ضحّاکی که رفت » جبهه هنرهای زیبا

 

  • Site Rules
  • Contact

 

مــوضوعـات ســایت
رهگیری ثبت نام ها
جدید ترین مطالب
پـنـل کــاربری
لینک دوستان
تاریخ : 21 دی 1396
موضوع : مناسبت ها
ضحّاک، شخصیتی شیطانی در اساطیر و در افسانه های قومی ایران باستان است. این نام در متون اوستایی، فارسی میانی که به معنای دارنده 10000 اسب، آمده است. در دین زرتشتی، ضحّاک دشمن اهورامزدا است. فردوسی «پادشاهی ضحّاک» پنجمین داستانِ پادشاهان را در شاهنامهٔ داستان می‌کند. ضحّاک پادشاهی بیگانه، هزار سال در میان پیشدادیان بود. دیو دل ضحّاک را تباه می کند و او را تشویق و ترغیب به کشتن پدر می سازد و بدین سان ضحّاک با کشتن پدر جانشین وی می شود. رفته رفته خردمندی و راستی نهان گشت و خرافات و گزند آشکارا. حکومت ظالمانه و مستبدانه ضحّاک شال ها به طول انجامید ولی یک روز ضحّاک ...  صدای انقلاب را شنید. ضحّاک(ذهاک)، شخصیتی شیطانی در اساطیر ایرانی است و در افسانه های قومی ایران باستان، به عنوان اژیدهاک هم دیده می شود. این نام در متون اوستا هم آورده شده. نام ضحّاک در فارسی میانی به صورت دهاگ(Dahāg) یا بواراسپ، آمده که به معنای دارنده 10000 اسب است. در دین زرتشتی، از ضحّاک(تحت عنوان آژیدهاک) به عنوان پسر انگرمینو که دشمن اهورامزداست، یاد شده است. «پادشاهی ضحّاک» پنجمین داستانِ پادشاهان و پنجمین پادشاهی در میان پیشدادیان در شاهنامهٔ فردوسی است که دورانِ هزارسالهٔ پادشاهیِ ضحّاک را داستان می‌کند. ضحّاک پادشاهی بیگانه در میان پیشدادیان است. دوران ضحّاک هزار سال بود. دیو دل ضحّاک را تباه می کند و او را تشویق و ترغیب به کشتن پدر می سازد و بدین سان ضحّاک با کشتن پدر جانشین وی می شود. رفته رفته خردمندی و راستی نهان گشت و خرافات و گزند آشکارا.                صدای انقلاب

⊕ ریشه یابی کلمه: اژی((Aži) اسم فاعلی آن اژیس)، واژه ای اوستایی به معنای مار یا اژدها است. این کلمه هم ریشه با کلمه سانسکریت ودایی اهی(ahi) به معنای مار و بدون خوی فاسد است. اژی و اهی، ارتباط دوری هم با کلمات لاتین، یونانی، روسی و اسلونی کلیسای قدیم دارند که همه به معنای مار اند.معنای اصلی دهاکه(dahāka) مشخص نیست. در میان معانی پیشنهادی، می توان از نیش زدن(با منبع نامطمئن)، سوزاندن(داهانای سانسکریت)، مرد یا شبیه به مرد(داهای خوتانس)، بزرگ یا بیگانه(مردم «داهایی» و دشمن یا بنده هندو) نام برد. در اسطوره شناسی فارسی، دهاکه  به صورت ضمیر اسمی بوده و ریشه دهاک(ضحّاک) شاهنامه است.اصطلاح اوستایی اژی دهاکه(Aži Dahāka) و اژدهاک فارسی میانی، ریشه(منشأ) اهریمن حریص آیین مانی در فارسی میانی یعنی اژ(az)، شخصیت اسطوره ای ارمنی اژدهاک(Aždahak)، اژدهای فارسی امروزی و اَژدَهای فارسی تاجیکی و اژدها در زبان اردو و هژدیها(هه‌ژدیها) در کردی است که همه به معنای اژدها هستند.با وجود ابعاد منفی اژی دهاکه در اسطوره شناسی، اژدها در طول تاریخ مردم ایران، بر روی برخی پرچم های جنگی استفاده شده است.گروه خزندگان پرنده اژدرشید(Azhdarchid) از یک کلمه فارسی برای اژدها گرفته شده که در نهایت از اژی دهاکه ریشه می گیرد.

⊕ اژی دهاکه(دهاگ) در ادبیات زرتشتی: اژی دهاکه، مهم ترین و باسابقه ترین اژیس(azis) در اوستا است که قدیمی ترین متون زرتشتیان است. اژیس، به صورت غولی با سه دهان، شش گوش و سه سر(احتمالاً، به معنای سه سر با یک دهان و دو چشم روی هر سر)، موجودی حیله گر، قوی و دیوصفت است. ولی از منظری دیگر، اژی دهاکه، دارای ویژگی های انسانی بوده و هیچ گاه صرفاً یک جانور در نظر گرفته نشده است.از اژی دهاکه، در چندین افسانه اوستایی نام برده شده و در بسیاری از جاهای دیگر ادبیات زرتشتی همه به آن اشاره شده است.در متون پسا زرتشتی اوستایی به نام دینکرد، اژی دهاکه واجد همه گناهان ممکن و توصیه های شیطانی بود، بر خلاف «جم» که پادشاه خوبی بود. نام دهاگ(دهاکه)، به معنای فردی با ده گناه تفسیر شده است. مادر وی، وَدَگ((Wadag) یا اُدگ)، بوده که خودش را گناهکاری بزرگ معرفی می کرده و به زنای با پسر خود اعتراف کرده است.در اوستا گفته شده که اژی دهاکه، در قلعه غیرقابل دسترس کورینتا(Kuuirinta) در منطقه ببری(Baβri) زندگی می کرده است، جایی که یزاتااردویسورا(آناهیتا) الهه رودها و وای(ویو)، الهه باد- طوفان را در آن  پرستش می کرده است. بر اساس شباهت بین ببری و بابیرو(بابلی) قدیم، زرتشتیان بعدی، اژی دهاکه را اهل بین النهرین تلقی کردند که البته تردیدهایی در این زمینه وجود دارد. مکان مربوطه شاید در هند بوده و اژی دهاکه، می توانسته آدی سشا(Adi Sesha) باشد. اژی دهاکه از دو ایزدی که گفته شد، درخواست قدرت کرد تا جهان را ویران  سازد. آن دو ایزد، به عنوان مظاهر خداوند، درخواست وی را رد کردند.در یکی از متون اوستا، اژی دهاکه، برادری به نام spitiyura داشت. آنها به کمک هم، به پهلوانی به نام جمشید(ییما) حمله کردند و او را با اره ای از وسط به دو نیم تقسیم کردند، ولی بعداً از ایزد آتش(yazataAtra) شکست خوردند.بر اساس متون پسا اوستا، پس از مرگ جمشید، دهاگ حکومت را به دست گرفت. متن دیگری به نام مینوی خرد می گوید که این امر در نهایت خوب بود زیرا اگر دهاگ شاه نمی شد، جهان به دست شیطان جاودانه ایشمه(Aēšma) می افتاد که بدین صورت، شیطان تا پایان جهان، بر زمین حکومت می کرد.گفته می شود که دهاگ، به مدت هزار سال، حکومت کرد. حکومت وی 100 سال پس از آن که جمشید فرّ(نام مادی(قوم ماد) آن xvarənah) و شکوه پادشاهی اش را از دست داد شروع شد. وی به عنوان جادوگری معرفی شده که با کمک دیوها(daevas) حکومت می کرده است.در اوستا، از شخصی به نام ثْرَئیتَونَه((Θraētaona) فرزند ابیا(Aθβiya) اسم برده شد که به فارسی میانه، فریدون نامیده می شود که در نهایت، اژی دهاکه را از بین برد. اوستا، درباره ماهیت شکست اژی دهاکه به دست فریدون، سخن کمی به میان آورده و فقط گفته که وی دو زن زیبای جهان یعنی ارینه واچی((Arənavāci) ارنواز) و سون هواچی((Savaŋhavāci) شهرزاد) را از بند آزاد ساخت. منابع بعدی، به خصوص دینکرد، جزئیاتی در این زمینه ارائه داده اند.گفته شده فریدون، دارای پرتو الهی پادشاهان(فارسی جدید، فرّ) بوده و توانسته دهاگ را شکست دهد و با گرز بر او کوبیده. با این حال، پس از این که او این کار راانجام داد، جانوران موذی(مارها و حشرات و مانند آنها) از زخم های دهاگ بیرون آمده و اهورامزدا به وی گفت که دهاگ را نکشد، چرا که جهان به این جانوران موذی آلوده می شود. در عوض، فریدون، دهاگ را به زنجیر کشید و وی را در کوه افسانه ای دماوند زندانی کرد(که بعدها این کوه، کوه دماوند بلندترین کوه سلسله کوه های البرز تشخیص داده شد).همچنین منابع فارسی میانه پیشگویی کرده اند که در پایان جهان، دهاگ(dahag)، بندهایش را از هم می گسلد و جهان را ویران می کند و از هر سه انسان و حیوان یکی را می خورد. کیرسپ یا گرشاسب(Kirsāsp) قهرمان ایران باستان، که غول شاخدار یا اژی سروار(azisruwar) را کشته، به زندگی باز می گردد تا دهاگ را بکشد.در شاهنامه از این شخص به نام ضحّاک نام برده شده و افسانه او ذکر شده است.در شاهنامه ضحّاک(ترجمه عربی: ازدهاق پسر حاکمی عرب به نام مرداس بود) به خاطر ریشه های عربی اش، گاهی ضحّاک تازی(ضحّاک عربی) هم نامیده شده. وی باهوش و زیبا بود ولی ثبات شخصیت نداشت و به راحتی تحت تأثیر مشاوره های شیطان قرار می گرفت. از این رو، اهریمن وی را به عنوان ابزاری برای انجام نقشه هایش برای سلطه بر جهان، انتخاب کرد.زمانی که ضحّاک، در سنین جوانی بود، اهریمن، اولین بار به صورت انسان فریبکاری در مقابل اش ظاهر شد، با چاپلوسی همنشین اش شد و قانع اش کرد که باید پدرش را بکشد و قلمرو اش را به تسلط خود در آورد. اهریمن به ضحّاک گفت در محلی که مرداس(پدر ضحّاک) عادت به پیاده روی داشت، چاله ای بکند و آنرا با برگ پر کند. مرداس در چاله افتاد و کشته شد و ضحّاک در همان زمان به فردی پدرکش و البته پادشاه، تبدیل شد.حالا اهریمن با ظاهر دیگری وارد صحنه می شود و خود را به صورت آشپز ماهری نشان می دهد. پس  از این که اهریمن جشن های مجللی برای ضحّاک ترتیب داد، ضحّاک از او خواست هر آن چه می خواهد از وی طلب کند. اهریمن فقط از ضحّاک خواست سر شانه های ضحّاک را ببوسد. ضحّاک به وی این اجازه را داد ولی به محضی که اهریمن لب اش را بر روی شانه ضحّاک گذاشت، ناپدید شد. در یک آن، دو مار سیاه از شانه های ضحّاک روییدند. کسی نتوانست مارها را از شانه ضحّاک بیرون بکشد چرا که پس از قطع کردن سر مارها، مارهای دیگری به جای آنها می روییدند.حالا اهریمن به صورت پزشک ماهری در برابر ضحّاک ظاهر می شود و به وی توصیه می کند که تنها راه درمان اش آن است که اجازه دهد مارها روی شانه هایش بمانند و هر وقت گرسنه شدند، مغز انسان را به عنوان غذای روزانه برایشان مهیا سازد تا مارها از آن تغذیه کنند.از دیدگاه روانی مارهای روی دوش ضحّاک، می توانند نشان دهنده حرص وی برای کشتن انسان یا نوعی سادیسم(آزارگری) باشند که در صورت عدم پاسخدهی به این نیاز، ضحّاک احساس عذاب و شکنجه می کرد. همچنین وقتی ضحّاک از فریدون شکست خورد، فریدون هیچ انتقامی را بهتر از آن ندید که او را در غاری زندانی کند که مارها مغز خود ضحّاک را بخورند.این داستان، نحوه بیان فردوسی از دهاگ است. شخصیتی که براساس توصیفات یک اژدهای سه سر بوده و براساس برخی از داستان ها یک پادشاه انسان بوده است. بنا به نظر فردوسی، ضحّاک در اصل انسان بوده ولی بر اثر سحر و جادوی اهریمن به دیو تبدیل شده. وی در واقع سه سر داشته که دو سرش، متعلق به مارها و یک سر، سر خودش بوده است و مارها، ویژگی های اصلی او را به عنوان دیو به ما یادآوری می کنند.معرفی ضحّاک به عنوان عرب، تا حدی نشان دهنده رابطه اولیه دهاگ با ملل سامی نژاد عراق است، ولی شاید نشان خشم پیوسته بسیاری از ایرانیان از پیروزی اعراب بر ایرانیان نیز باشد.علی رغم شخصیتی که ضحّاک در افسانه های ایرانی دارد کلمه ضحّاک در زبان عربی، به معنای خنده و لبخند است.

⊕ پادشاهی ضحّاک: در همین دوران، جمشید که حاکم جهان بود به خاطر تکبر و خودبینی فر ایزدی اش را از دست داد. ضحّاک، خود را به عنوان ناجی ایرانیان ناراضی که به دنبال حاکم جدیدی بودند نشان داد. وی با جمع آوری ارتشی بزرگ، به جمشید حمله کرد و جمشید هم وقتی به ناتوانی اش در برابر او پی برد، از صحنه جنگ فرار کرد. ضحّاک چندین سال در پی شکار جمشید بود  و در نهایت او را به مرگ تلخی محکوم ساخت —به این ترتیب که جمشید را به دو نیم کرد. حالا ضحّاک، به حاکم کل جهان تبدیل شده بود. دو دختر جمشید یعنی ارنواز و شهنواز هم در میان بردگان ضحّاک بودند.دو سر مارهای ضحّاک هنوز هم مغز انسان ها را به عنوان غذا می بلعیدند، به این ترتیب که هر روز جاسوسان ضحّاک، دو مرد را دستگیر کرده و آنها را اعدام می کردند تا مغزهایشان را به عنوان غذای مارها بیرون بکشند. دو مرد که ارمایل و گرمایل نام داشتند، به این فکر افتادند که راهی پیدا کنند تا مردم را از کشته شدن به خاطر مارها نجات دهند. پس شروع به آموختن حرفه آشپزی کردند  و بعد از این که در این که در درست کردن غذاهای عالی استاد شدند و به قصر ضحّاک راه پیدا کردند و سرآشپز دربار شدند. آنها می توانستند هر روز، جان یکی از دو مرد گرفتار شده را نجات دهند بدین صورت که به جای مغز یکی از مردان، از مغز گوسفند استفاده می کردند، ولی نمی توانستند هر دو مرد را نجات دهند. به افرادی که نجات پیدا می کردند گفته می شد به کوهستان ها و دشت های دور فرار کنند.

 ⊕ خواب ضحّاک: حکومت ظالمانه و مستبدانه ضحّاک بر جهان قرن ها به طول انجامید ولی یک روز ضحّاک خواب وحشتناکی دید- خواب دید سه مرد جنگی به وی حمله کردند و مرد جوان تر او را با گرز خود به زمین زد وی را بست و به سمت کوهستان بلندی کشاند. وقتی ضحّاک بیدار شد در حالت ترس و اضطراب بود. پس از مشاوره با ارنواز، مردان دانا و تعبیرکنندگان خواب را فراخواند تا تعبیر خوابش را بیان کنند. تعبیرکنندگان خواب میلی به سخن گفتن نداشتند ولی در نهایت یکی از آنها گفت که این خواب نشانه پایان حکومت ضحّاک است، شورشیان به پاخواسته و ضحّاک را نابود می کنند. حتی از مردی نام برد که به جای ضحّاک بر تخت می نشیند: این مرد فریدون بود.حالا ضحّاک فقط به فکر یافتن فریدون و از بین بردن وی بود، با این که نمی دانست کجا است و خانواده اش چه کسانی هستند. جاسوسان ضحّاک به هر جایی سرک کشیدند و به جستجوی فریدون پرداختند و در نهایت شنیدند که فریدون پسری خردسال است و از شیر گاو تنومندی به نام برمایه تغذیه می شود. جاسوسان رد برمایه را گرفتند  و فهمیدند که در علفزارهای کوهستان چرا می کند ولی فریدون پیش از رسیدن جاسوس ها فرار کرده بود. جاسوسان گاو را کشتند ولی مأموریت شان را با موفقیت به پایان نرساندند.


⊕ انقلابی بر علیه ضحّاک: حالا ضحّاک در صدد تحکیم حکومت اش بود به این ترتیب که سعی کرد گروهی از مردان بانفوذ را وادار کند سندی را که گواه بر نیکوکاری اش بود را امضا کنند به طوری که هیچ کس بهانه ای برای شورش نداشته باشد. یکی از مردان بر علیه این اقدام سخن گفت. این مرد کاوه آهنگر بود. وی در حضور این گروه گفت که چگونه مزدوران ضحّاک 17 پسر از 18 پسر او را به قتل رساندند تا ضحّاک از مغز سر آنها مارهایش را تغذیه کند —آخرین پسرش هم زندانی شده بود ولی هنوز زنده بود.ضحّاک در جلوی این گروه خود را انسان نیکوکاری وانمود کرد و دستور آزادی پسر کاوه را صادر نمود. ولی زمانی که از کاوه خواست تا سندی که گواه عادل بودن اش است را امضا کند، کاوه از امضای سند سرپیچی کرد و آن را پاره کرد، دربار را ترک گفت و پیش بند چرمی آهنگری اش را به عنوان نماد شورشیان بالا برد —این همان پرچم کاوه یا درفش کاویانی بود. وی فریدون را حاکم و خود را حامی او معرفی کرد.خیلی زود، تعدادی زیادی از مردم به دنبال کاوه، به سمت کوه های البرز که فریدون در آن زندگی می کرد به راه افتادند. فریدون اکنون مرد جوانی بود و آمادگی رهبری مخالفان ضحّاک را داشت. فریدون گرزی با سری شبیه به گاو نر تهیه کرده بود و با برادران و پیروان اش به جنگ ضحّاک رفت. ضحّاک پایتخت را ترک کرد و پایتخت با مقاومت اندکی به تسلط فریدون درآمد. فریدون همه زندانیان را آزاد کرد که ارنواز و شهنواز هم جزو آنها بودند.کندرو(Kondrow)، خزانه دار ضحّاک، وانمود می کرد که می خواهد به فریدون بپیوندد ولی در اولین فرصت، به سوی ضحّاک فرار کرد و به وی گفت که چه اتفاقی افتاده است. ضحّاک در ابتدا موضوع را جدی نگرفت ولی وقتی که شنید فریدون، دختران جمشید را همانند ملکه در کنار خود روی تخت نشانده خشمگین شد و به سرعت تصمیم به بازگشت به شهر خود و حمله به فریدون گرفت.وقتی ضحّاک به پایتخت رسید با شورش عظیم مردم علیه خود مواجه شد و ارتش نیز قادر به دفاع از شهر نبود. ضحّاک با مشاهده این وضعیت به طور پنهانی و به عنوان جاسوس وارد کاخ اش شد و سعی کرد از ارنواز و شهنواز کمک بگیرد. فریدون ضحّاک را با گرزش به زمین زد، ولی او را به توصیه یک سروش نکشت بلکه در بند کشید و در غاری زیر قله دماوند زندانی کرد و او را با میخ های بزرگی به دیوار غار بست این جا جایی است که ضحّاک تا پایان جهان همان جا خواهد ماند. در نتیجه پس از هزارسال حکومت ظالمانه، پادشاهی ضحّاک به پایان رسید.

⊕ نام مکان ها: قلعه ضحّاک، نام ویرانه ای باستانی در منطقه هشترود در آذربایجان شرقی ایران است که بر اساس نظر کارشناسان مختلف از هزاره دوم قبل از میلاد تا دوره تیموریان مسکونی بوده است. اولین حفاری در قرن نوزدهم و به وسیله باستان شناسان انگلیسی انجام شد. سازمان میراث فرهنگی، در حال مطالعه ساختمان آن است.

⊕ ضحّاک در فرهنگ 

  • در بازی ویدئویی کونامی، suikoden V دو بار به ضحّاک اشاره شده است— یک بار به صورت جنگجوی شریری به نام ضحّاک و بار دیگر کشتی بزرگی به نام دهاک.
  • در استار کرافت 2: heart of swarm یک Zerg باستانی با نام مشابه ضحّاک(دهاکا- Dehaka) وجود دارد.
  • در سایت webcomicHomestuck of MS Paint Adventures,، اکویس ضحّاک(Equius Zahhak)، غولی با قدرت فیزیکی و شیفته اسب ها است.
  • در رمان تصویری sekein no lnganock—what a beautigul people، به کیکا ضحّاک گفته شده است.
  • در مجموعه بازی های ویدئویی اثر جرمی(mass effect)، یک کوارین به نام پرفسور ضحّاک، در ایجاد Geth حضور داشت که منبع اطلاعات مربوط به دستگاه های مجهز به هوش مصنوعی است.
  • در شخصیت Xenaverse، ضحّاک(دهاک) دشمن فوق طبیعی(و کاملاً شیطانی) است که Xena و هرکول باید برای نجات جهان از ویرانی وی را شکست دهند.
  • در نسخه نهایی افسانه فانتزی سه(که در خارج از آمریکا به SaGa 3) معروف است، یک رییس رده میانی به نام دهاگ به صورت سوسمار چندسر نشان داده شده است.
  • در بازی ویدیویی شاهزاده پارسی در قلمرو جنگجویان، شاهزاده ایرانی از شخصیت سایه مانند قدرتمندی به نام دهاگ فرار می کند.
  • در future card buddyfight، یک اژدهای محلی به نام اژی دهاکه وجود دارد.
  • مارول مکس ترور، دارای ویژگی ای است که در آن انسان شریر فناناپذیری به نام ضحّاک در بند دو مار محلی است. با وجود تغذیه از مغز انسان ها، مارها شروع به خوردن خود او می کنند.

⊕ دیگر اژدهای فرهنگ ایرانی: علاوه بر اژی دهاکه، چندین موجود اژدهایی و شبه اژدهایی دیگر هم در مکتب زرتشت ذکر شده است:

  • اژی سروور(Aži Sruvara): اژدهای شاخدار
  • اژی زئیریت: اژدهای زرد که توسط گرشاسب(Kərəsāspa و در فارسی میانه Kirsāsp) کشته می شود.
  • اژی رائوییتا(Raoiδita): اژدهای سرخ که زمستان القا شده به وسیله دیو را می آورد و واکنشی به خلق ایران ویج توسط اهورامزدا است.
  • اژی ویساپا: اژدهایی با بزاق سمی که هدایای پیشکش به آبان را در صورتی که بین غروب و طلوع خورشید داده می شدند، می خورد.
  • گندروا(Gandarəβa): غول پاشنه زرد دریای فراخ کرت که قادر به بلعیدن دوازده ولایت در آن واحد بود. برای خراب کردن کل آفرینش اشه(asha) ظاهر می شود و توسط پهلوان گرشاسب از بین می رود.

⊕ اژی/اهی در فرهنگ هندو-ایرانی: داستان های مارهای دیوصفتی که توسط قهرمانان یا خدایان کشته یا زندانی شده اند به دوران قبل از تاریخ بر می گردد و در افسانه های مردم هندواروپایی و نیز هندوایرانی که اجداد مشترک ایرانیان و هندی های ودایی هستند دیده می شود. نقطه مسلم برای این مقایسه جایی است که اهی سانسکریت ودایی، با اژی اوستا، همریشگی دارد. با این حال، در سنت ودایی، تنها اژدهای مهم، ورتره(Vrtra) بوده ولی هیچ اژدهای ایرانی مانند ورتره وجود نداشته است(بویس 1975:91-92). به علاوه، در حالی که در سنت ایرانی، چندین اژدها وجود داشته، همه آنها نحس بوده اند. در سنت ودایی، فقط یک اژدهای دیگر در کنار ورتره دیده می شود که اهی بودنیا(ahi budhnya) نامیده می شده و اژدهایی خیراندیش بوده. در ودا(کتاب مقدس هندیان)، خدایان با اژدها مبارزه می کردند ولی در سنت ایرانی، این وظیفه به عهده قهرمانان اخلاقی بوده است. بنابراین اگرچه واضح به نظر می رسد که قهرمانان کشنده اژدها(و خدایان در سنت هندو)، بخشی از سنت و فرهنگ بومی هندو-ایرانی به شمار می روند اما مسلم است که ایران و هند، دارای افسانه های قدیمی متفاوتی اند(اسکجارو 1989:192).


و این گونه بود که ضحّاک ایران از کشور فرار کرد، فرار بدون بازگشت به وطن، و پس از فرار شاه، مرم با آمدن به خیابان ها، اظهار شادمانی کردند و با پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفتند و آماده پذیرایی از حضرت امام خمینی رحمة الله علیه رهبر بزرگ انقلاب شدند(دیو چو بیرون رود، فرشته درآید). جهت مطالعه و كسب اطلاعات بيش تردر مورد این موضوع مي توانيد به منابع زیر هم مراجعه فرماييد:

منابع:

  1. 020
  2. http://research.omicsgroup.org/index.php/Zahhak

 


برگشت
  • نظرات : 0
  • بازدید : 70
کاربر گرامی شما هنوز در وبسایت ثبت نام نکرده اید
ما از شما درخواست داریم ثبت نام کنید و با نام کاربری خود وارد شوید.