• Site Rules
  • Contact

 

مــوضوعـات ســایت
رهگیری ثبت نام ها
جدید ترین مطالب
پـنـل کــاربری
لینک دوستان
تاریخ : 14 آذر 1396
موضوع : مناسبت ها

به بهانه هفدهم ربیع الاول ولادت رسول مهربانی‌ها(ص) و امام صادق(ع)


خداوند متعال پیامبر(ص) را به عنوان: «پیامبر رحمت و مظهر مهر و محبّت بر جهانیان» معرفی می کند و می فرماید: «وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ؛ ای پیامبر! ما تو را جز رحمتی برای عالمیان نفرستادیم» حضرت(ص) تجلّی تام انسانی قرآن عظیم است. عالم با پیامبر(ص) برکت و معنا پیدا کرد. جهانیان و همه عالم از وجود رأفت حضرت(ص) بهره مندند. پيامبر(ص) تجلّي رحمت و رأفت بيكران الهي است هر آن چه كه از رحمت نبوي در دنيا و آخرت نصيب افراد مي‌شود پرتوي از رحمت الهي است  امّا رحمت و شاخصه رحمت نبوی چیست؟

 پیامبر(ص)، مظهر رَحْمَةً لِلْعَالَمِين
مقام و منزلت معنوی پیامبر(ص) اقیانوس‌ بی‌کرانی است که دستیابی به عمق آن برای افراد عادی امکان‌پذیر نمی‌باشد زیرا به مقام آن بزرگوار کسی [جز خداوند و خود آن حضرت(ص) و امامان معصوم(ع)] واقف نیست. خداوند در قرآن پیامبر(ص) را به عناوین و نام‌هایی چند ستوده و صفات بسیاری را برای او برشمرده است. در یک کلمه همه نام‌ها و صفاتی که برای خدا در قرآن بیان شده، برای پیامبر(ص) نیز بیان شده است؛ زیرا از نظر قرآن، پیامبر(ص) مظهر اتم و اکمل اسماء و صفات الهی است. پس همه صفات و نام‌های نیک خدا در پیامبر(ص) ظهور و تجلی یافته است. بر همین اساس است که خدا پیامبرش را به: وَ إِنَّكَ لَعَلى‌ خُلُقٍ عَظِيمٍ؛ «خلق عظیم»(قلم، آیه 4) ستوده است؛ زیرا عظیم، مقام عظمت است که بیانگر همه صفات جمالی و جلالی است. پس همه کمالات الهی در پیامبر(ص) به عنوان مظهر کمال الهی تحقق دارد و خلقت و خوی آن حضرت(ص) را شکل داده است. البته در این میان برخی از صفات به شکل خاص مورد توجه و عنایت الهی بوده و در آیات قرآن پیامبر(ص) بدان توصیف و ستوده شده است. از جمله این صفات می‌توان به صفت رحمت ‌اشاره کرد. خدا در توصیف پیامبر(ص) می‌فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ؛ و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم. (انبیاء، آیه ۱۰۷) از این آیه به دست می‌آید که ایشان مظهر تمامی رحمت الهی است. بر این اساس، هم رحمت رحمانی و هم رحمت رحیمی، همچنین رحمت دنیوی و رحمت اخروی و نیز هر نوع رحمتی دیگر اگر فرض شود برای حضرت(ص) ثابت است. ایشان نه تنها رحمتی برای انسان‌ها بلکه رحمتی برای جنیان و حتی دیگر مخلوقات الهی است. رحمت ایشان به شکل عام دربرگیرنده همه هستی و به طور خاص مخصوص مومنان از انسان و جنیان در دنیا و آخرت است. پیامبر(ص)که مظهر رحمت و چشمه‌ی عنایت حق است و این مرتبه و درجه، متعاقب صفا و طهارت باطنی، نصیب آن حضرت(ص) شد. این ویژگی از زمان کودکی در وجود مبارکش تجلّی شد و تا آخر حیات آن حضرت(ص) تداوم یافت، ازاین‌رو خداوند به برکت آن وجود شریف، عذاب را از امّت برداشت: «وَ ما کانَ اللهُ لِیُعَذّبَهُم و اَنتَ فیهِمْ و ما کانَ اللهُ مُعَذِّبَهُم و هُم یَسْتَغفِرون؛ تا تو در میان آن‌ها هستی، خداوند آنان را غذاب نخواهد کرد و نیز مادامی که توبه و استغفار کنند، باز خدا آن‌ها را عذاب نکند.»(آیه 33 سوره انفال) یعنی همان‌گونه که تجلّی رحمت حقّ در «توبه و بازگشت» نهاده شده، وجود پیامبر(ص) هم تجلّی دیگری از رحمت واسعه‌ی الهی است.

معنای رحمت
واژه عربی رحمت، به معنای نرمى و نرم‌خويى است كه نيكى كردن به مورد رحمت را اقتضا مى‌كند. این واژه عربی گاهى درباره مهربانى و نرم دلى به طور مجرّد و گاهى دیگر در معناى احسان و نيكى كردن كه مجرّد از رقّت است به كار مى رود. هرگاه خداى متعال با اين واژه وصف شود چيزى جز احسانِ مجرّد و بدون رقّت و رحم دلى نيست. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص 347، «رحم».) از نظر راغب اصفهانی، فرهنگ شناس قرآنی، رحمت، نوعی رقت و حالت قلبی است که احسان و نیکی به شخص مورد دلسوزی را در پی دارد؛ اما در کاربردهای قرآنی، رحمت گاهی به دلسوزی قلبی بدون احسان و گاهی دیگر به احسان بدون حالت قلبی رقت و دلسوزی به کار رفته است. بر این اساس نمی‌توان گفت که رحمت همواره با دلسوزی و رقت قلبی یا همواره با احسان همراه است؛ زیرا در برخی از موارد احسان است بی‌آنکه دلسوزی و رقت قلبی باشد؛ و گاه دیگر دلسوزی و رقت قلبی است بی‌آنکه احسانی در کار باشد. به نظر می‌رسد که رحمت در دو معنای اصلی: 1 - بخشایش و عفو؛ 2 - مهربانی و دلسوزی به کار رفته است. پس باید دو معنای اصلی این کلمه را رقت قلبی و احسان عملی دانست. البته برخی‌ها رحمت را نقیض غضب دانسته‌اند که باید در این باره تامل بیشتری کرد؛ زیرا گاه غضب موردی در چارچوب رحمت است؛ چنانکه عذاب الهی نسبت به ظالمان از مقام رحمت الهی است؛ چرا که رحمت در انسان به معنای دل نازک بودن و در خداوند به معنای احسان، عفو و بخشش، روزی دادن و مانند آن است؛ چرا که رقت و نازک دلی درباره خدا معنا ندارد. (طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، واژه «رحم»، ج۲، ص۱۵۸-۱۵۹)
خداوند متعال، خود را در قرآن کریم با صفات زیادی به بندگان خویش معرفی کرده است؛ صفاتی که هر کدام جلوه‎ای از جمال و جلال الهی را به نمایش می‌گذارد. صفت رحمت یکی از این صفات است که در بیش از 500 آیه از آن سخن به میان آمده است. خدا در قرآن، بارها خود را به دو صفت و نام اصلی رحمن و رحیم ستوده است. بر اساس بررسی‌ها واژه «رحمن» در سراسر قرآن کریم 157مرتبه، و واژه «رحیم» جمعاً 166مرتبه تکرار شده است. باید توجه داشت که خدا در قرآن کریم صفت رحیم را در بیشتر موارد به عنوان صفت الهی مطرح کرده است؛ اما در آیه 128سوره توبه این کلمه رحیم در وصف پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به کار رفته است. خدا می‌فرماید: لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَوُفٌ رَحِيمٌ؛ قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است‏ شما در رنج بيفتيد، به هدايت شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز بسیار مهربان است.

بهره‌مندان از رحمت خاص
از نظر قرآن، پیامبر(ص) جلوه رحمت الهی است. رحمت الهی فراگیر و همواره بر غضب پیشی می‌گیرد به طوری که حتی در هنگامه خشم و غضب این رحمت است که خودنمایی و تجلی می‌کند، هر چند که به ظاهر غضب است. همچنین پیامبر(ص) به عنوان مظهر تمامی صفات و اسمای الهی این گونه است. پس اگر خداوند درباره رحمت واسع خویش بر هستی می‌فرماید: وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ؛ و رحمت من هرچیزی را در بر گرفته است.(اعراف، آیه 156؛ و نیز غافر، آیه 7) و یا در‌باره پیشی گرفتن رحمت بر غضب خویش فرموده است: وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ ۚ وَ لَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ۚ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ؛ ما به موسى كتاب آسمانى داديم سپس در آن اختلاف شد و اگر فرمان قبلى خدا(در زمينه آزمايش و اتمام حجّت بر آن ها) نبود، در ميان آنان داورى مى شد!و اگر نبود کلمه‌ای که از سوی پروردگارت سبقت گرفته هرآینه پایان کار آنان به طور قطعی ميان آن ها و بى گمان آنان در باره آن در شكى بهتان آميزند. (هود، آیه 110؛ فصلت، آیه 45) این کلمه، رحمت الهی است که موجب شده تا غضب الهی‌گریبانگیر آنان نشود. امام علی(ع) درباره سبقت رحمت الهی بر غضبش می‌فرماید: يا مَن سَبقت رَحمتُهُ غَضبَهُ؛ ‌ای کسی که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است.(مصباح المتهجد، ص 696) بر اساس آموزه‌های قرآن، نه تنها رحمت الهی از نظر کمیت و کیفیت بیشتر از غضب الهی است؛ بلکه همان غضب الهی نیز بر اساس حکمتی است که در چارچوب رحمت سامان یافته است؛ پس اگر غضبی از سوی خدا نسبت به کسی روا داشته می‌شود، بر اساس رحمت است. در حقیقت این رحمت است که نقشه می‌کشد و مهندسی می‌کند تا غضب را در کجا به کار گیرد. پس مهندس غضب الهی همان رحمت الهی است. از این رو خدا به نام رحمان اهل دوزخ را به دوزخ می‌برد و عذاب می‌کند؛ و یا خدای رئوف و مهربان به رافت خویش بر جامعه انسانی فرمان می‌دهد تا به زناکار تازیانه زده شود (نور، آیه 2)؛ زیرا این غضب و عذاب در چارچوب مهندسی حکیمانه رحمت الهی است. پیامبر(ص) به عنوان مظهر اتم و اکمل صفات الهی از جمله صفت رحمت، این گونه است. بنابراین، اگر پیامبر(ص) رحمت برای جهانیان است، بر اساس مهندسی رحمت، گاه لازم است تا با افراد به غلظت و درشتی رفتار شود و مرگی برای ظالمان و ستمگران مستکبر رقم بخورد: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ؛ محمد [ص] پيامبر خداست و كسانى كه با اويند بر كافران، سختگير [و] با همديگر مهربانند.(فتح، آیه 29) پیامبر(ص) با این که بر اساس مهندسی رحمت گاه لازم می‌دانست سخت گیری علیه دشمنان داشته باشد، ولی در همان حال خود را به رنج می‌افکند تا آنان ایمان آورده و از آتش خشم الهی و دوزخ رهایی یابند. از این رو خدا درباره این حالت آن حضرت(ع) چنین گزارش می‌کند و می‌فرماید: لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ؛ شايد تو از اينكه [مشركان] ايمان نمى ‏آورند، جان خود را تباه سازى. (شعراء، آیه ۳) در جایی دیگر می‌فرماید: فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا؛ شايد اگر به اين سخن ايمان نياورند، تو جان خود را از اندوه در پيگيرى كارشان تباه كنى. (کهف، آیه ۶) آن حضرت(ص) بر پایه رحمت الهی خویش حریص بود تا همگان ایمان آورند، در حالی که این امر، شدنی نبود؛ زیرا حرص به معنای زیادت بر استحقاق است و آن حضرت(ص) دوست می‌داشت تا دیگران نیز مستحق ایمان و رحمت الهی و بهشت شوند؛ در حالی که غیرممکن بود.خدا درباره حرص مثبت پیامبر(ص) نسبت به مخلوقات می‌فرماید: إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ؛ اگر چه بر هدايت آنان حرص‌ورزى؛ ولى خدا كسى را كه فرو گذاشته است، هدايت نمى‌كند و براى ايشان يارى‏ كنندگانى نيست. (نحل، آیه ۳۷) رحمت پیامبر(ص) به گونه‌ای بود که نسبت به همگان به ویژه مومنان با نرمی برخورد می‌کرد و از در کرامت وارد می‌شد و بال های رحمت خویش را چون مرغ مادر برای همگان باز می‌کرد تا تحت رحمتی کامل قرار دهد: وَ اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كرده‏‌اند بال خود را فرو گستر. (شعراء، آیه ۲۱۵)این رحمت الهی پیامبر(ص) با قلبی نرم و رفتاری بسیار نیک همراه بود و با آنکه بر هستی آگاه و از علم غیب الهی برخوردار بود، با این حال با مردم مشورت می‌کرد. خدا درباره ریشه رفتارهای نیک پیامبر(ص) که همان رحمت واسع است می‌فرماید: پس به بركت رحمت الهى با آنان نرمخو و پرمهر شدى؛ و اگر تندخو و سخت‌دل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى ‏شدند. پس، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با آنان مشورت كن؛ و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن؛ زيرا خداوند توكل‏كنندگان را دوست مى‌دارد. (آل عمران، آیه ۱۵۹) آن حضرت درباره خودش فرموده است: «ایّها النّاس انّما انا رحمةً     مهداةٌ؛ مردم! من فقط رحمت هدایت یافته ام.» (میزان‌الحکمه، محمدی ری شهری، دارالحدیث، بیروت، 1419 ج 7، ص 3201، و الطبقات الکبری، ج 1، ص192.) پس آن حضرت رحمتی برای مردم است تا همگی از دریچه رحمت الهی ایشان به هدایت دست یابند. بارها حضرت توسط دشمنان خشونت طلب سنگباران و مورد اهانت قرار گرفته بود، گاه مجبور می‌شد مکه را ترک کرده و به کوه‌های اطراف پناهنده شود، خدیجه همسر مهربانش به دنبالش راه می‌افتاد تا او را پیدا می‌کرد و در آن لحظه که زخمهای پای او را پانسمان می‌کرد این جمله را از او می‌شنید: «الّلهمّ اغفر لقومی فانّهم لایعلمون؛ خدایا قومم را (بخاطر اهانت و سنگباران من) ببخش زیرا آن ها (از مقام ربوبیّت و رسالت) آگاهی ندارند.» (میزان الحکمه، همان، ج 7، ص3228، روایت 19975.) در روایت است که مردی یهودی در مدینه، مرکز قدرت و حکومت پیامبر(ص) روزی سر راه پیامبر اسلام را گرفت و مدعی شد که از پیامبر طلبکار است و اصرار کرد باید در همین کوچه و محل، طلب او را بپردازد. پیغمبر اکرم فرمود: اولا شما از من طلبکار نیستی، و ثانیاً: اجازه بدهید که بروم منزل، چون پول همراه ندارم. یهودی گفت: یک قدم نمی‌گذارم بردارید، هر چه پیامبر بیشتر با او نرمش نشان دادند، او بیشتر خشونت نشان داد، تا آنجا که عبا و ردای پیامبر اکرم را گرفت و بدور گردن حضرت پیچید و کشید، به گونه‌ای که اثر قرمزی آن بر گردن مبارک حضرت مشهود بود، از آن طرف مسلمانان منتظر بودند که نماز جماعت اول وقت را با آن حضرت برگزار کنند، هر چه منتظر ماندند دیدند حضرت نیامد، عده‌ای بیرون مسجد آمدند با تعجب دیدند مرد یهودی او را نگهداشته، مسلمانان خواستند با اجبار و یا با ضرب و شتم، حضرت را از دست او رها کنند، پیامبر(ص) فرمود: نه شما به این مرد کاری نداشته باشید من بهتر می‌دانم با او چه گونه رفتار کنم، حضرت آنقدر ملایمت و نرمی نشان داد که یهودی در همان جا گفت: «اشهد ان لا اله الّا اللّه و‌اشهد انّک رسول اللّه» شما با این همه قدرتی که (در مدینه) دارید، این همه تحمل و نرمی نشان می‌دهید، این تحمّل، تحمّل یک انسان عادی و معمولی نیست بلکه نشان از آن دارد که شما مبعوث شده از طرف خداوند هستید.»(سیره نبوی، همان، ص 139.)اگر انسان بخواهد از رحمت الهی خدا و پیامبر(ص) بهره گیرد باید در زندگی، اصولی را رعایت کند که موجب جلب رحمت خاص الهی می‌شود. از جمله این اصول می‌توان به ایمان و اطاعت از خدا(بقره، آیه 218؛ آل عمران، آیه 123؛ توبه، آیه 71؛ حجرات، آیه 14)، اطاعت از پیامبر(آل عمران، آیات 31 و 32 و 132)، تقوای الهی (نساء، آیه 129؛ انعام، آیه 155)، اصلاح مفاسد(سباء، آیه 129؛ بقره، آیه 182؛ آل عمران، آیات 86 و 89)، استماع قرآن و عمل بدان(اعراف، آیه 204)، استغفار(بقره، آیه 199)، استرجاع و صبوری در هنگام مصیبت (بقره، آیات 155 تا 157)، مراعات ادب و اخلاق(حجرات، آیات 4 و 5)، پرهیز از غیبت و بدگمانی و تجسس در احوالات دیگران (حجرات، آیه 12) و مانند آن ها اشاره کرد.

 

نیم نگاهی به مقام صادق ال محمد(ص‌) حیات سیاسی امام صادق(ع)

 مقام معظم رهبری‌: «امام صادق(ع) مرد مبارزه بود، مرد علم و دانش بود و مرد تشکیلات بود. مرد علم و دانش بودنش را همه شنیده‌اید. محفل درس امام صادق(ع) و میدان آموزشی که آن بزرگوار به‌وجود آورد، هم قبل از او و هم بعد از او در تاریخ زندگی امامان شیعه‌بی‌نظیر بود. همه حرفهای درست اسلام و مفاهیم اصیل قرآن که در طول یک قرن و اندی به‌وسیله مغرضان و مفسدان یا جاهلان تحریف شده بود، همه آن‌ها را امام صادق(ع) به شکل درست بیان کرد.»
 آشنایی با ابعاد مختلف زندگانی امامان شیعه از ضرورتهای روزگار ما است؛ زمانه‌ای که شیعه پرچمدار حاکمیت دینی و عدالت علوی است. امام باتوجه به شرایط ویژه دوران خود، سیاست عدم قیام مسلحانه علیه حاکمان جور و در مقابل، ایجاد نهضت بزرگ بیدارگری توده شیعه و آشنا کردن آنان با حقایق اسلامی و ولایت جانشینان برحق پیامبر اعظم(ص) را در پیش گرفت. حضرت برای اجرای این سیاست کلان از راهبردها و شیوه‌های خاصی بهره گرفت که عبارتند از: نهضت بزرگ تولید علم، مبارزه با فرقه‌گراییها، موضع‌گیری در برابر خلفا و مبارزان سیاسی و تقیه.


     سیری گذرا در زندگی امام صادق(ع‌): حضرت بیشتر به‌عنوان یک شخصیت علمی و فقهی معروف است. شخصیت سیاسی امام(ع) کمتر از سوی پژوهشگران و محققانی که به بررسی زندگانی حضرت پرداخته‌اند مورد توجه قرار گرفته است. به‌همین‌دلیل نوشته‌ها و آثاری که جنبه سیاسی زندگانی حضرت را بیان دارند، بسیار اندک و انگشت شمارند. تمامی کتابهایی که درباره حضرت نوشته شده‌اند به نحو ضمنی به گوشه‌هایی از حیات سیاسی امام اشارت برده‌اند. حقیقت آن است که امام صادق(ع) همانند همه امامان معصوم شیعه سیاست ناب الهی و دینی را در روزگار خود به یادگار نهاده‌اند که آشنایی با آن، الگوی کامل و ایده آلی است برای شیعیان و علاقه مندان به حضرت تا از این بعد زندگانی امام خود پیروی نموده و این سیره پاک حضرت را نیز چراغ راه خود قرار دهند. مطالعه فرازهای مختلف زندگانی امام صادق(ع) ما را به این نظریه رهنمون می‌کند که فعالیتهای فرهنگی و علمی حضرت قطعه‌ای از جدول بزرگ حیات سیاسی حضرت و راهبرد و شیوه‌ای برای تحقق استراتژی کلی سیاسی حضرت در مواجهه با حکام جور است. همین چیزی که امروز از آرمانهای بلند مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای - دام‌ظله‌العالی - سلاله پاک آن حضرت است. معظم‌له مکرر در مکرر بر مسأله تولید علم و پیشرفت علمی تأکید دارند که کارآمدترین راهکار در مقابله و مبارزه ملت ایران با استکبار جهانی و صهیونیزم بین‌الملل است و عامل بزرگ استمرار و ماندگاری انقلاب اسلامی و سنگ زیرین تمدن بزرگ اسلامی در قرن 21 نیز خواهد بود. چرا امام صادق(ع) با توجه به اضمحلال حاکمیت اموی و عدم استقرار حاکمیت عباسی و اعلام آمادگی برخی از سران و عوامل حاکمیت عباسی مثل ابوسلمه برای انتقال قدرت به حضرت، به قیام مسلحانه برای برپایی حکومت ایده آل اسلامی اقدام نکرد؟ باتبیین سیاست استراتژیک امام باتوجه به مقتضیات زمانی، راهکارهایی را که امام برای تحقق آرمان خود در پیش گرفت که می‌تواند الگوی روشن و راهبردی عالمانه برای زمان ما باشد.


    حیات سیاسی امام صادق(ع): ششمین امام شیعیان جعفربن محمد صادق(ع) حیات سیاسی خاصی دارد که بر شرایط و مقتضیات سیاسی و اجتماعی ویژه‌ای استوار است. دوران امامت حضرت حدود یک قرن و نیم پس از ظهور اسلام و فتوحات اسلامی است. زمانی که تازه‌مسلمانان پرشماری از ملیتهای مختلف وارد جهان اسلام شده، از این طریق علوم و فنون ملتهای صاحب تمدن بزرگ مانند ایران، روم، هند... را وارد دنیای اسلام نمودند. بازار عقاید و آرای گوناگون رواج چشمگیری پیدا کرد. طبقات مختلف قاریان، مفسران، متکلمان، زندیقان، متصوفان، خوارج و مرجئه و... وارد فعالیتهای فرهنگی و سیاسی اجتماعی شدند. در این برهه امت اسلامی دچار انواع درگیریها و کشمکشهای سیاسی و اجتماعی شد. امام صادق(ع) نیز در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با معضلات فراوانی مواجه گردید. اوضاع سیاسی آن چنان غبارآلود شد که امت اسلامی نمی‌توانست واقعیت را چنان‌که هست درکمند خود وتحت قیادت و حاکمیت انسانهای شایسته و لایق قرار دهد. امام صادق(ع) در چنین فضایی با دوگونه انحراف عمده در جامعه اسلامی مواجه بود: الف. انحراف سیاسی و حکومتی که بانیان و سردمداران آن حاکمان و دولتمردان جائر اموی و عباسی بودند. ب. انحراف اعتقادی و فکری توده مسلمان که خطرناک‌تر از انحراف نخست بود و امت را در ورطه گمراهی و انحراف از واقعیت مکتب اسلام در معرض نابودی و زوال قرار می‌داد.


    راهکارها و شیوه‌های سیاسی‌: امام(ع) بادر نظر گرفتن موقعیت جامعه اسلامی از نظر آگاهی مردمی و امکانات و توانایی‌های جبهه خودی به این نتیجه رسیده‌اند که قیام مسلحانه و انقلاب فراگیر برای بنای حکومت اسلامی و به دست گرفتن قدرت، کافی و کارآمد نیست. چون ضروری‌تر از تأسیس و ایجاد حکومت دلخواه، استمرار و تداوم آن است که باصرف آمادگی نظامی و برکناری حاکمان غاصب عملی نخواهد بود. بلکه پیش و بیش از آن باید زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی فراهم گردد تا توده مردم بیدار شده و همراه گردند و مسؤولیت پاسداری از حاکمیت جدید و دستاوردهای آن‌را آگاهانه برعهده گیرند. گفتگوی امام صادق(ع) با سدیرصیرفی پشتوانه و موید این مدعا است. از سدیر روایت است که بر امام صادق(ع) وارد شدم و به او گفتم: خدای را چه نشسته‌ای؟ فرمود: ای سدیر چه اتفاقی افتاده است؟ گفتم: از فراوانی دوستان و شیعیان شما سخن می‌گویم. فرمود: فکر می‌کنی چند تن باشند؟ گفتم: یکصد هزار. فرمود: یکصدهزار؟ گفتم: آری و شاید دویست هزار! فرمود: دویست هزار؟ گفتم: آری و شاید نیمی از جهان!... سدیر در ادامه چنین گفت: آنگاه امام(ع) ساکت ماند و سخنی بر زبان نیاورد. اما هنگامی که همراه امام(ع) به‌سوی «ینبع» می رفتیم، حضرت به گله‌ای از بزها نگریست و به من فرمود: ای سدیر، اگر شیعیان ما به عدد این بزها بود بر جای نمی‌نشستم!(کافی، ج‌2، ص‌242) امام در پی این سیاست استراتژیک و تصمیم کلان سیاسی، برنامه‌ای را تنظیم نمود که دو هدف عمده را به‌دنبال داشت: اول، هدف ایجابی، فراهم آوردن پایگاههای تبلیغی برای بیداری مردمی و تقویت هوشیاری آنان و حراست آن‌ها از انحرافات عقیدتی فرهنگی و سیاسی. دوم: هدف سلبی، برای به چالش کشیدن حاکمان جائر و برانگیختن انزجار عمومی علیه آنان و بازداشتن مردم از بی‌تفاوتی در برابر ستمگریهای آنان.


    نتیجه: بررسی زندگانی امام صادق(ع) به‌خوبی نشان می‌دهد که این تصور که امام صادق(ع) بیشتر یک شخصیت فکری و فرهنگی است و در عرصه سیاسی فعالیت چشمگیری ندارد، یک تصور نادرست و باوری دور از حقیقت است، زیرا امام با توجه به اوضاع و مقتضیات ویژه دوران خود به این تصمیم کلان سیاسی رسید که بهترین رسالت سیاسی در این برهه عدم قیام مسلحانه در برابر حاکمان جائر و تلاش برای بیداری امت و آشنایی آنان با تعالیم ناب اسلامی است. مهم‌ترین راهکارهایی را که حضرت برای تحقق این استراتژی سیاسی در پیش گرفت، عبارتند از: 1. تقیه، 2. نهضت بزرگ تولید علم، 3. موضع‌گیری در مقابل خلفا و مبارزان سیاسی، 4. مبارزه با فرقه گرایی‌ها.


 1. تقیه‌: امام صادق(ع) تنها امامی بود که با دو حکومت مروانی و عباسی معاصر بود. دو دسته حاکمانی که اسیر شهوترانی و استبداد و افراط در عیش و نوش و لذت‌کامی خود بودند. اینان عملاً با شریعت اسلامی و با پیامبر اعظم اسلام به نبرد برخاستند. امام که در دوره هریک از این حاکمان غاصب شاهد بی‌مهری به دین و شریعت اسلامی از یک‌سو و حاکمیت فساق و فجره از دیگر سو بود، با توجه به اوضاع اجتماعی و سیاسی و نداشتن حمایت مردمی وعِدّه و عُدّه کافی برای مبارزه رودرو با حاکمیت، راهکار مؤثر برای صیانت اسلام ناب و کیان شیعه را «تقیه» می‌دانست. امام(ع) از تقیه به‌عنوان یک تاکتیک و روش کارآمد برای سیاست حکیمانه خود بهره گرفت. به‌راستی اگر امامان شیعه روش تقیه را در پیش نمی‌گرفتند و همه آشکارا در برابر دشمنان می‌ایستادند و کشته می‌شدند، آیا امروز از اسلام و مسلمانی نام و نشانی باقی می‌ماند؟ با توجه به اهمیت تقیه در حفظ و ماندگاری اسلام، امام صادق(ع) در حدیثی به‌صراحت فرمود: التَّقیَّة دینِی وَدینَ آبائِی وَلا دینَ لِمَن لا تَقیَّةَ لَهُ وَ اِنَّ المذِیعَ لاَمرِنا کَالجاحِد بِه. (بحارالانوار، ج 2، ص 74)


 2. نهضت بزرگ تولید علم‌: امام(ع) با استفاده از دوره فترتی که پس از فروپاشی حکومت اموی و پیش از استقرار حاکمیت عباسی به‌وجود آمد، نهضت بزرگ تولید علم را برای تعمیق بیداری اسلامی و معرفی تعالی ناب محمدی(ص) در زمینه‌های زیر ایجاد کرد: الف. انتشار آموزه‌های عقیدتی، اخلاقی و عملی شریعت ناب اسلامی؛ برای این منظور حضرت بزرگ‌ترین دانشگاه اسلامی را در مدینه بنا نهاد. مسجد پیامبر اکرم(ص) کانون درس و بحث علوم و فنون مختلف قرار گرفت و مرکز بزرگ تولید علوم اسلامی شد. ب. پرورش نخبگان علمی و فرهنگی، دانش‌آموختگان دانشگاه بزرگ جعفری را بالغ بر 4000 تن برشمرده‌اند. از شاگردان ممتاز و چهره‌های ماندگار این دانشگاه بزرگ کسانی مانند مفضل‌بن عمر، مومن الطاق، هشام‌بن حکم، محمد‌بن مسلم، زرارة‌بن اعین و جابربن حیان... هستند. افراد معروفی مانند ابوحنیفه، مالک‌بن انس، سفیان ثوری و محمدبن حسن شیبانی و یحیی‌بن سعید... از اهل سنت نیز افتخار شاگردی امام صادق(ع) را دارند. ج. تعلیم شاخه‌های مختلف علوم؛ علومی مانند کلام، فلسفه، ریاضیات، شیمی، فقه، حدیث، تفسیر و علوم قرآنی... در این مرکز بزرگ علمی تولید و ترویج شد و دانشمندان بزرگی در این رشته‌ها تربیت شده‌اند. از میراث‌های گرانبهای دانشگاه جعفری احادیث پرشماری است که از آن دوران باقی مانده است. ابان‌بن تغلب به تنهایی 30 هزار حدیث از حضرت روایت کرده است. محمدبن مسلم نیز راوی شانزده هزار حدیث از حضرت است.


 3.     مبارزه با فرقه‌سازیها
 راهکار سیاسی دیگر امام در حیات سیاسی‌اش مبارزه با فرقه‌سازی‌ها و فرقه‌گراییهای انحرافی و پاسداری از مذهب شیعه بود. مهم‌ترین فعالیت‌های حضرت در این‌باره عبارتند از مبارزه با جریان غُلُوّ؛ از فرقه‌های انحرافی که از زمان امام علی(ع) در جهان اسلام سر برآورد، فرقه غالیان بوده است. این فرقه از درون مذهب شیعه سبب سستی و فروپاشی عقاید شیعیان شده و از بیرون نیز به‌دلیل انتساب به تشیع، شیعیان را نزد دیگر مسلمانان، افرادی لاابالی و بی‌توجه به احکام الهی معرفی می‌کرد و موجبات بدبینی دیگر مسلمانان را به شیعه فراهم می‌آورد. ازاین‌رو بود که برخی، شیعیان را متهم کرده‌اند که آنان براین باورند که به‌دلیل دوستی و ولایت اهل بیت(علیهم السلام) از انجام اعمال صالح‌ بی‌نیاز و از عذاب الهی در امانند. اقدامات امام صادق(ع) در مواجهه با نحله غلوّ طرد غالیان بود.


 4.     مواضع امام در مقابل خلفا و مبارزان سیاسی‌
 الف. موضعگیری امام در برابر منصور: از فرازهای مهم حیات سیاسی امام(ع) مواجهه و رفتار حضرت با خلیفه غاصب عباسی منصور دوانیقی و ماموران او است. این قطعه از زندگانی حضرت ماجراهای خواندنی و شگفت‌انگیزی را در تاریخ به یادگار نهاده است. زیرا امام گاهی با لحن بسیار آرام و ملایمی با منصور سخن گفته است و گاهی هم با نهایت شدت و صلابت با او و اطرافیانش برخورد کرده است. اینک به اختصار به چند نمونه از رفتارهای امام بامنصور اشاره می‌شود: امام(ع) در عین این‌که در مواردی که به دربار عباسی احضار می‌شود با آرامی و تواضع با منصور صحبت می‌کند، مثلاً در موردی وقتی منصور، امام را به براندازی حکومتش متهم کرد، امام فرمود: به خدا سوگند من اینکار را نکرده‌ام و آن‌را جایز نمی‌دانم، و به آن عقیده ندارم و در همه حال اطاعت از شما را لازم می‌دانم. من دیگر پیر و ناتوان شده‌ام، اگر می‌خواهی مرا در زندان بازداشت کن تا مرگم فرا رسد که چندان دور نیست. در مورد دیگر باصلابت و تهدید خطاب به منصور می‌فرماید: اگر دست از اذیت و آزار ما نکشی، هرروز پنج نوبت تو را نفرین می‌کنم. یک بار منصور نامه‌ای برای امام فرستاد و در آن نوشت چرا مانند دیگران هر روز نزد ما نمی‌آیی و به دیدار ما نمی‌شتابی؟ امام(ع) در جواب فرمود: کاری نکرده‌ایم که به‌دلیل آن از تو بترسیم و اهل تقوا، معنویت و آخرت هم نیستی که به امید آن نزد تو آییم، تو را در میان نعمت هم نمی‌بینیم تا تهنیت و تبریکت گوییم و تو نیز این مقام را برای خود مصیبت نمی‌دانی تا به تو تسلیت گوییم. پس مارا با تو چه کار است؟! منصور پاسخ داد با ما مصاحبت کن تا پند و اندرزمان دهی. امام فرمود: دنیاخواهان تو را نصیحت می‌کنند و اهل آخرت نیز با تو همنشین نگردند.


 ب. موضع حضرت درباره قیام زید: از حوادث مهم دوران امام صادق(ع) جنبش علویان ازجمله قیام زیدبن علی‌بن حسین(ع) در سال 122 هجری بوده است. زید برادر امام باقر و عموی امام صادق از رجال فرهیخته و عالی‌مقدار خاندان نبوت و مردی دانشمند، زاهد و شجاع بود. او از ظلم و بیداد حاکمان اموی بسیار ناراحت بود و عقیده داشت باید با قیام، حکومت فاسد اموی را سرنگون ساخت. در روایات شواهد فراوانی وجود دارد که قیام زید با موافقت و مشاوره امام صادق(ع) بوده است. ازجمله این روایات، بیان نورانی امام رضا(ع) در پاسخ مأمون است که فرمود: پدرم موسی‌بن جعفر از پدرش جعفربن محمد نقل کرد که او می‌فرمود:... زید برای قیام خود با من مشورت کرد و من به او گفتم: عموجان اگر دوست داری که همان شخص به دار آویخته در کناسه (کوفه) باشی، راه تو همین است. وقتی زید از حضور امام(ع) بیرون رفت، امام فرمود: وای به کسی‌که ندای او را بشنود و به یاری‌اش نشتابد. شاهد دیگر، سخن امام صادق(ع) است که به یکی از یاران شجاع زید که شش تن از امویان را در رکاب زید کشته بود، فرمود: خداوند مرا در این خونها شریک گرداند. به خدا سوگند عمویم زید روش علی و یارانش را در پیش گرفت. در روایت دیگری امام(ع) فرمود: خدا او را (زید) را رحمت کند، مرد مؤمن، عارف، عالم و راستگویی بود. اگر پیروز می‌شد به عهد خود وفا می‌کرد و اگر قدرت و حکومت را به دست می‌آورد، می‌دانست آن‌را به چه کسی بسپارد.

 

راهکارهایی برای رشد و تعالی: 

امام صادق(ع) فرمود: فردی نزد رسول خدا(ص) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! توصیه و سفارشی به من کن. آن حضرت سه‌بار از او پرسید: اگر سفارشی کنم انجام می‌دهی؟ آن شخص در هر سه بار پاسخ داد: آری ای رسول خدا(ص)! حضرت رسول(ص) فرمود: به تو سفارش می‌کنم که هرگاه خواستی کاری انجام دهی، درباره سرانجام آن تدبر کن، اگر مایه رشد و هدایت بود، انجام بده و اگر مایه گمراهی بود از آن بپرهیز!(1) هم چنین آن حضرت می‌فرماید: سه چیز است که انسان را از دستیابی به مقامات عالی باز می‌دارد: 1- کوتاهی همت 2- کم‌تدبیری (چاره‌جویی) 3- ناتوانی در اندیشه و تصمیم‌گیری(2)




پانویس

1 - الکافی، ج8، ص 150
2 - تحف‌العقول، ص 315

منابع
تسنیم
کیهان(رسول علیجانی)

برگشت
  • نظرات : 0
  • بازدید : 18
کاربر گرامی شما هنوز در وبسایت ثبت نام نکرده اید
ما از شما درخواست داریم ثبت نام کنید و با نام کاربری خود وارد شوید.