

در هیاهوی بی پناهان، پاسخ تو را می شنوم که از آن سوی پنجره زمزمه می کردی: «نگاه دار سر رشته تا نگه دارم».

بیا و زائرانت را که پرندگان بی بال و پر تواند و به نوشیدن جرعه ای از نگاه تو دل خوشند، همچون کبوتران گنبدت پناه گاه باش...

«به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را»

حافظ

سخنان بزرگان اهل سنّت درباره علی بن موسی الرضا صلوات الله علی جدّه و علیه

1. ابن حجر عسقلانی: «‌رضا نسبی شریف داشت و از اهل علم و فضل بود.‌»[10] همو ابوبکر بن خزیمه (امام اهل حدیث) و ابوعلی ثقفی را به همراه بزرگانی دیگر از اهل سنت یاد می کند که به زیارت قبر امام رضا علیه السّلام رفته اند. راوی این حکایت (که خودش آن را برای ابن حجر نقل کرده است) می گوید: ابوبکر بن خزیمه چنان به بزرگداشت این بقعه، و فروتنی و زاری نزد آن پرداخت که ما متحیر شدیم.[11]

2. یافعی: «‌امام بزرگوارِ بزرگ شمرده شده، نسل مهتران گرامیتران، ابوالحسن علی بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، یکی از امامان دوازده گانه، صاحبان منقبت ها، کسانی که امامیه بدان ها منتسب‌اند،... ».[12]

3. ابن حبان می‌نویسد: قبرش (یعنی قبر امام رضا) در سناباد، خارج نوقان در کنار قبر رشید است و زیارت می‌شود و من آن را بارها زیارت کرده‌ام و هنگامی که در طوس بودم مشکلی برایم پیش نیامد که قبر علی بن موسی الرضا صلوات الله علی جده و علیه را زیارت کنم و خدا را بخوانم که آن مشکل را برطرف نماید مگر اینکه دعایم مستجاب شد و مشکل برطرف شد. این را بارها تجربه کرده‌ام و چنین یافته ام. خدا ما را با محبت مصطفی و اهل بیتش صلی الله علیه و آله اجمعین بمیراناد.[13]

4. ابن نجار بغدادی می‌گوید: وی در علم و دین چنان جایگاهی داشت که در بیست و چند سالگی، در مسجد رسول خدا(ص) فتوا می‌داد.[14]


برای مطالعه بیش تر ر.ک.به:
 1. صدوق، عیون اخبار الرّضا علیه السّلام، ترجمه علی اکبر غفاری، تهران: نشر صدوق، ۱۳۷۳ش.
 2. فضل الله، محمدجواد، تحلیلی از زندگانی امام رضا علیه السّلام، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۷ش.
 3. حسینی، جعفر مرتضی، زندگی سیاسی هشتمین امام، ترجمه سید خلیل خلیلیان، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۱ش.
 4. جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (علیهم السلام)، قم: انصاریان، ۱۳۸۱ش.


پانویس:
 1. الطبرسی، ج۲، ۱۴۱۷ه‍.ق.، صص۴۱-۴۲.
 2. ویکی شیعه، مدخل امام رضا علیه السّلام
 3. مادر امام رضا علیه‌السّلام كنيزى بود كه خيزران مرسى نام داشت. برخى نام وى را شقراء نوبيه، ذكر كرده اند كه اروى اسم او و شقراء لقب وى بوده است. هم چنین آمده است که نام ایشان نجمه بوده و به وى ام‌البنين مى گفتند.
 4. بحارالانوار، ج 78، ص 339، ح 1.
 5. عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 265.
 6. سفینة البحار، ص 98.
 7. مسند الامام الرضا علیه‌السّلام، ج 1، ص 69.
 8. بحارالانوار، ج 75، ص 346.
 9. عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 169.
 10. عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۸۹.
 11. عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۸۸.
 12. یافعی، ج۲، ۱۴۱۷ه‍.ق. ص۱۰. «‌توفّی الإمام الجلیل المعظّم سلالة السادة الأکارم أبو الحسن علی بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب، أحد الأئمّة الأثنی عشر، أولی المناقب الذین انتسبت الإمامیة إلیهم، و قصروا بناء مذهبهم علیه.‌»
 13. ابن حبان، ج۸، ۱۴۰۲ه‍.ق.، صص۴۵۷.
 14. ابن النجار، ذیل تاریخ بغداد، ج۴، ص۱۳۵؛ نیز ر.ک: عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۸۷.


منابع:
 (1). زندگی سیاسی هشتمین امام، جعفر مرتضی حسینی، ترجمه خلیل خلیلیان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1373.

(2). سرچشمه دانش، عبدالکریم پاک‌نیا، مبلغان، ش 25، بهمن 1380 و http://wiki.ahlolbait.com

(3). سیره معصومان، سید محسن امین، ترجمه علی حجتی کرمانی، سروش، تهران، 1374.

(4). گوشه‌ای از زندگانی امام رضا علیه‌السّلام، علی شریعتی، گلستان قرآن، ش 106، 1380.

(5). اشارات - آذر 1386، شماره 103 - ولادت حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام و پايگاه حوزه؛ http://www.hawzah.net


برگشت
  • نظرات : 0
  • بازدید : 2 140
کاربر گرامی شما هنوز در وبسایت ثبت نام نکرده اید
ما از شما درخواست داریم ثبت نام کنید و با نام کاربری خود وارد شوید.