• Site Rules
  • Contact

 

مــوضوعـات ســایت
رهگیری ثبت نام ها
جدید ترین مطالب
پـنـل کــاربری
لینک دوستان

برخی از سال ها، در ایام حجّ، «روز عرفه» با «روز جمعه» مصادف شده، و آن سال در میان حجاج، خصوصاً اهل سنّت، به «حج اکبر» معروف می گردد. خداوند در قرآن کريم مي‌فرمايد: «و اذان من الله و رسوله الي النّاس يوم الحج الاکبر انّ اللهَ برئ من المشرکين و رسولُهُ؛ و اين اعلامي است از ناحيه خدا و پيامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر، که خداوند و پيامبر او، از مشرکين بيزارند».در بين محدثان و مفسران قديم و جديد، در اين که حج اکبر کدام است؟ اختلاف نظر وجود دارد، این مسأله، انگیزه شد تا با بررسی آیات و روایات و همچنین تاریخ، سابقه آن را دنبال نمایم.آنچه درذیل تقدیم می گردد نتیجه تحقیقی هر چند کوتاه در این زمینه است که امید می رود با اظهار نظر محققان و دانشمندان و صاحب نظران تکمیل گردد: خداوند در قرآن کریم می فرماید: «و اذان من اللَّه و رسوله الی النّاس یوم الحج الاکبر انّ اللَّهَ برئ من المشرکین و رسولُهُ.»۱«و این اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر، که خداوند و پیامبر او، از مشرکین بیزارند.»در بین محدثان و مفسران قدیم و جدید، در اینکه «حج اکبر کدام است؟» اختلاف نظر وجود دارد، برخی از آنان معتقدند:

  • ۱- مراد از حج اکبر، روز عرفه است.از ابن عباس، طاووس، عمر، عثمان، مجاهد، عطاء، سعید بن مسیب، ابن زبیر، ابوحنیفه و شافعی نقل شده که روز عرفه را روز حج اکبر می دانند.۲عطاء گوید: «الحج الاکبر الذی فیه الوقوف بعرفة، و الاصغر العمرة.»۳اسماعیل قاضی در حدیث مَخْرمَه از رسول خدا (ص) نقل کرده که آن حضرت فرمود: «یوم الحج الاکبر یومُ عرفة.»۴ابن ابی حاتم و ابن مردویه، از مسور بن مَخْرمه از قول رسول خدا (ص) آورده اند که: «انّه قال خطب رسول اللَّه (ص) عشیّة عرفة، فقال امّا بعد فان هذا یوم الحج الاکبر.»«پیامبر (ص) بعد از ظهر عرفه برای مردم سخن می گفت، و خطاب به آنان فرمود: امروز، روز حج اکبر است.»۵ابن سعد، ابن ابی شیبه، ابن جریر، ابن ابی حاتم، و ابوالشیخ از عمر بن خطاب نقل کرده اند که گفت: «حج اکبر روز عرفه است.»۶ابن جریر روایت دیگری از ابی الصهبای بکری نقل می کند که: از علی بن ابیطالب (ع) راجع به روز حج اکبر سؤال کردم، فرمود: روز عرفه است.۷ابوالشیخ نیز از ابن عباس نقل می کند که گفته است: همانا روز عرفه، روز حج اکبر است و این روز، روز مباهات است، روزی است که خداوند به اهل زمین در برابر ملائکه آسمان، فخر کرده و می فرماید: «جاؤنی شعثا غبرا آمنوا بی و لم یرونی و عزّتی لاغفرت لهم.»۸«ژولیده موی و گرد و خاک بر چهره نشسته، به سوی من آمده اند.به من ایمان آوردند، با آنکه مرا ندیده اند.به عزّت خودم سوگند آنها را می بخشم.»برخی از کسانی که این قول را پذیرفته اند به حدیث معروف «الحج عرفه» استدلال کرده و می گویند: از آنجا که یکی از بزرگترین اعمال حج، وقوف در عرفه می باشد، و کسی که آن را درک کند، حج را درک کرده و کسی که آن را درک نکند حج او باطل است، لذا روز عرفه را روز حج اکبر نامیده اند.۹
  • ۲- دسته دیگر «یوم الحجّ الأکبر» را تمامی ایّام حج می دانند.این گروه معتقدند همانگونه که «جنگ جمل»، «جنگ صفیّن» و «جنگ بعاث» با اینکه روزها طول کشیده، از آنها به «روز صفین»، «روز جمل» و «روز بعاث» تعبیر می کنند و مرادشان از «یوم»، تمامی دوران آن جنگ هاست، بنابراین در این جا نیز مراد از «یوم الحج الأکبر» تمامی ایام حج است.۱۰شیخ تَهانَوی می گوید: «الحجّ نوعان: الحج الاکبر و هو حجّ الاسلام، و الحج الأصغر و هو العمرة.«حج دو نوع است: حج اکبر و آن حَجَّةألاسلام است و حج اصغر که عمره است.»۱۱
  • ۳- دسته سوّم حج اکبر را وقوف در عرفات و اعمال مربوط به مِنی می دانند: عمر بن اذینه می گوید: برای امام صادق (ع) مسائلی را نوشتم و پس از مدتی، پاسخ آن حضرت را با دست خط مبارکشان دریافت نمودم: «…و سألته عن قوله تعالی الحج الاکبر ما یعنی بالحج الاکبر؟ فقال الحج الاکبر الوقوف بعرفة و رمی الجمار، و الحج الاصغر العمرة.»۱۲«از امام سؤال کردم که فرموده خداوند: «یوم الحج الاکبر» به چه معنی است؟ فرمود: حج اکبر وقوف در عرفات و رمی جمرات است و حج اصغر عمره است.براساس این روایت، اعمال عرفه و منی، حج اکبر شمرده است.»همین مطلب را زراره از امام صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: «الحج الاکبر الوقوف بعرفة، و بجَمْع* و رمی الجمار بمنی، و الحج الاصغر العمرة.»۱۳«حج اکبر وقوف به عرفه و مشعر، و رمی جمرات در مِنی است و حج اصغر عمره است.»*(جَمْع با فتح جیم و سکون را به معنای مشعر است./ مجمع البحرین، ج ۱، ص ۳۹۷٫)
  • ۴- سفیان ثوری و ابن جُریح و…روز حج اکبر را تمامی ایّام مِنی می دانند.۱۴
  • ۵- مجاهد روایت دیگری را نقل کرده، می گوید: «الحج الاکبر القِران*، و الأصغر الافراد* » «حج اکبر، حج قران و حج اصغر حج اِفراد است.»۱۵*(حج قِران با حج افراد در جمیع جهات یکسان است، جز اینکه، در حج قِران هنگام احرام مکلّف باید قربانی را همراه داشته باشد./مناسک.)*(حجِ افراد عین صورت جمع تمتع است با یک فرق که در حج تمتع هدی باید ذبح کند و در حج افراد واجب نیست./ مناسک امام خمینی ص ۴۵٫)
  • ۶- ابن ابی حاتم از سعید بن مسیب نقل می کند که گفت: حج اکبر روز دوّم از یوم النحر (عید قربان) است. آیا نمی بینی که امام در آن روز خطبه می خواند؟۱۶
  • ۷- ابن سیرین گفته است: «روز حج اکبر، مربوط به آن سالی است که پیامبر (ص) حجةالوداع را انجام دادند و همراه با ایشان نیز تعداد بیشماری از مردم حج بجای آوردند.»۱۷البته می توان این قول را نیز، مؤیّد آن کسانی دانست که روز حج اکبر را روز عید قربان می دانند؛ زیرا در همان سال، پیامبر (ص) در مِنی برای مردم سخن گفت و در روز عید قربان از مردم سئوال فرمود: امروز چه روزی است؟ گفتند: روز عید قربان. سپس فرمود: امروز روز حج اکبر است. ابن عربی این حدیث را حَسَن و صحیح می داند.۱۸
  • ۸- طبرانی از سمرة بن جندب نقل می کند که گفته است: «روز حج اکبر، مربوط به آن سالی است که مسلمانان و مشرکان حج را در مدت سه روز انجام دادند که قبل از آن، چنین حجی انجام نشده، و پس از آن نیز روی نخواهد داد.»۱۹فضیل بن عیاض نیز از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود: علّت نامگذاری حج اکبر آن است که در آن سال مسلمانان و مشرکان، همراه با هم حج انجام داده و پس از آن دیگر مشرکین حج بجای نیاوردند.۲۰همچنین ابن ابی شیبه زاید از ابن عون نقل می کند که از محمد راجع به روز حج اکبر سئوال کردند گفت: روزی است که حج رسول خدا (ص) با حج اهل ملل مصادف گردید.۲۱
  • ۹- بسیاری از محدثان و مفسران، با استناد به روایات گوناگون، حج اکبر را روز عید قربان می دانند.این دسته علاوه بر آنکه از استحکام بیشتری برخوردار می باشد، با آیه «فسیحوا فی الأرض اربعة اشهر» و یا نقلهای تاریخی که می گوید: «علی بن ابیطالب (ع) بعدازظهر عید قربان پیام برائت را ابلاغ فرمود»، سازگارتر است: ابن ابی اوفی می گوید: «روز عید قربان، روز حج اکبر است.در آن روز خون ریخته می شود.سرها تراشیده می شوند.آلودگیها و زواید بدن برطرف می گردد، و حرام ها حلال می شوند.»۲۲مالک نیز همین عقیده را داشته می گوید: «شکی نداریم که حج اکبر روز عید قربان است و این بدان جهت می باشد که بسیاری از اعمال حج در روز عید قربان انجام می شود.در شب عید، حجاج در مِنی وقوف داشته، در فردای آن، رمی، قربانی، حلق و طواف انجام می شود.»۲۳ابوبکر محمد بن عبداللَّه معروف به ابن عربی با تأیید قول مالک می گوید: «و غاص مالک علی الحقیقة» «مالک به تمامی حقیقت دست یافته است.»۲۴معاویة بن عمّار می گوید: از امام صادق (ع) درباره روز حج اکبر سئوال کردم، آن حضرت فرمود: «روز عید قربان، روز حج اکبر و عمره حج اصغر است.»۲۵در جای دیگر صفوان بن یحیی از ذریح المحاربی از امام صادق (ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «حج اکبر یوم النحر، (روز عید قربان) است.»۲۶فضیل بن عباس می گوید: از امام صادق (ع) پیرامون حج اکبر سئوال کردم و گفتم: ابن عباس آن را روز عرفه می دانسته است.حضرت پاسخ فرمودند: «علی (ع) می فرمود: حج اکبر روز عید قربان است و آنگاه به فرموده خدای عزّوجلّ: «فسیحوا فی الأرض اربعة اشهر»۲۷ استدلال کرده می فرمود: جچهار ماه؛ عبارت است ازج بیست روز از ماه ذیحجه، و ماه های محرّم، صفر، ربیع الاوّل و ده روز از ربیع الآخر و اگر حج اکبر روز عرفه باشد چهار ماه و یک روز خواهد شد.»۲۸لازم به توضیح است که علی بن ابی طالب (ع) پیام برائت را به دستور رسول خدا (ص) در روز دهم ذیحجه (روز عید قربان) در مِنی برای مردم قرائت فرموده و براساس دستور خداوند چهار ماه به مشرکین مهلت داد تا تصمیم بگیرند مسلمان شده و یا بر کفر و شرک باقی بمانند و در نتیجه کشته شوند.چهار ماه از این قرار بود: بیست روز باقیمانده از ماه ذیحجه، تمامی ماه های محرّم، صفر، و ربیع الاوّل و ده روز از ربیع الثانی، که در نتیجه روز یازدهم ربیع الثانی مهلت چهار ماهه پایان می پذیرفت.بر این اساس آنها که روز عرفه را یوم الحج الاکبر بدانند یک روز به چهار ماه خواهند افزود و این با آیه ناسازگار است.صاحب تفسیر المنار نیز می گوید: این چهار ماه از روز دهم (عید قربان) ذیحجّه سال نهم (که پیام برائت در آن ابلاغ شد) آغاز و در دهم ربیع الآخر سال دهم خاتمه می یابد.۲۹در روایت دیگری آمده است: در حالی که علی بن ابی طالب (ع) روز عید قربان، بر مرکبی سفید رنگ سوار گشته، به طرف جبانه حرکت می کرد، مردی آمد و لجام اسب آن حضرت را در دست گرفت و سئوال کرد روز حج اکبر کدام است؟ حضرت پاسخ دادند: همین امروز است، جسپس فرمود:ج از مقابل مرکب کنار برو.۳۰

منابع اهل سنّت از افرادی مانند ابن عباس، سعید بن جبیر، ابن زید، نخعی، شعبی، سدی، ابن ابی اوفی، و ابن مردویه….نیز نقل کرده اند که: «مراد از یوم الحج الاکبر روز عید قربان است.»۳۱از مجاهد نیز روایتی نقل شده که حج اکبر را یوم النحر می داند.۳۲ترمذی، ابن منذر، ابن ابی حاتم و ابن مردویه به نقل از علی بن ابی طالب (ع) آورده اند که فرمود: از پیامبر (ص) سؤال کردم: «یوم الحج الاکبر چه روزی است؟ فرمود: روز عید قربان است.»۳۳ابوالشیخ نیز نقل کرده، که علی (ع) فرمود: «یوم الحج الاکبر روز عید قربان است.»۳۴ابن مردویه از ابن ابی اوفی و او از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود: «یوم الاضحی هذا، یوم الحج الاکبر» «روز عید قربان، امروز، روز حج اکبر است.»۳۵ابن داود، ابن ماجه…و ابونعیم در حلیه، از ابن عمر نقل کرده اند که گفته است: رسول خدا (ص) روز عید قربان در حجةالوداع در بین جمرات توقف نموده، از مردم سئوال فرمود: امروز چه روزی است؟ گفتند: روز عید قربان.آنگاه پیامبر (ص) فرمود: امروز، روز حج اکبر است.»۳۶بخاری و دیگران نیز همین مطلب را از پیامبر (ص) نقل کرده اند.۳۷ابوهریره نیز می گوید: ابابکر در همین سال مرا همراه مؤذّنینی که روز عید قربان اعزام داشت، فرستاد، سپس پیامبر (ص) علی (ع) را برای ابلاغ پیام برائت اعزام فرمود.۳۸که این روایت نیز مشخص می کند روزی که علی (ع) پیام برائت را برای مردم قرائت فرمود، روز عید قربان بوده و در نتیجه یوم الحج الاکبر همان روز خواهد بود.ابن ابی شیبه می گوید: ابی جحیفه نیز روز حج اکبر را روز عید قربان می داند عطا و ابن جریر نیز از ابن عباس همین مطلب را نقل کرده اند.۳۹ابن جریر از مغیرة بن شعبه نقل می کند که: روز عید اضحی خطبه خواند و گفت: امروز، روز حج اکبر است.۴۰ابن ابی شیبه از ابی اسحاق نقل می کند که گفته است: از عبدالله بن شداد از حج اکبر سئوال کردم پاسخ داد: روز عید قربان است و حج اصغر عمره است.۴۱سید قطب در تفسیر فی ظلال القرآن می گوید: «…و یوم الحج الاکبر اختلف الروایات فی تحدیده،: اَهُوَ یوم عرفه ام یوم النحر؟ و الاصَح انه یوم النحر.»در روایات، در تعریف روز حج اکبر و اینکه آیا روز عرفه است یا روز عید قربان، اختلاف نظر وجود دارد، لیکن صحیحترین قول آن است که روز عید قربان باشد.۴۲ابن کثیر در تفسیرش می گوید: «یوم الحج الاکبر» روز عید قربان است که برترین و بزرگترین روزهای انجام مناسک حج است.۴۳صاحب تفسیر مراغی نیز همین عقیده را دارد، وی می گوید: «یوم الحج الاکبر یوم النحر الذّی فیه تنهی فرائض الحج و یجتمع الحجاج لإتمام مناسکهم و سننهم فی مِنی.»«روز حج اکبر، روز عید قربان است که در آن حجاج برای تکمیل مناسک حج، در منی جمع می شوند، و واجبات حج در این روز پایان می یابد.۴۴محمد رشید رضا در المنار ضمن برتر دانستن این قول که «حج اکبر روز عید قربان است» [روزی که] واجبات و ارکان حج در آن به پایان می رسد می گوید: در تعیین حج اکبر اختلاف نظر وجود دارد که به زودی ما آن را ذکر خواهیم نمود.۴۵طبری پس از آنکه اقوال مختلف را پیرامون حج اکبر بیان می کند می گوید: برترین و صحیح ترین آنها، نزد ما، گفتار کسی است که می گوید: «یوم الحج الاکبر»، یوم النحر، روز عید قربان است.زیرا اخبار فراوانی از گروهی از صحابه رسول خدا (ص) وجود دارد که می گوید: علی بن ابی طالب در روز عید قربان، آیات برائت را برای مردم قرائت کرد.علاوه بر آن، روایات متعددی از رسول خدا (ص) ذکر کردیم که می گفت: «روز عید قربان، روز حج اکبر است.»سپس در تأیید این سخن می گوید: «یوم» در اینگونه کلمات، براساس آنچه بدان اضافه شده، معنا پیدا می کند.وقتی مردم می گویند «یوم عرفه»، مراد روزی است که مردم در عرفات وقوف دارند.«یوم اضحی»، روی است که مردم در آن قربانی می کنند.«یوم الفطر»، روزی است که مردم در آن افطار می کنند و همین طور «یوم الحج» روزی است که مردم در آن حج به جای می آورند، و همانا مردم در روز عید قربان مناسک خود را به پایان برده و حجّشان خاتمه می یابد و بالاخره تمامی حج روز عید قربان است.۴۶در روایت دیگری آمده است که: پیامبر (ص) بر شتر مادّه قرمز رنگی سوار شده و فرمود: «اَتَدْروُنَ اَیُّ یوم یَوْمُکُمُ؟»، «آیا می دانید امروز چه روزی است؟.»«قالوا: یوم النحر»، «گفتند روز عید قربان است.»آنگاه فرمود: «صَدَقْتم یومُ الحج الاکبر»، «راست گفتید: روز حج اکبر است.»۴۷

ابی بشر می گوید: علی بن عبدالله بن عباس با مردی از آل شیبه بر سر اینکه روز حج اکبر کدام است با یکدیگر به مخاصمه پرداختند.علی بن عبداللَّه می گفت: روز عید قربان است و دیگری می گفت: روز عرفه است.کسی را نزد سعید بن جبیر فرستاد، از او سؤال کردند: پاسخ گفت: روز عید قربان است.۴۸ابلاغ پیام برائت توسط علی (ع) نیز در مِنی و روز عید قربان بوده است.ابی الصباح کنانی از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود: «پیامبر (ص) پس از مراجعت از جنگ تبوک تصمیم به انجام حج گرفتند جلیکن ج فرمودند: در خانه خدا مشرکان عریان ظاهر شده، به طواف می پردازند و تا چنین است من دوست نمی دارم حج به جای آورم.»۴۹به دنبال آن آیات، سوره برائت نازل و پیامبر (ص) علی (ع) را برای ابلاغ پیام به مشرکان، به مکّه اعزام فرمود.جریان این اعزام را امام صادق (ع) اینگونه بیان می فرمایند: رسول خدا (ص) پس از فتح مکّه از انجام مراسم حج توسط مشرکین، جلوگیری نفرموده بود، لیکن مشرکین با اعمال زشت و ناپسند و عقاید خرافی خود، مراسم حج را به ابتذال کشانده بودند.و چنین وضعیتی قابل دوام نبود.به نمونه ای از این اعمال توجه کنید: یکی از سنتهای اعراب جاهلی در حج این بود که عقیده داشتند: کسی که وارد مکه شده و با لباس خود طواف می کند.پس از طواف جایز نیست آن لباس را نگه داشته و از آن استفاده نماید.براین اساس پس از طواف، لباس خود را به دیگری صدقه می داد و یا قبلاً لباسی را کرایه کرده با آن طواف می کرد و سپس به صاحبش برمی گرداند، آنهایی که قدرت کرایه کردن لباس را نداشته و یک لباس نیز بیشتر نداشتند، آن را از تن بیرون آورده و عریان به طواف می پرداختند.تا جایی که روزی زنی زیبا و خوبروی برای طواف به مسجدالحرام آمد، چون یک لباس بیشتر نداشت و کسی نیز لباسی به او کرایه نداد، برهنه مشغول طواف گردید، مردم به تماشای او ایستادند.پس از پایان طواف برخی درخواست ازدواج با او را کردند، زن جواب منفی داده، گفت: من شوهر دارم.این وضعیت زشت و ناپسند قابل دوام نبود و قداست خانه خدا را خدشه دار می ساخت.زمانی که آیات اوّل سوره برائت بر رسول خدا (ص) نازل گردید، پیامبر آنها را به ابابکر داده و به او امر فرمودند تا به مکه رفته، آیات را در مِنی و روز عید قربان برای مردم قرائت کند.همین که ابابکر رفت جبرائیل بر رسول خدا (ص) نازل شد و گفت: «لا یؤدّی عنک الّا رجلٌ مِنْک»، «این پیام را باید مردی که از شما و خاندان شماست ابلاغ نماید.»ابن عربی در ضمن روایتی این جمله را چنین آورده است: «انه لا یؤدی عنی الّا رجلٌ من اهل بیتی.»۵۰ به دنبال این دستور، پیامبر (ص) علی بن ابی طالب (ع) را برای انجام این مأموریت انتخاب و به دنبال ابابکر فرستاد، علی (ع) در منطقه روحاء۵۱ (و یا بر طبق بعضی نقل ها در ذی الحلیفه ۵۲ ) به ابابکر رسیده، آیات را از او گرفت، ابابکر با وحشت بسیار، به سوی پیامبر (ص) بازگشت و اظهار داشت: آیا در باره من آیه ای نازل شد که تصمیم خود را عوض کردید؟ پیامبر (ص) پاسخ دادند: نه، خداوند مرا امر فرمود تا این پیام توسط خودم یا مردی از خانواده ام ابلاغ گردد.علی (ع) فرمود: «پیامبر (ص) به من امر نمود تا دستور خدا را به مردم ابلاغ کرده، به آنها بگویم: از این پس هرگز عریان بر گِرد خانه خدا طواف نکنند و پس از این سال نیز، دیگر مشرکین نزدیک مسجدالحرام نشوند.»۵۳از این روایت می توان فهمید که زمان ابلاغ آیات سوره برائت توسط امیرالمؤمنین (ع) روز عید قربان و در سرزمین مِنی بوده است و در نتیجه روز حجّ اکبر نیز همان روز عید قربان خواهد بود.حریز نیز از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود: بعدازظهر روز عید قربان پیام برائت را علی بن ابی طالب (ع) قرائت فرمود.۵۴ترمذی از زید بن یُثَیْع نقل می کند که گفته است: از علی (ع) سؤال کردم: مأموریت شما در حج چه بود؟ حضرت پاسخ فرمودند: چهار چیز:

  • ۱- اینکه برهنه در کنار کعبه طواف نکنند.
  • ۲- اگر بین پیامبر (ص) و کسانی از مردم پیمانی هست که زمان آن مشخص است، آن پیمان به قوت خود باقی است.
  • ۳- به آنان که پیمانی ندارند، چهار ماه مهلت داده می شود.
  • ۴- وارد بهشت نمی شود مگر کسی که مؤمن باشد.۵۵

ابن عربی به نقل از ابوسعید محمد بن طاهر و او از استاد ابو مظّفر طاهر بن محمود شاهپور نقل می کند که گفته است: یکی از دلایل اعزام علی (ع) برای این مأموریت، این بود که سیره اعراب در گذشته چنین بوده که پیمان های خود را نقض نمی کردند مگر با حضور کسی که آن پیمان را بسته بود، یا مردی از آن خاندان.بر این اساس پیامبر (ص) می خواست تا بهانه را از دست مشرکان گرفته و زبان آنها نیز در آینده بسته شود، لذا پسر عموی خود را که از بنی هاشم و از بیت رسول خدا (ص) بود، برای برداشتن این پیمان به سوی مکه فرستاد.۵۶محمد رشید رضا در تفسیر المنار بدون آنکه مدرک خویش را مشخص کند بر وجود چنین رسمی صحّه می گذارد لیکن به نظر می رسد ایشان نیز از همان نقل بهره گرفته است.۵۷به نظر می رسد چنین مطلبی صحیح نباشد زیرا:

  • اولاً: پیامبر (ص) از قبل به رسوم اعراب جاهلی آگاه بود و اگر این رسم وجود داشت حضرت نمی بایست ابتدا ابابکر را انتخاب فرموده، و پس از آن که آیه نازل شد مأموریت را به علی (ع) واگذار کند!
  • ثانیاً: مفسرین بر این عقیده اند که انتخاب علی (ع) برای این مأموریت از ناحیه خداوند بوده که توسط جبرائیل امین به رسول خدا (ص) ابلاغ گردید و این انتخاب الهی، مهمتر از پاسخگویی به یک رسم جاهلی است.
  • ثالثاً: ابلاغ پیام برائت در اوج اقتدار پیامبر (ص) و پس از فتح مکّه و زمانی که مشرکین در ذلّت بسر می بردند صورت گرفته و دیگر برای مشرکان قدرتی باقی نمانده تا بتوانند در آینده، نسبت به شکستن پیمان خود با پیامبر (ص) اعتراض نمایند.به هر حال مسلم آن است که پیامبر (ص) ابتدا ابابکر را مأمور ابلاغ پیام فرمود و سپس این مأموریت را لغو و آن را به علی بن ابیطالب (ع) واگذار نمود.افرادی همچون محمد رشید رضا دنبال اثبات این مطلبند که پیامبر (ص) ابابکر را در همان سفر به عنوان امیرالحاج اعزام نموده، و علی بن ابیطالب (ع) فقط مأمور اعلام آیات برائت به حاجیان بوده است.۵۸لیکن این سخن نمی تواند صحیح باشد، زیرا
  • اولاً: ابلاغ این مطلب که: «لا یحجّ بعد العام مشرک»، «از این پس مشرکان حق انجام حج را ندارند» مستقیماً با امیرالحاج ارتباط دارد.
  • ثانیاً در روایات آمده است که: «لایبلغها الا انا او رجل من اهل بیتی.»۵۹

عجیب تر آنکه وقتی آقایان با این مشکل مواجه شده و پاسخی برای آن نیافته اند، درصدد برآمده اند تا بگویند ابابکر به علی (ع) دستور داد تا آیات سوره برائت را قرائت نماید.۶۰و حال آنکه ابلاغ این پیام به فرمان پیامبر (ص) صورت گرفت و نیازی به دستور مجدّد ابابکر نداشت! اباهریره تلاش می کند تا اعلان برائت در روز عید قربان را برای خود ثبت نموده، علی (ع) را نیز در شمار یکی از کسانی که این مسؤولیت را عهده دار بوده است، معرفی کند!۶۱ تعصّب آنچنان چشم و گوش آقای محمد رشید رضا را پرکرده که به دنبال نقل این مسائل، شدیداً به شیعه حمله می کند که چرا از این قضیه به عنوان اثبات یک فضیلت برای علی بن ابیطالب (ع) استفاده می کنند؟! چگونه یک انسان که خود را مفسر قرآن می داند به خود جرأت می دهد اینگونه در تحریف حقایق تلاش کند و تا بدان جا پیش رود که برای شیعه و به قول او، روافض، تقاضای مرگ و کشته شدن بنماید.۶۲متأسفانه برای انکار این فضیلت تا بدان جا پیش رفته اند که پس از مسلم گرفتن امیرالحاج بودن ابابکر، محمد رشید رضا از اَلوسی نقل می کند که برخی از اهل سنت گفته اند: اینکه پیامبر (ص) ابابکر را به عنوان امیرالحاج و علی (ع) را به عنوان مبلّغ پیام برائت انتخاب فرمود، به خاطر آن است که ابابکر مظهر صفت رحمت و جمال خداوندی است و علی (ع) شیر خدا و مظهر جلال خداوندی است (که صفت قهر از صفات جلال است) لذا اینجا که نقض عهد مشرکان است جو به اصطلاح خشونت لازم داردج این مسئولیت به عهده علی بن ابیطالب (ع) گذاشته شد!۶۳ ابن کثیر از روی تعصّب برای نادیده انگاشتن این فضیلت بزرگِ علی بن ابیطالب (ع) تلاش می کند تا حدیث رسول خدا (ص) را که فرمود: «لایبلغها الّا انا او رجل من اهل بیتی» را از اعتبار انداخته، آن را ضعیف و غیر صحیح معرّفی کند!۶۴ علاوه بر آن می گوید: اینکه در روایت آمده: «پس از ابلاغ پیام رسول اکرم (ص) ابابکر به مدینه مراجعت نمود» معنایش آن نیست که فوراً به مدینه برگشت؛ بلکه وی به راه خود ادامه داده، و پس از انجام مناسک حج به مدینه مراجعت و به حضور پیامبر (ص) رسید.۶۵و از این بدتر آنکه ابن کثیر به نقل از مسند احمد حنبل می گوید: آنگاه که پیامبر (ص) علی (ع) را برای ابلاغ پیام برائت مأمور نمود، علی (ع) در پاسخ گفت: ای پیامبر خدا من نه سخنورم و نه زبان گویائی دارم: و پیامبر (ص) به ایشان فرمودند: من ناچارم یا خود این مأموریت را انجام دهم یا آنکه شما عهده دار آن شوید و سپس علی (ع) پاسخ داد: حال که ناچار و مجبوریم پس من خواهم رفت! پیامبر (ص) نیز علی (ع) را دعا نموده، دستش را بر دهان علی (ع) نهاد.۶۶به راستی تعصب چه می کند و چگونه انسانها را به انحراف و بیراهه می کشد! علی (ع) آن سخنور توانا و آن گوینده پرجاذبه ای که با شروع کلامش نفس در سینه ها حبس، و با شنیدن کلامش انسانهای عاشقی چون «همّام» قالب تهی می کنند، را چونان انسان های بی زبانی که توانائی حرف زدن ندارند، معرفی می نماید.بدیهی است که اینگونه تعصبات ناروا، نمی تواند پرده بر روی حقایق کشیده بر واقعیات سرپوش بگذارد.حق همان است که گفته شد انتخاب علی (ع) برای این امر مهم، حاکی از فضیلت بزرگی است که تنها آن کس که از اهل بیت رسول اللَّه (ص) و جان و روح آن حضرت و محبوب خداوند است، از عهده انجام آن برخواهد آمد.مرحوم علامه طباطبائی – رضوان اللَّه تعالی علیه – در ذیل آیه شریفه: «و اذان من اللَّه و رسوله.»فرموده اند: «مراد روز دهم ذی الحجه از سال نهم هجرت است چون در آن روز بود که مسلمانان و مشرکان یک جا اجتماع کرده و هر دو طایفه به حج خانه خدا پرداختند و پس از آن سال، دیگر هیچ مشرکی حج انجام نداد.سپس می افزاید: این قول مورد تأیید روایاتی است که از ائمه اهل بیت (ع) رسیده و با معنای اعلام برائت مناسب تر و با عقل نیز سازگارتر از سایر اقوال است، زیرا آن روز، بزرگترین روزی بود که مسلمانان و عموم مشرکین به حج آمده، در مِنی جمع شده بودند.این معنی از برخی روایات واصله از طرق اهل سنت، نیز استفاده می شود چیزی که هست در آن روایات مراد از حج اکبر روز دهم از هر سال است، نه فقط سال نهم هجرت، و بنابراین همه ساله حج اکبر تکرار می شود لیکن از طریق نقل ثابت نشده که اسم روز دهم روز حج اکبر باشد.»۶۷و در ادامه نقل اقوال ذیل آیه شریفه می فرمایند: «از شنیدن کلمه «روز حج اکبر»، همان «روز عید قربان» به ذهن می رسد، چون تنها روزی که عموم حجاج آنجا اجتماع کرده و اعلام برائت می تواند به گوش همگان برسد، همان روز دهم است، و وجود چنین روزی در میان سایر ایّام حج، نمی گذارد کلمه یوم الحج الاکبر سایر ایّام را نیز شامل شود.»۶۸در لغت نامه دهخدا نیز به نقل از مهذّب الاسماء، حج اکبر را عید اضحی و عید گوسفندکشان معنی می کند.۶۹از آنچه گذشت نتیجه می گیریم که:

  • ۱- مراد از روز حج اکبر روز عید قربان است.
  • ۲- تعبیر یوم الحج الاکبر برای اولین بار در مورد روز عید قربان سال نهم هجرت بکار رفته، و در سال بعد که حجةالوداع صورت گرفت باز این تعبیر تکرار گردیده است.لذا می توان گفت همه ساله روز عید قربان، روز حج اکبر است.
  • ۳- آنجا که حج اکبر بدون کلمه یوم آورده شود مراد حج در مقابل عمره است.طبری در این زمینه پس از نقل نظرات مختلف پیرامون علت نامگذاری این روز به حج اکبر می گوید: از این اقوال نزد من به صحت نزدیکتر، قول کسی است که می گوید: حج اکبر به معنای حج و حج اصغر به معنای عمره است زیرا اعمال حج از اعمال عمره بیشتر است.۷۰
  • ۴- آنگونه که در برخی منابع آمده، روز عرفه در سالی که رسول خدا (ص) حج گزاردند با روز جمعه مصادف بوده است و مؤلف کتاب الفقه الاسلامی و ادّلته تعبیر: «قد ثبت فی ا لصحیحین ان یوم عرفة، الذی وقف فیه النبی (ص) کان یوم جمعة» دارد.۷۱ولی اینکه مصادف شدن روز جمعه با عرفه در هر زمان، دلیل آن باشد که حج آن سال، حج اکبر است هیچگونه دلیل و مدرکی در روایات و منابع تاریخی برای آن ذکر نگردیده و به نظر می رسد یک عقیده عوامانه است که با گذشت زمان بصورت یک امر مسلم درآمده است.صاحب تفسیر المنار در این زمینه می گوید: در حجةالوداع، روز عرفه، روز جمعه بود و عوام هر زمان که وقوف در عرفات با روز جمعه مصادف شود آن سال را حج اکبر می نامند.۷۲در لغت نامه دهخدا نیز آمده است: ظاهراً در نزد عوام چون عید اضحی با جمعه تصادف کند حج آن سال را حج اکبر گویند و ثواب این حج را بیشتر گمان برند.۷۳

روز حج اکبر، روز جهانی برائت از مشرکان

بر اساس آموزه‌های قرآنی یکی از مهم‌ترین اصول اعتقادی و عملی در زندگی مسلمان، تبری و تولی است؛ چرا که ساختار اعتقادی مسلمانان را « لا اله الا الله» تشکیل می‌دهد که نفی معبودان و اثبات معبودی واحد به نام الله است. این ساختار به صراحت و روشنی خط‌مشی مسلمانان را در زندگی مشخص می‌کند که تبری از غیر و تولی به خدا است.مطابق تعالیم قرآن روز دهم ذيحجّه، روز اعلان برائت خدا و رسول از مشرکان است؛ لذا مسلمانان و مومنان نیز می‌بایست به تبعیت از خدا و اسوه حسنه الهی در این روز اعلان برائت نمایند. نویسنده دراین مطلب بر اساس آموزه‌های قرآنی بر لزوم پاسداشت و تکریم روز دهم ذيحجّه، به عنوان روز اعلان برائت مسلمانان تاکید کرده و علل و چرایی آن را تبیین نموده است.
دهم ذیحجه، روز برائت
اسلام بر محور شعار « قولوا لا اله الا الله تفلحوا» شکل گرفته است. پیامبر گرامی اسلام(ص) به تبعیت از حضرت ابراهیم(ع) اصل اعتقادی اسلام را بر تبری و تولی نهاده است؛ چرا که نفی خدایان به معنی تصفیه و تخلیه خانه دل و معابد و مساجد از هر گونه شرک و نمادهای آن از جمله بت پرستی و تجلیه دل و مساجد به ولایت خداوندی است. حضرت ابراهیم خلیل الله(ع) اولین کسی است که قیام به بت شکنی کرده است. پیش از آن حضرت(ع) دیگران تنها مردمان را به توحید و نفی معبودان دیگر می‌خواندند، ولی هیچ کس در عمل اقدام به شکستن نمادهای شرک در زندگی بشر نکرده بود.خداوند در آیات بسیاری از جمله ۵۱ تا ۷۳ گزارش کاملی از بت شکنی حضرت ابراهیم(ع) می‌دهد. آن حضرت(ع) به سبب همین بت‌شکنی در آتش نمرودیان انداخته می‌شود که با معجزه الهی رهایی می‌یابد.ایشان پس از این واقعه به فلسطین و سرزمین‌های مبارک و مقدس وارد می‌شود و پس از مدتی ماموریت می‌یابد تا نخستین خانه توحید را با فرزندش اسماعیل(ع) در مکه بنا نهد تا دل‌های مومنان برای عبادت خدای یکتا و یگانه به آن سمت متمایل شود و آیین توحیدی حج را به جا آورند. (بقره، آیات ۱۲۴ تا ۱۳۳؛ ابراهیم، آیه ۳۷؛ حج، آیه ۲۷)آیین‌های حج بر محور همان شعار اصلی شکل می‌گیرد که نفی خدایان و اثبات الله است.(۷۴)

پاورقی ها :

  • ۱- توبه: ۴٫
  • ۲- قرطبی، ج ۸ ، ص ۶۹٫
  • ۳- تفسیر قرطبی، ج ۸ ، ص ۷۰٫
  • ۴- همان مدرک.
  • ۵ – تفسیر فخر رازی، ج ۱۵ ، ص ۲۲۱٫
  • ۶ – در المنثور ج ۳ ، ص ۲۱۳٫
  • ۷ – همان مدرک.
  • ۸ – همان مدرک.
  • ۹ – تفسیر فخر رازی، ج ۱۵ ، ص ۲۲۱٫
  • ۱۰ – مجمع البیان، ج ۵ ، ص ۵٫
  • ۱۱ – کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱ ص ۲۸۳٫
  • و کذا فی جامع الرموز.
  • ۱۲ – وسائل ج ۸ حدیث ۱۴۱۰۸٫
  • (چاپ آل البیت) ۱۳ – وسائل، ج ۱۴، حدیث ۱۹۲۳۹٫
  • ۱۴ – مجمع البیان، ج ۵ ، حدیث ۵ ، تفسیرقرطبی ج ۸ ص ۷۰٫
  • ۱۵ – تفسیر قرطبی، ج ۸ ، ص ۷۰٫
  • ۱۶ – درالمنثور، ج ۳، ص ۲۱۲٫
  • ۱۷ – قرطبی، ج ۸ ، ص ۷۰٫
  • ۱۸ – احکام القرآن ابن عربی، ج ۲ ، ص ۴۵۳٫
  • ۱۹ – درالمنثور، ج ۳ ، ص ۲۱۱٫
  • ۲۰ – وافی، ج ۱۴ حدیث ۱۴۳۱۸٫
  • ۲۱- درالمنثور، ج ۳، ص ۲۱۱٫
  • ۲۲ – تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۶۹٫
  • ۲۳ – همان مدرک، ص ۸۰٫- احکام القرآن ابن عربی، ج ۲ ، ص ۴۵۲٫- نورالثقلین، ج ۲ ، ص ۱۸۵٫
  • ۲۴ – احکام القرآن ج ۲ ، ص ۴۵۳٫
  • ۲۵ – وسائل، ج ۱۴ ، حدیث ۱۹۲۳۰ : – وافی، ج ۱۴ ، حدیث ۱۴۳۱۵٫
  • ۲۶ – وافی، ج ۱۴ ، حدیث ۱۴۳۱۶٫
  • ۲۷ – توبه: ۲٫
  • ۲۸ – وافی، ج ۱۴ حدیث ۱۴۳۱۷ ، – نورالثقلین، ج ۲ ، ص ۱۸۵٫
  • ۲۹ – المنار، ج ۱۰ ص ۱۵۲٫
  • ۳۰ – تفسیر روح البیان، ج ۳ ، ص ۳۸۵٫
  • ۳۱- تفسیر فخر رازی، ج ۱۵ ، ص ۲۲۱٫
  • ۳۲ – مجمع البیان، ج ۵، ص ۵٫
  • ۳۳ – درالمنثور، ج ۳ ، ص ۲۱۱٫
  • ۳۴ – همان مدرک.
  • ۳۵ – درالمنثور، ج ۳ ، ص ۲۱۱٫
  • ۳۶ – همان مدرک.
  • ۳۷ – احکام القرآن ابن عربی، ج ۲ ، ص ۴۴۹٫
  • ۳۸ – احکام القرآن ابن عربی، ج ۲ ، ص ۴۵۰٫
  • ۳۹ – تفسیر فخر رازی، ج ۱۵ ، ص ۲۲۱٫
  • ۴۰ – درالمنثور، ج ۳ ، ص ۲۱۱٫
  • ۴۱- درالمنثور ج ۳ ، ص ۲۱۲٫
  • ۴۲ – فی ظلال القرآن ج ۴ ، ص ۱۳۶٫
  • ۴۳ – تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۵۲۱٫
  • ۴۴ – تفسیر مراغی، ج ۱۰ ، ص ۵۵٫
  • ۴۵ – المنار، ج ۱۰ ، ص ۱۵۳٫
  • ۴۶ – تفسیر طبری، ج ۶ ، ص ۷۵٫
  • ۴۷ – تفسیر طبری، ج ۶ ، ص ۵۳٫
  • ۴۸ – تفسیر طبری، ج ۶ ، ص ۷۱٫
  • ۴۹ – تفسیر قرطبی، ج ۸ ، ص ۶۷٫
  • ۵۰ – احکام القرآن، ج ۲ ، ص ۴۵۳٫
  • ۵۱- روحاء مکانی است بین مکه و مدینه که تا مدینه حدود ۳۰ مایل فاصله دارد.
  • ۵۲ – نورالثقلین، ج ۲ ، ص ۱۷۸٫
  • ۵۳ – نورالثقلین، ج ۲ ، ص ۱۸۱ ، – تفسیر صافی، ج ۲ ، ص ۳۱۹٫
  • ۵۴ – نورالثقلین، ج ۲ ، ص ۱۷۹٫
  • ۵۵ – تفسیر قرطبی، ج ۸ ، ص ۶۸٫
  • – احکام القرآن ابن عربی، ج ۲ ، ص ۴۵۴٫
  • ۵۶ – قرطبی، ج ۸ ، ص ۶۸٫
  • ۵۷ – المنار، ج ۱۰ ، ص ۱۵۸٫
  • ۵۸ – تفسیر المنار، ج ۱۰ ، ص ۱۵۵٫
  • ۵۹ – المنار، ج ۱۰ ، ص ۱۵۷٫
  • ۶۰ – همان مدرک ص ۱۵۶٫
  • ۶۱- تفسیر ابن کثیر، ج ۲ ، ص ۵۲۱٫
  • ۶۲ – همان مدرک ص ۱۶۴٫
  • ۶۳ – المنار، ج ۱۰ ، ص ۱۶۲٫
  • ۶۴ – تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۵۲۲٫
  • ۶۵ – تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۵۲۲٫
  • ۶۶ – تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۵۲۲٫
  • مسند احمد، ج ۱ ، ص ۱۵۰٫
  • ۶۷ – لغت نامه دهخدا ذیل کلمه حج اکبر ص ۳۱۵٫
  • ۶۸ – تفسیر طبری، ج ۶ ، ص ۷۶٫
  • ۶۹ – الفقه الاسلامی ادلّته ج ۳ ، ص ۲۱۳٫
  • ۷۰ – تفسیر المنار، ج ۱۰ ، ص ۱۶۰٫
  • ۷۱- لغت نامه دهخدا ذیل کلمه حج اکبر ص ۳۱۵٫
  • ۷۲ – تفسیرالمیزان، ج ۹ ، ص ۲۲۹٫
  • ۷۳ – تفسیر المیزان، ج ۹ ، ص ۲۳۰٫
  •  ۷۴ – کیهان (علی پوریا)
 منابع:
  1. حجّ
  2. کیهان
  3. حوزه نت
  4.  مجله، میقات حجّ، زمستان ۱۳۷۱، شماره ۲





برگشت
  • نظرات : 0
  • بازدید : 11
کاربر گرامی شما هنوز در وبسایت ثبت نام نکرده اید
ما از شما درخواست داریم ثبت نام کنید و با نام کاربری خود وارد شوید.