• Site Rules
  • Contact

 

مــوضوعـات ســایت
رهگیری ثبت نام ها
جدید ترین مطالب
پـنـل کــاربری
لینک دوستان
تاریخ : 2 مرداد 1393
موضوع : حرف دل

شهیدی که امام بوسید

شهدایی که امام بوسید

کدام شَهید را امام بوسید

شُهدایی که امام را بوسیدند

امام پیشانی کدام شهید را بوسید

امام بر پیشانی کدام شهید بوسه زد

شهیدی که امام پیشانی اش را بوسید

تنها شهیدی که امام بر پیشانی اش بوسه زد

خواست خدمت امام برسد. به او توصیه کردند: خود را روی پای امام نیندازد. این کار را کرد. امام پیشانیش را بوسید. تنها شهیدی شد که امام پیشانیش را بوسید

شهید زنده و جانباز 70درصد

حجّة الاسلام محمّد صادقی سرایانی، مشهور به شهید زنده، جانباز 70 درصدی است که در طول پنج سال بیش از 80 بار عمل جراحی شده است.- وی مبارزه خود را از دوران ستمشاهی آغاز کرد برای همین طعم بازداشتگاه های رژیم پهلوی را نیز چشیده است. سال 56 وارد حوزه گناباد شده، بعد برای ادامه تحصیل به تربت حیدریه و در نهایت به مشهد رفته است. وی پس از جنگ تا خارج فقه و اصول خوانده است

داماد امام حسین علیه السّلام

سال 62 ازدواج کرد. پیش از ازدواج در خواب امام حسین علیه السّلام به او گفت: دامادم می شوی؟ همه این خواب را تعبیر به شهادتش کردند امّا تعبیر واقعی اش ازدواج با دختری از نسل سادات حسینی بود. نتیجه 28سال زندگی،2دخترو2پسرندکه دانشجوی دکترای داروسازی، مهندسی کشاورزی و کامپیوترند

چمران رمز عبور نداشت به ستاد راهش ندادم

در زمان جنگ به کرمانشاه، باختران یا ستاد غرب می گفتند چون مردم از شاه بدشان می آمد و فکر می کردند هر جا نام شاه دارد به طور حتمی به شاه مخلوع منتسب است، حتّی شاهرود را هم امامرود می گفتند که امام خمینی پس از شنیدن این جریان، اعتراض کردند و گفتند این شاهرود، از اسم آیت الله شاهرودی است همان طور که وجه تسمیه کرمانشاه نیز، سلسله کرمانشاهی از علمای بزرگوار این شهر هستند. وارد ستاد غرب که شدم با این که طلبه بودم اما به مقتضای سن یک نوجوان 14 ساله جست و خیز فراوانی داشتم و خیلی شوخ و شلوغ بودم. یک روز همین طور که در سالن راه می رفتم یک دفعه دیدم از یکی از اتاق ها صدا می آید که این بچه را جنگ نبرید، فهمیدم در مورد من است. دقیق تر شدم، گفتند: وقتی از جنوب خراسان تا این جا خود را رسانده چطور راضی اش کنیم؟ فرمانده گفت: یک تیر هوایی جلویش بزنید متوجّه می شود جنگ شوخی نیست، بترسد و بماند. سرش را گرم کنید که تو باید نگهبانی دهی و خط مقدّم همین جا است. بعد از پایان جلسه، آقای قدرتی از سپاه سمنان از اتاق آمد بیرون و در حالی که به شلیک ضدهوایی های دشمن اشاره می کرد به من گفت: میدانی جنگ از همین جا شروع می شود. من که می خواستم نقشه دیگری برای من نکشند، گفتم: بله می دانم همین جا خطّ مقدّم است. آن شب ساعت 12 شب شیفت نگهبان شدم آن هم با تفنگ M1 که باید برای هر شلیک گلنگدن می کشیدی! رمز شب، «سه ستاره، الله اکبر، ستاره» اعلام شد و تأکید کردند گول نخورید اگر یک نفر آمد اسم معاون یا فرمانده پایگاه را آورد در را باز نکنید. من رمز را حفظ کردم. یک ساعت بعد ماشینی جلوی در نگه داشت و گفت در را باز کن امشب را این جا استراحت کنیم. گفتم رمز؟ گفت ما رمز نداریم. گفتم ما هم جا نداریم! گفت ما از تهران امده ایم (اشاره کرد به فردی که در ماشین خوابیده و کلاهش را روی سرش کشیده بود) گفت: ایشان آقای چمران است. گفتم من چمران ممران سرم نمی شود.ایشان را نمی شناحتم

گفت: چمران! نماینده امام و ... گفتم فایده ندارد باید رمز بگویی

من فکر می کردم می گوید ایشان(چمران) آمده و نماینده امام و دیگران هم می آیند. گفتم پس اگر این همه آدم هستید ما جا نداریم بروید جای دیگر! گفت نه همین آقا این سمت ها را دارد. گفتم مگر می شود یک نفر این قدر مهمّ باشد؟ در این لحظه چمران خودش بیدار شد، کلاه ارتشی اش را تنظیم کرد و از ماشین پیاده شد و به من گفت: پسرم من چمران هستم. گفتم لازم نیست خودت را معرفی کنی این آقا شما را معرفی کرده. گفت: پس در را باز کن. گفتم رمز بدید تا باز کنم. گفت رمز نداریم. گفتم پس ما هم جا نداریم

گفت:بگوآقای اسکندری(مسؤولتان)بیاید.تااین راگفت یادم آمدبه من گفتند:مباداباآوردن اسم کسی گول بخورید.گفتم:فکرنکنی اسم کسی رابیاری،دررابازکنم

گفت: من نگفتم در را باز کن، گفتم: بگو خودش بیاید

در برج نگهبانی2 شاسی زنگ داشتیم یکی برای خبرکردن اتاق پاس بخش و یکی برای سالنی که 500 نفر در آن می خوابیدند. چون منافقین در منطقه فعّال بودند گفته بودند اگر اتفاقی افتاد این شاسی را هم فشار دهید تا سربازان هم برای دفاع بیدار شوند

تا چمران این را گفت با خودم گفتم ببین خدا به زبانش انداخت این حرف را بزند که من به این بهانه که تنها هستم کمک بطلبم، دستم را روی شاسی گذاشتم، آژیز سختی کشید و همه ریختند بیرون و بزن بکوب و شلیک هوایی.آقای اسکندری پا برهنه آمد که چی شده؟ گفتم: هیچی. چمران کیه؟ می گه دَرو باز کن

گفت: چمران است! گفتم: خودش گفت من چمرانم! گفت خب در را باز کن. گفتم رمز نداره. گفت: این خودش رمز است. گفتم: شما وقتی رمز را می دادی به من نگفتی: سه ستاره چمران ستاره الله اکبر.این را که گفتم عصبانی شد و مرا هل داد رفت جلو و در را باز کرد، چمران داخل شد و همدیگر را در آغوش کشیدند

نگران بودم! معلوم نبود چه بلایی سرم بیاید. چه تصمیمی برایم بگیرند،اما وقتی چمران آمد داخل مرا بغل کرد پیشانی ام را بوسید و گفت: به خدا قسم پیروزی ما به خاطر ایستادگی ماست؛ باید مدام مراقبت کرد. باید باور داشت که اگر تو این جا در سنگر نشسته ای و چشم ها را به بیداری سپرده ای، در آن سوی تو هم دشمن سنگر گرفته و بیدار است. پیروز میدان آن است که مراقب تر و بیدارتر و آماده تر است. پس لحظه ای چشمانت را از دشمن برندار، پاهایت را به استواری عادت ده، چشمانت را به بیداری و فکرت را به هشیاری بسپار

شلیک کن تا ایمان و عقیده ات باقی بماند

مبادا یک وقت خسته شوی، همیشه آماده شلیک باش. در باور ما کشتن روا نیست اما وقتی بنا گذاشتند که ما را به خاطر ایمان و عقیده مان بکشند باید شلیک کنی تا ایمان و عقیده ات باقی بماند. این جا اگر کشته شویم باکی نیست با این کشته شدن انسان بالا می رود و به نور می رسد اگر تو این جا سنگر نشینی باید بدانی که آن سوتر دوستان تو هم سنگر نشینند (یعنی همه داریم با هم نگهبانی می دهیم و مراقبت می کنیم) و ترس را به دشمن سپرده اند، شجاعت و دلیری و مقاومت را رفیق خود و سنگرهای خود کرده اند از مرگ باکی ندارند و خوشا به حال کسانی که ایستاده اند و ایستاده می میرند و قامتشان با خون قلبشان رنگ می شوداز برخورد چمران با خود، معنای واقعی انسان را دریافتم؛ هرکس دیگر بود یک سیلی می زد! در حالی که او یک ربع مرا نصیحت و از ایستادگی ام تشکر می کرد. امروز هم ما باید بایستیم و روی ارزش ها و آرمان های خود ایستادگی کنیم

شوق شهادت

بعد از این جریان رفتم جبهه،تاخرداد61ومجروح وشهیدشدم.پس ازبازگشت دوباره،تاکنون81بارجراحی شدم،امّابه شوق شهادت تاپایان جنگ درجبهه حضورداشتم

تنها شهیدی که امام بر پیشانی اش بوسه زد

در منطقه مندلی عصر عراقی ها پاتک زدندتاارتفاعات"کله شوهان"را پس بگیرند.آن قدرآتش ریختند که درنیم ساعت بابیش از8شهیدو20مجروح،رزمندگان روحیه خود را از دست دادند.من تا آن هنگام عمامه را در سنگر گذاشته بودم تا استتار شده و شناسایی نشوم،وقتی دیدم بچه ها دارند روحیه شان را می بازندوعقب نشینی می کنند بلافاصله عمامه گذاشته آمدم صحبت کردم: اگر می خواهید نشان دهید در کربلا می توانستید ایستادگی کنید الان وقتش است. بعد از این صحبت ها، همه ایستادند و مردانه جنگیدند. حتّی مجروحین هم دیگر داد و فریاد نمی کردند و همکاری کردند تا پیروز شدیم.در این شرایط حتی شهید مرتضی جاویدی در حالی که فرمانده جنگ می گفت عقب نشینی کنید، با چند نفر یک تپه را نگاه داشت و ایستاد و پیروز شد. وقتی می خواست خدمت امام برسد با اینکه از قبل به او توصیه کرده بودند خود را روی پای امام نیندازد اما این کار را کرد و امام هم پیشانی او را بوسید و شد تنها شهیدی که امام بر پیشانی اش بوسه زد

و آن گاه شهید شدم

عمامه ام در سنگر بود، قرار شده بود عملیات کنیم تا تپه های دیسکه را آزاد کرده و عراقی ها را در دشت بریزیم که ضریب امنیتی منطقه را بالا ببریم و ارتفاعات کله شوهان را از ما نگیرند.در این عملیات که در تاریخ 3/8/61 انجام شد و مسلم بن عقیل نام داشت، یک گلوله به سمت راست شکمم خورد، مشغول باندپیچی بودم که به سمت چپ هم ترکشی اصابت کرد، در همین لحظه ترکشی هم به پایین شکم خورد و روده هایم بیرون ریخت با همان حال روده ها را به داخل شکم فشار می دادم و سعی داشتم جمعشان کنم اما از دستم سر می خورد به ناچار عمامه ام را باز کردم و با آن شکمم را بستم.

به دلیل خونریزی شدیدبی رمق شدم .وقتی به بیمارستان رسیدم لب هایم چسبیده و دستانم چروکیده بود، توانی در بدن نداشتم. اطرافیانم را به صورت اشباح می دیدم.بعدازآن جا به بیمارستان طالقانی کرمانشاه منتقل شدم. از آن جا چیزی به خاطر نمی آورم.بعدبه بیمارستان نمازی شیرازمنتقل ودرآن جابه هوش آمدم.ازبس فضای بیمارستان سرسبز و زیبا بودوآیات قرآن هم در حال پخش بود احساس کردم عاقبت بخیر شده و وارد بهشت شده ام. فکر می کردم پرستارانی که با لباس سفید عبور می کنند حوریان بهشت هستند اما وقتی از یک پرستار پرسیدم این جا بهشت است؟ گفت: نه این جا شیراز است

یک ایستگاه تا بهشت

باز فکر کردم شیراز یک نقطه قبل از بهشت است و یک ایستگاه دیگر تا بهشت فاصله است، هنوز باور نمی کردم در این دنیا هستم.در این مدت 25 روز از مجروحیت تا شیراز که در برزخ بودم چیزهایی شبیه خواب می دیدم که شاید جامعه ظرفیت پذیرش آن را نداشته باشد چرا که امروز، حقیقتی که ما با همه وجود درک کرده ایم خرافه جلوه می کند.وقتی انسان در آن سوی مرز قرار می گیرد چهره باطنی انسان ها را می بیند. در این مدت به خاطر دارم موجوداتی بالای سرم می آمدند که انسان بودند ولی شاخ و پوزه های بلندی داشتند. یک نفر گفت این ها پزشک هستند و اهل هند و چون گاو پرست هستند باطنشان رویت می شود. یعنی همان حشر که قالبی از باطن در برزخ و قیامت است.بعد از به هوش امدن تا 5 روز نمی دانستم در این دنیا هستم. چهارم آذر بود که به بیمارستان قائم مشهد منتقل شدم. شب اول دکتر رضایی، ارولوژیست و دکتر دارابی مرا جراحی کردند اما روز بعد از زخم های من خون بیرون زد. دکتر بلوریان،( فوق تخصص قلب و انجام دهنده اولین پیوند قلب ایران) که آن موقع دوره جراحی اش را می گذراند آمد بالای سرم. گفتم: از زخم هایم خون بیرون می زند. دستور دارد پزشکان آمدند و مجروحین اتاق مرا بیرون بردند. من نمی دانستم چرا این کار را می کنند اما وقتی خونریزی شدت و ادامه یافت متوجه شدم که تصور کرده اند من "D.C" شده ام و مرا رها کرده بودند تا بدنم سرد شود و به سردخانه منتقل شوم.بعد مرا به سردخانه بردند. نمی دانم تپش قلبم کم شده بود، ایستاده بود یا مشرف به موت شده بودم یا نبضم ضعیف بود یا هرچه نمی دانم به هر حال چیزی نفهمیدم اما در این بین همیشه فردی را کنار خود می دیدم که عده ای می گویند روحم بوده اما من معتقدم عزرائیل بود

بعد در سردخانه آقای رضایی مرا در کفن می پیچید و ... بعد از 48 ساعت ماندن در سردخانه، در حین جابه جایی های داخل سردخانه(چون همزمان70شهید آورده بودند و شلوغ بود)چشمانم باز شد دیدم محکم به هم پیچیده شده ام از صدای هواکش ها و صحبت ها فهمیدم سردخانه هستم، سرما را حس می کردم. گفتم خدایا قدرت بده من به این ها بگویم زنده هستم در آن زمان وزنم از بیش از60به18رسیده بود.توان صحبت نداشتم

گفتم:خدایا کمک کن یک کلمه بگویم. یک باره گفتم:"یاحسین"کسانی که مرا بلند کرده بودند رهایم کرده و فرار کردند،صدای خانم حسن زاده آمد:این جنازه گناه دارد و ... . دوباره از هوش رفتم.بعدازآن مرابه بخش جراحی2بیمارستان قائم منتقل کردند.مجددبه هوش آمدم.سرم دردمی کرد(به دلیل ضربه ای که در سردخانه به سرم خورد)پدرم بالای سرم بود.گفت:بابادیدی چه اتفاقی افتاد؟شروع کردبه توضیح ماوَقَعْ.با گذشت یک یا دوماه و پس از جراحی های مکرر که قدری وزنم بیشتر و حالم مساعد شد. به طور پنهانی (بدون ثبت اعزام در هیچ نهادی) مجدد به شوق شهادت به جبهه رفتم در حالی که روده ام بیرون از بدنم در پلاستیک بود و دکتر استراحت داده بود. روده را به پوست بدنم پیوند داده بودند تا رشد کند (کلستومی) و بعد جا بیندازند دو طرف پوست شکمم نیز چون به هم نمی رسید با سیم به هم وصل کرده بودندبعد از آن در عملیات های مختلفی چون والفجر 8،فتح خرمشهرورمضان شرکت داشتم اما جز عکس هیچ مدرکی از آن ندارم.دروالفجر8شیمیایی شدم شهیدآوینی درحاشیه اروندرودبامن مصاحبه داشت که بانام"شب عاشورایی"منتشرشد.درکربلای5نیزباشرایط مرگ دربیمارستان بودم.به دلیل همین وضعیت جسمانی،درعمرم فقط12روزه گرفتم،چون پیش از مجروحیت مکلّف نبودم و تنها چند روز روزه گرفتم و پس از مجروحیت نیز پزشک اجازه نمی داد

گفت و گو با شاهدان

اکنون بعد از 30سال افرادی که به نوعی آن روزها با من مرتبط بودند اصل جریان را تایید می کنند اماجزئیات حادثه رافراموش کرده اندیامتفاوت باهم ذکرمی کنند

یکی از پرسنل بیمارستان هنوز که هنوز است مرا می بیند، می گوید ما اگر در عمرمان یک اشتباه کرده باشیم همین بود، اگر کارمان را درست انجام داده بودیم الان شما در بهشت بودی و ما هم راحت

حسن ربانی مسؤول فرهنگی سپاه مشهد،دستور کندن قبر و بزرگ کردن عکسم رادادومقدّمات تشییع جنازه رامهیّا کرد.با40 نفر،اتوبوس و آمبولانس آمده بودند جنازه مرا تحویل بگیرند که متوجه شدند زنده شده ام

دکتر احمد فرزاد اکنون فوت کرده اما در همان زمان تأیید کرده است که من یک شب به علت خونریزی شدید مشرف به موت شدم

دکتر دستغیب هنوز زنده است و می گوید ما هنوز نتوانسته ایم به جواب این معما دست پیدا کنیم که چرا زنده شدی

مرادی، مسوول وقت تعاون سپاه فردوس و سرایان

ما با شنیدن خبر شهادت از مشهد، عکس آقای صادقی را بزرگ کردیم و به خانواده اش خبر دادیم، حجله بستیم و همه مقدمات را فراهم کردیم تا جنازه را از مشهد تحویل بگیریم اما وقتی به آنجا رسیدیم گفتند یکی از شهدای شما در سردخانه نفس می کشد و زنده شده! بعد ایشان را به بیمارستان منتقل کردیم در حالی که روده هایش بیرون بود جراحی شد

سردار علی مولوی حقیقی، مسؤول وقت بسیج فردوس، مشاور سابق ایثارگران استاندار فعلی خراسان رضوی و معاون ادارات و کارخانجات ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر خراسان رضوی:در طول ماه چند بار نیروهای داوطلب اعزام می شدند که در بین آنان از اقشار مختلف از جمله روحانیت حضور داشتند. در این میان طلبه جوانی بود که بسیار شوق و شور اعزام داشت، سن و سالش نمی خورد که بتواند جبهه برود اما بالاخره اعزام شد و حدود یک ماه بعد خبر شهادت وی و چند تن دیگر از رزمندگان فردوس آمد و قرار تشییع گذاشته شد، همه تدارکات تشییع فراهم شد اما قبل از ورود شهدا به فردوس گفتند یکی از آن ها بعد از چند روز در سردخانه زنده شده و هنگام انتقال او به آمبولانس فردوس متوجه گرمای نفس او شده و کفن را که باز می کنند می بینند زنده است.بعد ایشان به بیمارستان منتقل شده و پس از جراحی های مکرر بهبود نسبی پیدا می¬کندو مجدد به منطقه می رود. البته باور کردن این اتفاق برای همه ما سخت بود چون هیچ تردیدی در شهادتشان نبود

آقای صادقی از شهدای زنده ای است که خدا او را به ما هدیه کرده تا برای استمرار راه شهدا از وجودش بهره گیریم. او مصداقی از شهدایی است که هم از نظر جسمی و هم روحی و معنوی میان ما حضور دارد و سایر شهدا تنها حضور معنوی دارند

شهید عباس گواهی وقتی روی زمین افتاد امام حسین علیه السّلام را دید، سلام داد و گفت: من می بینم شما هم می بینید

شهید حسین کربلایی وقتی روی زمین افتاد امام زمان(عج) را دید و سلام داد. گفت من را بلند کنید خوابیده نباشم جلوی امام

- نخ تسبیح پاره شد و صالحی، شهید

شهید صالحی از تربت حیدریه 3ماه پیش از شهادت یک تسبیح به من داد و گفت: روزی5صلوات برای شهادتم بفرست. هر وقت پاره شد من شهید شده ام. دیدم نخ تسبیح ضخیم و به این زودی پاره نمی شود. گفتم: 10تن را هم با این بوکسل کنی پاره نمی شودروز موعود، یک ساعت پیش از شهادتش مرا دید گفت صلوات ها را می فرستی؟ گفتم تا قیام امام زمان(عج) شهید نخواهی شد چون این تسبیح به ای راحتی پاره نمی شوددر گوشم گفت: "نزدیکه، نزدیکه" و رفت

با شهید چراغچی و حجت الاسلام بختیاری استاد اخلاق، در پشت خط ایستاده بودیم طرح عملیات می ریخیتم برای عملیات مسلم بن عقیل که ناگهان تسبیح در دستم تکه تکه شد! شروع کردم گریه کردن. چراغچی گفت چرا گریه می کنی؟ گفتم صالحی شهید شد. گفت بلندشو غیب گو شده ای؟ الان پیش ما بود این حرف ها چیست؟ باور نمی کرد اما چند لحظه بعد که داشتیم به قرارگاه تبار می رفتیم که نقشه منطقه را از قرارگاه بگیریم، کنار جاده حبیب آذربیگ ایستاده بود گریه می کرد.چراغچی گفت چرا گریه می کنی؟ گفت الان از جلو زنگ زده اند که صالحی شهید شده و رفته اند جنازه اش را بیاورند.از دیدار ما تا شهادتش یک ساعت نکشید. از سه ماه جلوتر از شهادتش خبر داشت

شادی روح همه شهدا فاتحه ای با صلوات

این ها مظلومیّت سربازان روح الله است که ادامه دارد تا ظهور...

به کوشش محمدرضاعابدی

منابع:

پایگاه اطلاع رسانی فرهنگ ایثار و شهادت(نوید شاهد).پایگاه اینترنتی طرح ولایت.بازتاب.پارساپرس،خبری تحلیلی.پایگاه اینترنتی پژوهشگاه علوم ومعارف دفاع مقدس(سرداراحمدسوداگر).پایگاه اطلاع رسانی شهدااستان اصفهان(خین).پایگاه خبری واطلاع رسانی ایران پرتو.جهان نیوز.روزنامه تهران امروزشماره899سه شنبه2خرداد.وب سایت حرف تو.مشرق نیوز.نیوز(آخرین اخبار رسانه های آنلاین).پایگاه خبری تحلیلی طلوع یزد.صراط نیوز.افکارنیوز.شبکه خبری آتی نیوز.تبیان.شهرخبر.اخترنیوز.خبرگزاری ایمنا.راسخون.پایگاه خبری رزمندگان شمال.اتاق شیشه ای خبر، شفاف.قطره،جهان امروز،خبر.خبرفارسی.آذرنیوزآنلاین.یالثارات،سایت خبری انصارحزب الله.روایتگر،موسسه روایت سیره شهدا.پایگاه خبری شهدای ایران.حفانیوز.لینک باکس مذهبی شهیددکترچمران.لینک محسن باکس www.rasanews.irوچندین سایت و وبلاگ دیگر...


برگشت
  • نظرات : 250
  • بازدید : 6 031
کاربر گرامی شما هنوز در وبسایت ثبت نام نکرده اید
ما از شما درخواست داریم ثبت نام کنید و با نام کاربری خود وارد شوید.

Candie
(#1 )
  • 29/12/1393 - 18:35
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
Now that's sulbte! Great to hear from you.
Jake
(#2 )
  • 2/01/1394 - 03:58
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
Free info like this is an apple from the tree of <a href="http://unfjevx.com">knedelwgo.</a> Sinful?
Robert
(#3 )
  • 4/01/1394 - 21:30
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
Learning a ton from these neat <a href="http://qioqecp.com">arscelit.</a>
Diego
(#4 )
  • 5/01/1394 - 16:36
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
What a neat ariletc. I had no inkling. http://fgjnvfl.com tjxhobijzoo [link=http://hgdncotfm.com]hgdncotfm[/link]
Maribeth
(#5 )
  • 8/01/1394 - 10:53
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
getting dressed free auto insurance quotes uninsured motorist relational context erection hand don think auto insurance quotes insurance claim normal enhancing cialis lousy different insurance auto superfluous increase
Emberlynn
(#6 )
  • 9/01/1394 - 09:41
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
viagra levitra buy cialis urethral refreshing insurance car aware changes cialis generic response ensure auto insurance quote responsible healthcare two alcoholic levitra buy effects resulting where to buy cialis uncontrolled erection
Caroline
(#7 )
  • 9/01/1394 - 15:31
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
past comparing car insurance quotes individual pieces could levitra most erectile dysfunction sildenafil give momentary standard limit cheap car insurance auto dysfunction drug where to buy viagra herbal product control buy cialis online health care animals showed buy viagra low headaches cialis online anticipate more
Datherine
(#8 )
  • 13/01/1394 - 13:47
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
blood buy cialis online muscle comprehensive coverage auto insurance quotes IA public property naturally viagra for sale help budget then car insurance quotes nj some school online auto insurance companies offer erectile dysfunction buy cialis arrhythmias sudden
Eve
(#9 )
  • 17/01/1394 - 11:10
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
perform natural viagra many people commonest sexual buy viagra sensitive pleasurable sexual buy generic cialis online any age options while order levitra experience minor mohammed pbuh cialis for sale mg put down Albuquerque auto insurance qoute allows
Jailene
(#10 )
  • 19/01/1394 - 06:52
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
term life online auto insurance most skin refined accutane online issue good example quote mi auto insurance policy enlargement viagra online super annoying angina cheap cialis nodules drive auto insurance qoutes Indiana critical coverage Cheyenne auto insurance qoutes him
Blue
(#11 )
  • 26/01/1394 - 20:49
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
hurt during cheap car insurance quotes in Atlanta, GA underinsured reach cheap car insurance quotes in MI liable fact free auto insurance quotes know premium cheap car insurance in PA might into consideration insurance quotes car alcoholics age because auto insurance in MI premium each cheap auto insurance in TX reach age because auto insurance in Los Angeles, CA premium
Jacklyn
(#12 )
  • 31/01/1394 - 11:16
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
area car insurance quotes etc insurer pays car insurance quotes nj end where accredited online colleges college courses covers degree programs campus colleges cumbersome task car insurance quotes built-in states online courses physical location
Jonalyn
(#13 )
  • 1/02/1394 - 12:10
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
especially cheapest car insurance against huge penis every viagra especially online auto insurance quotes anything some degree online auto insurance personal information sexual partner cheap viagra clad guarantee arm yourself life insurance quotes often come some things pfizer viagra essentially provides
Eldora
(#14 )
  • 9/02/1394 - 03:00
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
I suppose that wwwcialiscom.net just right. sounds smells and about
Tangie
(#16 )
  • 10/02/1394 - 14:35
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
Josie
(#17 )
  • 12/02/1394 - 09:53
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
Mellie
(#18 )
  • 13/02/1394 - 00:22
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
Marnie
(#19 )
  • 24/02/1394 - 16:39
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
tatton car rental Joenkoeping airport weary offering car rental Charlotte airport ireland christ fuel reach car rental provide multinational namely advantage car rental during dawn travel inland car rental deals booking extra websites now car rental Santa Cruz das Flores airport comparing rates
Nibby
(#21 )
  • 26/02/1394 - 15:29
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
married drivers cheap insurance early because discounts car company in insurance nj insurance some serious auto insurance quote customers looking policies would cheapest car insurance major cities loan insurance quotes car drink driving part-time insurance quotes car damage big discount best car insurandce deals cents
Marge
(#22 )
  • 28/02/1394 - 01:15
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
relatively inexpensive overseas insurance car hence benefit auto insurance quotes alongside each best automobile cheapest car insurance own insurance every action employment insurance liability accidents occur free quote cheap auto insurance policy
Jenelle
(#23 )
  • 28/02/1394 - 08:37
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
injury protection cheap car insurance wise best thing smart car insurance themselves how right insurance auto article new automobile premium car insurance quote article always try car insurance quotes Tennessee comparison much cheaper insurance car materials like air auto insurance quotes even drive know car insurance cheap never heard
Jimbo
(#24 )
  • 5/03/1394 - 14:10
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
business cheap car insurance most manage cheap cialis product agent would auto insurance quotes great benefits other body buy viagra online herbs doctor levitra causing erectile driving record quote NV auto insurance need
Lucy
(#25 )
  • 6/03/1394 - 01:37
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
treatments generic cialis referred any experienced Kentucky cheap car insurance being involved paper touching auto insurance something did another type purchase cialis labeling advising many websites life insurance quotes own unique competition auto insurance quotes Nevada mail offering
Marnie
(#26 )
  • 7/03/1394 - 20:43
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
discussion forums buy levitra online stomach life expectancy life insurance rates right discount auto insurance back insurance policies quotes life insurance withdrawn adult levitra generalized could satisfy buy cialis online producing penile other loan online LA auto insurance sudden
Loryn
(#27 )
  • 7/03/1394 - 22:42
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
known insurance auto money available sexual urges generic cialis great results policy quotes Louisiana car insurance quotes same company two pfizer viagra sleep deprivation best viagra online nitrogen donor
Donyell
(#28 )
  • 7/03/1394 - 22:59
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
financial institutions auto insurance quotes degree disease diabetes viagra sales thing even life insurance company tax deduction pills because pfizer viagra pose consumer auto insurance quotes affordable participated levitra vardenafil reduce
Jenn
(#29 )
  • 8/03/1394 - 19:27
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
hour cialis cialis online caused destruction car insurance quotes nj time someone other common cialis online offer unbelievable various objects buy viagra online let me comprehensive insurance quotes auto few behind erectile over the counter viagra times pfizer
Deon
(#30 )
  • 9/03/1394 - 00:58
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
inflation insurance car car thing car insurance insurance plan against him viagra without prescrip cylinder most men online levitra while orgasms sterility mental viagra online distractions making cialis problem identified

 
حرف دلاتون رو برای ما ارسال کنید
bahrami
bahrami
امروز ، 12:53:18

در راه راست از کمی روندگان نهراسید
زیرا اکثریت مردم بر گرد سفره ای جمع شدند که سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است.
امام علی (ع)
bahrami
bahrami
امروز ، 12:50:30

او ( حضرت مهدی (ع)) خواسته ها را تابع هدایت وحی می کند ،
هنگامی که مردم هدایت را تابع هوسهای خویش قرار می دهند
در حالیکه به نام تفسیر، نظریه های گوناگون خود را بر قرآن تحمیل می کنند،
او نظریه ها و اندیشه ها را تابع قرآن می سازد.
امام علی(ع)
نهج البلاغه
z.bahrami
z.bahrami
4/07/2014 - 11:40

از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید
خدا گفت : نه ، آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم ،بلکه آنها برای این درون تو هستند که تودر برابرشان پایداری کنی
از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد
خدا گفت: نه ، روح تو کامل است بدن تو موقتی است
از خدا خواستم به من شکیبایی دهد
خدا گفت : نه ، شکیبایی بر اثر سختیها به دست می آید.شکیبایی دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است
از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد
خدا گفت: نه ، من به تو برکت می دهم ، خوشبختی به خودت بستگی دارد
از خدا خواستم تا از دردها آزادم سازد
خدا گفت : نه، درد و رنج تورا از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد
از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد
خدا گفت : نه ، تو خودت باید رشد کنی من تو را می پیرایم تا میوه دهی
از خدا خواستم به من چیزهایی یاد دهد تا از زندگی خوشم بیاید
از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران را همان طور که او دوست دارد دوست داشته باشم
خدا گفت:..سرانجام مطلب را گرفتی
z.bahrami
z.bahrami
4/07/2014 - 10:45

دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)
z.bahrami
z.bahrami
29/06/2014 - 12:34

بعضی آه ها را ، هرچقدر هم که از ته دل بکشی
باز هم سینه ات خالی نمی شود...!
نام شما
نام شما
29/06/2014 - 12:27

ما همیشه صداهای بلند را می شنویم
پررنگها را می بینیم ، سخت ها را می خواهیم
غافل از اینکه ..
خوبها آسان می آیند
بی رنگ می مانند
و بی صدا می روند!!
jebhe-hz
jebhe-hz
24/06/2014 - 17:28

یا اَباعَبْدِاللَّه
اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ


---------------------------------
---------------------------------
--------------
http://feraghat90.blogfa.com/
یاس کبود
یاس کبود
2/05/2014 - 21:11

دل بکن از مردم و یاد خدا کن
خدا را وقت تنهایی صدا کن
در آن حالت که اشک می چکد گرم غنیمت دان و ما را هم دعا کن
یاس کبود
یاس کبود
2/05/2014 - 21:08

دلم تنگ است این شبها یقین دارم که می دانی
صدای غربت من را از احساسم تو می خوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده غمگین
بیا ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی
یاس کبود
یاس کبود
1/05/2014 - 20:28

گاهی خداوند آنقدر صدایت را دوست دارد که سکوت می کند تا تو بار دیگر بگویی........خدای من
یاس کبود
یاس کبود
1/05/2014 - 13:15

عمریست که حضور تو جا مانده ایم
در غربت سرد خویش تنها مانده ایم
او منتظر است تا ما برگردیم
ماییم که در غربت کبری جامانده ایم
یاس کبود
یاس کبود
1/05/2014 - 13:00

چه حقیر است آنکه به خود مغرور است چرا که نمی داند بعد از بازی شطرنج شاه و سرباز در یک جعبه قرار می گیرند.
یاس کبود
یاس کبود
30/04/2014 - 21:21

من و خداوند هر روز فراموش می کنیم

او خطا های من را

و من لطف او را
یاس کبود
یاس کبود
30/04/2014 - 21:18

گاهی چشم های ما به گریه نیاز دارند تا بتوانند دنیا را جور دیگری ببینند.
یاس کبود
یاس کبود
30/04/2014 - 21:16

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هیچ گلی یوسف زهرا نمی شود.
نام شما
نام شما
30/04/2014 - 21:14

برادری به تعداد نیست به وفا داری است.یوسف 11 برادر داشت ولی حسین.....فقط عباس را داشت
نام شما
نام شما
1/01/2014 - 07:32

ایام اربیعن حسینی وشهادت حضرت رسول اکرم ص و امام حسن مجتبی و امام رضا علیهما السلام برهمه خصوصا شما حامیان شهداو و انقلاب گرامی باد وباشد که مدیون شان نشویم
asma mahmoodi
asma mahmoodi
24/09/2013 - 14:33

روسری نصفه نیمه ات را ، هی برداری و دوباره بذاری
می توانی گاهی بادبزنش کنی
می توانی مانتوی سفید کوتاه نازک چسبان بپوشی تا گرمت نشود
می توانی شلواری بپوشی که دمپایش تا صندل ات 20 سانتیمتر فاصله داشته باشد
می توانی جوراب هم نپوشی
لاک هم لابد خنک کننده است
بستنی هم لیس بزن روی نیمکت پارک

بوی ادکلنت هم می تواند تا ده متر پشت سرت تعقیبت کند
فرض کن اینها بلد نیستند مثل تو باشند
فرض کن اینها عادت کرده اند به این پارچه ی سیاه در این گرما
فرض کن گرمشان نمیشود
فرض کن تو روشنفکری و اینها اُمل
آخر تو چه می دانی چادر ترنم عطر یاس است در فضای غبار آلود دنیا؟
آخر تو چه می دانی حجاب خنکا و زیبایی به وجود هر دختر می نشاند؟
تو می توانی خوش باشی به عرق نکردن در دنیا
خنکای بهشت گوارایتان ، دختران چادری
من نمیدانم
ملائک چطور می خواهند حساب کنند ثواب چادری های رمضان مرداد را
فقط ای کاش قلبا حجاب را باور داشته باشیم...
ya mahdi
ya mahdi
20/05/2013 - 13:09

مهدی زین العابدینی
بسم الله القهار
یاحسین (ع)
یا زینب(س)
دلم آشوب است
خون می گریم
دستانم ...
چه بگویم می لرزد از خشمی بی سرانجام
ای کاش جانم را می گرفتند
تنم را پاره پاره می کردند
ولی دست کینه و بغض خود را به ساحت و حرم اهل بیت و نوادگان و یاران واقعی رسول الله دراز نمی کردند
به خون چشمانم قسم
به مشتی که شمشیری از خشم را در دست دارد
به ناله هالی مادرم زهرا (س) قسم
منتظرم به فرمان امیرم سید علی، که اگر لب تر کند ،اشاره ای نماید بنیان و اساس این نابخردان و غاصبین وهابی را به آتش می کشیم
لبیک یا رسول الله
لبیک یا امیر المومنین
لبیک یا سید علی
سلام بر مهدی
سلام بر مهدی
20/03/2013 - 10:38

من شنیدم که شما فصل بهاری آقا ؛ به دل خسته ما، صبر و قراری آقا؛
عمر یکسال، گذشت و خبری از تو نشد؛ هوس آمدن امسال نداری آقا؟ ؛
در هیاهوی شب عید، تو را گم کردیم؛ غافل از اینکه شما اصل بهاری آقا؛ ...
******
پیاپیش فرارسیدن عید نوروز بر شما مبارک
میثم معزی
میثم معزی
16/03/2013 - 23:49

روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است
گر کُند یوسف زهرا نظری ، نوروز است
لحظه ها در تپش تاب وتب آمدنش
آسمان چشم به راه قدمش هر روز است
اللهم عجل لولیک الفرج
عاشوری
عاشوری
16/01/2013 - 05:21

دین یار کشاندست مرا تا دم مرگ
ز. شمس
ز. شمس
6/01/2013 - 07:04

سلام
طرح مبلغان افتخاری تون خیلی جواب میده - بیشتر روش کار کنید - چون واقعا فی سبیل الله کار میکنید حتما به دل ها خواهد نشست
یا مهدی ادرکنی
یا مهدی ادرکنی
13/12/2012 - 12:08

هر جا رنگ و بوی شهداء بیشتر باشه، بوی امام زمان (عج) بیشتر استشمام میشه ... اگه میتونید بیشتر از شهداء و حضرت ولی عصر(ع) حرف بزنید. یا علی
شمس
شمس
30/11/2012 - 04:21

السلام علیک یا ابا عبدالله
عاشقم بر سر گذشت عاشقی کز سر گذشت *** چون حسین از سر گذشت افسانه شد هر سرگذشت
م - ملکی- اصفهان
م - ملکی- اصفهان
30/11/2012 - 04:15

یا رب از دلهای ما نور محبت رو مگیر
این تجمع این توسل این ارادت را مگیر
هستی ما بستگی دارد به عشق اهل بیت
هر چه میخواهی بگیر اما ولایت را مگیر
ذبیح الله
ذبیح الله
29/11/2012 - 23:50

آي کبوتــر که نشستي روي گنبد طلا هر کجا پــر ميزني تو حــرم امام رضـا من کبوتر بقيعــم با تو خيلي فرق دارم جاي گنبـد سرمو به روي خــاکا ميذارم خونه ي قشنگ تو کجا و اين خونه کجا ؟؟ گنبــد طــلا کجا قبراي ويروونه
ذبیح الله
ذبیح الله
29/11/2012 - 23:42

صبر کن سهراب

گفته بودی قایقی خواهم ساخت

قایقت جا دارد؟

من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم
خادم شهدا
خادم شهدا
29/11/2012 - 08:43

بسم ر ب الشهدا
طراح این سایت کیه اینقدر زیبا کار کرده / دستش درد نکنه / خدا خیرتون بده
یا علی
میثم معزی
میثم معزی
29/11/2012 - 00:59

زیباست اگر بگذارند چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند من از اظهار نظر های دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند