• Site Rules
  • Contact

 

مــوضوعـات ســایت
رهگیری ثبت نام ها
جدید ترین مطالب
پـنـل کــاربری
لینک دوستان
تاریخ : 17 تیر 1393
موضوع : مناسبت ها

 خبرگزاری فارس: وصیت نخستین بانوی اسلام/ مزار حضرت خدیجه(س) در مکه+عکس

همسر آفتاب خدیجهسلام‌الله‌علیهااسطوره ایثار و مقاومت
پیامبر اکرمصلّی الله علیه وآله وسلّمبه خدیجهسلام‌الله‌علیها
 اولین و برترین همسرش
عشق می ورزیدعلاقه نشان می داد

 به بزرگی یاد و برایش استغفار می کرد

هرگاه در طول زندگی نام خدیجه به میان می آمد

 

روز دهم ماه رمضان سال دهم بعثت، روز حزن انگیزی برای پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم  بود، چرا که در این روز یکی از حامیانش را از دست داد، در این شرایط پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم خدیجه سلام‌الله‌علیها را غسل کرد و با همان پارچه‏ای که جبرئیل ‏از طرف خداوند برای خدیجه آورده بود، کفن کرد. خدیجه دختر خویلد بن اسد، پانزده سال پیش از عام‌الفیل دیده به جهان گشود. ایشان با سرمایه خود به بازرگانی می‌پرداخت و مشهور است که پیش از پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم با دو مرد دیگر به نام‌های عتیق بن عائذ و ابوهاله تمیمی ازدواج کرده بود. هرچند برخی این موضوع را رد می‌کنند و معتقدند خدیجه کبری هنگام عقد پیمان ازدواج با حضرت محمد صلّی الله علیه وآله وسلّم «عذرا» بوده است و عایشه تنها همسر دوشیزه و ازدواج‌نکرده ایشان نیست 



 

 

 

 

Vafat H.Khadijeh(s) 92Vafat H.Khadijeh(s) 92



رسول خداصلى الله عليه و آله و سلّم فرمود: 


 

 

-خدیجه!تو بهترین مادر ایمان آورندگان،برترین آنان وسالارزنانِ گیتی هستی(السیلاوی،الانوار الساطعة من الغرّاءالطاهره،ص226)
-از سوی خداوندمأمور شده ام کهخدیجهرا مژده بدهم به خانه ای بلورین که در آن رنج و ناآرامی نیست(کشف الغمه،ج2،ص71)
-هرگاه نامخدیجهرا می آوردند، رسول خداصلی الله علیه و آله وسلّم می فرمود:ازخدیجهسخن گفتید؟کجامانندش پیداشود؟(بحارالانوار،ج43،ص130)

-«هیچ ثروتی در راه تحقق هدف هایم، مانند ثروت خدیجه سودبخش نبود».(تنقیح المقال، ج 3، ص 77.)
-«به خدا سوگند! هرگز همسری بهتر از خدیجه به من ارزانی نشد. روزگاری که مردم به من کفر ورزیدند، او ایمان آورد و هنگامی که مردم مرا دروغگو می شمردند، به رسالتم شهادت داد. و آنگاه که مردم مرا در محاصره قرار دادند، ثروت هنگفت خود را در راه هدف های من خرج کرد و خدا فرزندان مرا از نسل او قرار داد؛ نه دیگر زنان».(به نقل از: سیره ابن هشام، ج 1، ص 80.)


 

-«كمل من الرجال خلق كثير و لم يكمل من النساء الآمريم،و آسيه امراة فرعون،و خديجة بنت‏ خويلد،و فاطمة بنت محمد»(1) يعنى از مردان گروه زيادى به كمال رسيدند ولى از ميان ‏زنان جز چهار زن كسى به مرحله كمال نرسيد:مريم،و آسيه‏ همسر فرعون،و خديجه دختر خويلد،و فاطمه دختر محمد.
-ابن حجر در كتاب الاصابه و ديگران‏از ابن عباس روايت كرده ‏اند: رسول ‏خداصلی الله علیه و اله 4خط روى زمين كشیده آن گاه فرمود: «افضل نساء اهل الجنة خديجة،و فاطمة و مريم و آسية‏».(2)برترين زنان اهل بهشت:خديجه و فاطمه و مريم وآسيه هستند.
- روایت ابن عبد البر و ديگران از رسول ‏خدا(ص):«خير نساء العالمين اربع،مريم و آسيه و خديجه و فاطمه‏»(3) يعنى بهترين زنان جهانيان چهار زن هستند:مريم و آسيه وخديجه و فاطمه.
-عايشه گويد:هيچ گاه‏ نمى ‏شد كه رسول خدا از خانه بيرون رود جز آنكه خديجه را ياد مى ‏كرد و ستايش و مدح او را مى ‏نمود،تا اين كه روزى طبق همان شيوه ‏اى كه داشت نام خديجه را برد و او را ياد كرد، دراين وقت رشك و حسد مرا گرفت و گفتم:«هل كانت الا عجوزا فقد ابدلك الله خيرا منها».(4) خديجه جز پيرزنى بيش نبود در صورتى كه خداوند بهتر ازاوبهره توكرده!
-عايشه گويد:در اين وقت رسول خدا-كه اين سخن مرا شنيدغضب ناك شد به حدّى كه از شدّت غضب موهاى جلوى سرآن حضرت حركت كرد،آن گاه فرمود:«و الله ما ابدلنى الله خيرا منها،آمنت اذ كفر الناس،و صدقتنى‏و كذبنى الناس،و واستنى في مالها اذ حرمنى الناس و رزقنى الله‏م نها اولادا اذ حرمنى اولاد النساء». به خدا سوگند خداوند بهتر از او زنى به من نداده ، او بود كه‏ به من ايمان آورد هنگامى كه مردم كفر ورزيدند، او بود كه مرا تصديق كرد و مردم مرا تكذيب نمودند.(دروغ گويم خواندند) او در مال خود با من مواسات كرد(ومرابرخودمقدّم ‏داشت) در وقتى كه مردم محرومم كردند. ازاوخداوند فرزندانى روزى من كرد و از زنان ديگر نسبت ‏به فرزند محرومم ‏ساخت. عايشه گويد:باخودگفتم:ديگرازاين پس هرگزبه بدى اورايادنخواهم كرد(5)
-امام على ‏عليه السلام فرمود: روزى نزد رسول خدا(ص)نام خديجه سلام‏الله عليها برده شد و رسول خدا(صلی الله علیه و اله)گريست.عايشه كه چنان ‏ديد گفت: «...ما يبكيك على عجوز حمراء من بنى اسد؟فقال صدقتنى اذ كذبتم و آمنت ‏بى اذ كفرتم ، و ولدت لى اذ عقمتم ، فقالت عايشه: فما زلت اتقرب الى رسول الله-صلى الله عليه و آله-بذكرها»(6) به نقل اربلى در كشف الغمه: يعنى چه گريه‏اى است كه براى پيرزنى سرخ رو از بنى اسدمى ‏كنى؟ رسول خدا فرمود: او مرا تصديق كرد هنگامى كه شمات كذيبم كرديد.و بمن ايمان آورد در وقتى كه شما كافر شديد. و براى من فرزند آورد كه شما نياورديد! عايشه گويد:از آن پس پيوسته من با ياد خديجه و با نام او به ‏رسول خدا تقرب مى ‏جستم.(و هرگاه مى ‏خواستم رسول خدا بمن توجه كرده و به سخنم گوش دهد سخنم را با نام خديجه شروع مى ‏كردم).رسول‏ خدا خديجه را به خانه ‏اى در بهشت مژده داد كه در آن دشوارى ورنجى نخواهد بود.(7) و سلام خداى تعالى را كه بوسيله جبرئيل براى خديجه آورده ‏بود به وى ابلاغ(8) فرمود و خديجه نيز در پاسخ عرض كرد: «...الله السلام و منه السلام و على جبرئيل السلام...»(9)
-ابى سعيد خدرى‏ ازرسول خدا(صلی الله علیه واله):در شب‏ معراج هنگامى كه بازگشتم به جبرئيل گفتم:آيا حاجتى ‏دارى؟گفت: «حاجتى ان تقرا على خديجه من الله و منى السلام...». حاجت من اين است كه خديجه را از سوى خداوند و از سوى‏ من سلام برسانى.و چون رسول خدا سلام خدا و جبرئيل را به‏ خديجه ابلاغ فرمود،خديجه در پاسخ گفت: «ان الله هو السلام،و منه السلام،و اليه السلام‏»(10)"به نقل عياشى در تفسير خود از ابى سعيد خدرى" و بالاخره خديجه سلام الله عليها همان بانوى بزرگوار است ‏كه به اجماع اهل تاريخ نخستين زن و يا نخستين انسانى است‏ كه به رسول خدا(صلی الله علیه و اله)ايمان آورد... و وسيله آرامشى براى آن حضرت در برابر طوفانهاى حوادث‏ سهمگين و اندوه‏هاى فراوان آغاز رسالت ‏بود. با ايثار مال فراوان خود براى پيشرفت اسلام در روزهائى ‏كه اسلام نياز شديد به بودجه داشت ‏بزرگ ترين حق را بر همه‏ مسلمانان جهان تا روز قيامت دارد و سخت ‏ترين مشكلات را به خاطر حفظ ايمان بخدا و دفاع ازاسلام و رهبر بزرگوار آن متحمل شد. 

 

حضرت خدیجه، ثروتمندترین شخص جزیرة العرب بود و حدود هشتاد هزار شتر داشت. کاروان های تجاری او نیز شب و روز در طائف، یمن، شام، مصر و دیگر سرزمین ها در حرکت بودند. وی پس از ازدواج با پیامبر، همه اموالش را در اختیار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نهاد تا پیامبر هر گونه که بخواهد، آن را در راه خدا به مصرف برساند. پیامبر صلی الله علیه و آله نیز ثروت خدیجه را در موارد هشتگانه ای که درباره مصرف زکات، در آیه 60 سوره توبه آمده است (فقیران، تهیدستان، کارکنان جمع آوری زکات، جلب محبت مخالفان، آزادی بردگان، ادای دین بدهکاران، تقویت آیین خداوند، در راه ماندگان راه) به مصرف رسانید. حضرت خدیجه در تجارت خود با مردانی که به استخدام خود درآورده بود کار می‌کرد و با مراکز بازرگانی گوناگون در ارتباط بود. پیامبر اسلام، حضرت محمد بن عبدالله(ص)هم یکی از کسانی بود که با خدیجه کبری در شغل بازرگانی او همراهی می‌کرد. این مناسبات در اشکال مختلفی انجام می‌شد که برخی از آن‌ها در ذیل می‌آید:

 

به همه بگو که خدیجه تمام اموالش را به محمد(ص) هدیه کرد

اجاره: از عقود بازرگانی در آن عصر عقد رایج اجاره بود. به این ترتیب که اجاره‌دهنده با اجاره‌گیرنده قراری منعقد می‌کنند و در مورد اجاره با یکدیگر به فعالیت اقتصادی می‌پردازند. در اخبار و روایاتی آمده است که نبی مکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم در قد اجاری با خدیجه کبری قرار داشت. در خبری آمده است که وقتی حضزت رسول صلّی الله علیه وآله وسلّمبه بلوغ رسید خدیجه ایشان را اجیر کرد تا به همراه مردی دیگر به بازار حباشه در منطقه تهامه برود. پیامبر نیز درباره خدیجه کبری همان جا فرمود که بهتر از او کارفرمایی را با کارمند خود نیافتم. هرگاه که من و همراهم باز می‌گشتیم پیش‌کشی از غذا که آن را برای ما پنهان داشته بود در نزد او می‌یافتیم.»

شیخ صدوق: سالی پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم با عبدمناة و نوفل بن معاویه بن عروه بن صخر برای بازرگانی به شام سفر کردند. در آنجا اوالمویهب راهب به آنان برخورد کرد و پرسید: شما کیستید؟ گفتند: ما بازرگانانی از مکه و از قریش هستیم. ابوالمویهب پرسید: از کدام قریش؟ او را در این باره آگاهی دادند؛ سپس ابوالمویهب پرسید: آیا فرد دیگری از قریش نیز شما را همراهی می‌کند؟ گفتند: آری جوانی از بنی‌هاشم به نام محمد است. ابوالمویهب گفت: به خدا سوگند مقصودم هموست. عبدمناة و نوفل گفتند: سوگند به خدا که کسی گمنام‌تر از او در قریش نیست و او را یتیم قریش می‌نامند که در استخدام زنی از قریش به نام خدیجه است.»

مضاربه: امام عسکری(ع): از پدرم علی بن محمد الهادی پرسیدم خبرهای مربوط به معجزاتی که در مکه و مدینه بر رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم آشکار گردید چگونه بوده است؟ پدرم پاسخ داد: پسرم! فردا دوباره آن را بپرس! وقتی صبح فرارسید فرمود: پسرم! [معجزه‌ای که پرسیدی تکه ابری بوده است]آن تکه ابرزمانی بود که پیامبر به سبب مضاربه با خدیجه دختر خویلد به سوی شام سفرمی‌کرد وفاصله مکه تابیت‌المقدس یک ماه به طول می‌انجامید.(تفسیرمنسوب به امام عسکری"ع")

در برخی روایات هم به هر دو عقد اجاره و مضاربه اشاره شده است. مثلا در روایت واقدی آمده است که وقتی پیامبر خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم به سن بیست و پنج سالگی رسید و در مکه به نام «امین» شهرت یافت، خدیجه پیکی را نزد او روانه کرد و از او درخواست تا همراه خدمتکارش میسره به شام سفر کند و گفت: در ازای آن من دو برابر آنچه به افراد قوم تو می‌دهم به تو خواهم پرداخت؛ رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم پیشنهاد خدیجه کبری را پذیرفت و آنچه او گفته بود را انجام داد.»

حضرت محمد صلّی الله علیه وآله وسلّم دستمزدهای گوناگونی از خدیجه کبری گرفت. در جریان کارهایی که برای او انجام می‌داد، در روایات آمده که بیشتر و یا دوبرابر دستمزد دیگران را خدیجه کبری به محمد مصطفی صلّی الله علیه وآله وسلّم می‌پرداخت. گاهی هم شتر و احشام به عنوان دستمزد تعیین می‌شده است.

البته بسیاری از این روایات از نظر سندی ضعیف است اما هم اصل همکاری رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم  با خدیجه کبری و هم نوع و مکان سفرها تقریبا قطعی و مشخص است. برخی داستان‌ها مانند بحیرای مسیحی نیز نزدیک به واقع‌اند هرچند که داستان‌های غریب در این روایات هم کم مشاهده نمی‌شود.

ام المومنین، خدیجه کبری، از اوان میان‌سالی ثروت خود را در کار تجارت و داد و ستد گمارده بود. ایشان خود به سفرهای تجاری نمی‌رفت بلکه مردان کاری و معتمد را استخدام می‌کرد و برای خرید و فروش و روابط بازرگانی به گوشه و کنار می‌فرستاد. این روابط همه تا پیش از ازدواج باشکوه و خجسته حضرت مصطفی صلّی الله علیه وآله وسلّم  با خدیجه کبری بوده است. بانوی قریش، با اینکه با کمالات و فضائل پیامبر گرامی اسلام آشنا بود و سال‌ها امانتداری او را از نزدیک دیده بود، اما در اندیشه خاطرات همسران پیشینش به خود اجازه عهدی دیگر نمی‌داد. اما این استنکاف تا هنگامی ادامه یافت که خدیجه از مقام رفیع و عِلوی محمد بن عبدالله صلّی الله علیه وآله وسلّم  آگاه شد. حدیجه شیفته اخلاق و سجایای حضرت رسول بود.

پس از بازگشت رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم  از سفر شام،  خدیجه با واسطه‌ای تمایل خود برای ازدواج با ایشان را مطرح کرد. این ازدواج در حالی انجام شد که پیامبر بیست و پنج سال و خدیجه کبری چهل سال داشت. ام‌المومنین، از همان آغاز همه دارایی خود را به پای نهضت بیدارگرایانه و ازادی بخش رسول گرامی اسلام فدا کرد. در روایتی آمده که به پسرعموی خود ورقة بن نوفل فرمود: «برو به مردم اعلام کن که خدیجه تمام اموالش را به حضرت محمد صلّی الله علیه وآله وسلّم هدیه کرده است.» خدیجه کبری افزون بر دارایی بسیار خود، غلامان و کنیزان بسیار هم داشت و همه این‌ها را در اختیار نبی مکرم اسلام قرار داد.

تاریخ‏نویسان از یکی از همسران پیامبر اعظم صلّی الله علیه وآله وسلّم نقل کرده‏اند که می‏گفت: من همواره از علاقه پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم به خدیجه در شگفت بودم؛ چرا که حضرت صلّی الله علیه وآله وسلّم بسیار از او یاد می‏کرد و اگر گوسفندی می‏کشت، به سراغ دوستان خدیجه می‏رفت و سهمی برای آن‌ها می‏فرستاد، روزی رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم  در حالی که خانه را ترک می‏کرد، نام خدیجه را بر زبان آورد و از او تعریف کرد، کار به جایی رسید که صبر خویش را از دست دادم و با کمال جرأت گفتم: «وی پیرزنی بیش نبود و خدا بهتر از او را نصیب شما کرده است»! گفتار من چنان رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم  را متأثر ساخت که آثار خشم و غضب در چهره ایشان ظاهر شد، در این هنگام رو به من کرد و فرمود: «هرگز چنین نیست!... هرگز همسری بهتر از او نصیب من نشده است، خدیجه هنگامی به من ایمان آورد که همه مردم در کفر و شرک به سر می‏بردند، او ثروت خود را در سخت‏ترین لحظات در اختیار من گذاشت، خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که به دیگر همسرانم نداد


وصیت نخستین بانوی اسلام حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها


هنگامی که حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها در ماه رمضان سال دهم بعثت بیمار شد، پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم صلّی الله علیه وآله وسلّم  فرمود: ای خدیجه! آیا می‏دانی که خداوند تو را در بهشت نیز همسرم ساخته است؟! آن گاه از خدیجه دل جویی کرد و او را وعده بهشت داد. در این اثنا که بیماری خدیجه شدت یافت، خطاب به پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم  عرض کرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم، من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن.پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم  فرمود: هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش ‏خود را به کار بردی، در خانه‏ام بسیار خسته شدی و اموالت را در راه خدا مصرف کردی.حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها فرمود: یا رسول اله ! وصیت دوم من این است که مواظب این ‏دختر باشید و به فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها اشاره کرد، چون او بعد از من یتیم و غریب خواهد شد، پس مبادا کسی از زنان قریش به او آزار برساند، مبادا کسی به صورتش سیلی بزند، مبادا کسی بر او فریاد بکشد، مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده‏ای داشته‏ باشد. امّا وصیت ‏سوم را شرم می‏کنم برایت ‏بگویم، آن را به ‏فاطمه عرض می‏کنم تا او برایت‏بازگو کند، سپس فاطمه را فرا خواند و به وی فرمود: «نور چشمم ! به پدرت رسول الله بگو مادرم می‏گوید: من از قبر در هراسم، از تو می‏خواهم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی».پس فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها از اتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم  عرض کرد، پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم  آن پیراهن را برای خدیجه‏ فرستاد و او بسیار خوشحال شد.


حزن انگیزترین روز پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم

 

به همه بگو که خدیجه تمام اموالش را به محمد(ص) هدیه کرد


در نهایت این بانوی فداکار اسلام و یار صدیق نبی اکرم ص در سن 65سالگی در خارج از شعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد، پیامبر خدا ص خودشان خدیجه را غسل و حنوط کرد و با همان پارچه‏ای که جبرئیل ‏از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود، کفن کرد، رسول‏ خدا ص خودش درون قبر رفت، سپس خدیجه را در خاک نهاد و آن گاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت، او بر خدیجه اشک‏ می‏ریخت، دعا می‏کرد و برایش آمرزش می‏طلبید.با این همه شاید بزرگترین افتخار بانوی گرامی اسلام و مادر مومنان، مادری وجود مبارک حضرت صدیقه کبری سلام‌الله‌علیها باشد. از صادق آل محمد علیه‌السلام روایت است که فرمود: «وقتی حضرت خدیجه از دنیا رفت، فاطمه گرد رسول خدا می‌گشت و می‌گفت: پدر! مادرم کجاست؟ جبرئیل نازل شد و گفت: پروردگارت تو را مامور ساخته تا سلامش را به فاطمه ابلاغ کنی و به او بگویی که حضرت خدیجه در خانه‌ای بلورین که با طلا تزیین شده و ستون‌هایی از یاقوت قرمز دارد ساکن است و اسیه و مریم بنت عمران با اویند. حضرت فاطمه گفت: خداوند خود سلام است؛ سلام از او و به سوی اوست    

مقام حضرت خدیجه(س) از نگاه پیامبر(ص):

عایشه که از همسران پیامبر(ص) بعد از خدیجه(س) است، علاقه و محبت شدید پیامبر(ص) به خدیجه(س) را اینگونه توصیف می‌کند:«من خدیجه را هرگز ندیده بودم، اما آن چنان که بر خدیجه حسد ورزیدم، بر هیچ یک از همسران پیامبر، رشک نبردم؛ چرا که پیامبر او را بسیار دوست می‌داشت. او از خانه بیرون نمی‌آمد، مگر آنکه خدیجه را یاد می‌کرد و او را به نیکی ستایش می‌نمود و از تمجید او و استغفار برایش، دلتنگ و خسته نمی‌شد. هرگاه رسول خدا گوسفندی را قربانی می‌کرد، می‌گفت: آن را به دوستان خدیجه هم بدهید. سرانجام، روزی علت این کار را پرسیدم.فرمود: من دوستان خدیجه را هم دوست دارم».الاصابه،ج4،ص 275


 

Vafat H.Khadijeh(s) 92

Vafat H.Khadijeh(s)

پى‏نوشت‏ها:
1- مجمع البيان ج 5 ص 320 تفسير كشاف ج 3 ص 250،تفسير ابن جرير ج 3ص 180.
2-الاصابه ج 4 ص 366.اسد الغابه ج 5 ص 437.خصال صدوق ج 1 ص 96.
3-الاصابه ج 4 ص 366،و استيعاب ج 2 ص 720 و 750 و تفسير ابن جريرج 3 ص 180 و م جمع الزوائد هيثمى ج 9 ص 223.اسد الغابه ج 5 ص 437.
4-لابد-طبق اين روايت-منظورش از بهتر،خودش بوده كه جوان و دختر بوده است!
5-اسد الغابه ج 5 ص 438.الاصابه ج 4 ص 275.
6-بحار الانوار ج 16 ص 8.
7-بحار الانوار ج 16 ص 11.و الاصابه ج 4 ص 275.و اسد الغابه ج 5 ص 438.
8-الاصابه ج 4 ص 274 و اسد الغابه ج 5 ص 438.
9-بحار الانوار ج 16 ص 11.
10-سفينة البحار ج 1 ص 379.
      
 
منابع:

 

شرق نیوز

خبرگزاری فارس

http://www.mashreghnews.ir/

 


برگشت
  • نظرات : 1
  • بازدید : 2 248
کاربر گرامی شما هنوز در وبسایت ثبت نام نکرده اید
ما از شما درخواست داریم ثبت نام کنید و با نام کاربری خود وارد شوید.