• Site Rules
  • Contact

 

مــوضوعـات ســایت
رهگیری ثبت نام ها
جدید ترین مطالب
پـنـل کــاربری
لینک دوستان
تاریخ : 22 مهر 1393
موضوع : مناسبت ها

 

 

بزرگ فـلسفه قتل شاه دين اين است

كه مرگ سرخ به از زندگى ننگين است 

نه ظلم كن به كسى نى به زير ظلم برو

كه اين مرام حسين است و منطق دين است

حسين

پدرت آمده در سینه تلاطم دارد ... از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید ... با فغان پسرم وا پسرم می آید
مثل آیینۀ در خاک مکدر شده ای ... چشم من تار شده؟یا تو مکرر شده ای؟!
من تو را در همۀ کرب و بلا می بینم ... هر کجا می‏نگرم جسم تو را می بینم
ارباْ اربا شده چون برگ خزان می ریزی ... کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی
مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم؟! ... باید انگار تو را بین عبا بگذارم...
چند بیت آخر این شعر سیّدحمیدرضا برقعی ... دل را آشوب می کند...

4 آبان 1393 مصادف با آغاز ماه محرّم 1436 هجری قمری.12 و 13 آبان مصادف با تاسوعا و عاشورای حسینی.

 

کاروان عاشوراييان در راهند،
کم کم بربالاي هر کوي  و برزني  پرچم عزاي آقا اباعبدالله الحسين(عليه السلام) برافراشته خواهدشد،
قلوب مومنين محزون و دلداده سالار شهيدان(عليه السلام)،
نام و ياد سيدالشهداء، پرچم سرخ شهادت حسين و شور و عشق حسيني 
و نجواي عاشقان و شيفتگان حضرت اباعبدالله الحسين طنين انداز خواهد شد.

 

بیش از این بابا دلم را خون مکن ... زادۀ لیلا مرا مجنون مکن
گه دلم پیش تو گاهی پیش اوست ... رو که در یک دل نمیگنجد دو دوست
...

جوانان بنی هاشم بیایید ... علی را بر در خیمه رسانید
خدا داند که من طاقت ندارم ... علی را بر در خیمه رسانم...

نگویید روضۀ علی اکبر؛ بگوید روضۀ جان دادن امام حسین علیه السلام

السّلام علی الطّفل الرّضیع الصّغیر...

  

بیتِ دل دادنی:

طفلِ شش ماهه تبسم نكند، پس که كند؟
آنكه بر مرگ زند خنده، على اصغر توست‏...
 
نوحه خوانی:
غم مخور ای کودک خاموش من...
قتلگاهت می شود آغوش من...

علی لای لای...
علی لای لای...
علی لای لای...‏
می‌رسد ناله آن مادر عاشورایی
زیر لب زمزمه دارد: "پسرم لالایی
کمی آرام که صحرا پُرِ گرگ است علی
و خدای من و تو نیز بزرگ است علی
می‌روی زیر عبای پدرت آهسته
کودک من به سلامت سفرت، آهسته
پسرم می‌روی آرام و پر از واهمه‌ام
بیش تر دل نگرانِ پسر فاطمه‌ام
پسرم شادی این قوم فراهم نشود
تاری از موی حسین بن علی کم نشود
تیر حس کردی اگر سوی پدر می‌آید
کار از دست تو، از حلق تو برمی‌آید
خطری بود اگر، چاره خودت پیدا کن
قد بکش حنجره‌ات را سپر بابا کن"
آه بانو! چه کسی حال تو را می‌فهمد؟
اصغر از فرط عطش سوخت، خدا می‌فهمد
سیدحمیدرضا برقعی

محرّم 1393 محرّمی دیگر است که از راه می رسد. محرّم بهار اشک دیگری بر عاشقان ولایت، که در آن غبار از جان های خسته خویش زدایند و وجودشان را به عطر حسینی معطر کنند. محرّمی که با نام حسین پیوند خورده و با آمدنش فکرها و دل ها متوجه روزی می شود که بزرگ ترین روزهای مصیبت است ...

ورود امام (علیه السّلام)به کربلا‏

امام (علیه السّلام)در روز پـنجشنبه دوم محرّم الحرام سال 61 وارد كربلا شد كه پس ‍از شنیدن نام كربلا امام (علیه السّلام)دانست كه به مـیعادگاه عاشقان رسیده است دستور داد تا اهل بیت فـرود آیند و خیمه ها را برافرازند و ‏فرمود: این زمینى است كه در آن كشته مى شوم و در آن مـدفـون مـى گـردم و اضافه فرمود: همراه پدرم ‏امیرالمؤمنین(علیه السّلام) از اینجا عبور كردیم ، در این نقـطه مـتـوقـف شد و از نام این زمـین پـرسید و پس از شنیدن پاسخ ‏فـرمـود« اینجاست مـحل فـرود آمـدن كاروان آنها و اینجا است محل ریختن خون آنان» حضار عرض كردند یا امیرالمؤمنین(علیه السّلام) این فرمایش شما درباره چه كسانى است ؟ امام (علیه السّلام) فـرمـود: جماعتى از خاندان محمد صلى الله علیه و آله و سلم در این زمین به شهادت مى رسند. ‏« آرى این سرزمـین مـحل محنت و بلا است ، اینجا میعادگاه عاشقان حق است اینجا وعده گاه مـلاقـات دوست ‏است ، در اینجا عـاشقـان بیقـرار و شوریده حال به وصال مـحبوب مـى رسند، اینجا لب تـشنگـان مـجروح و ‏داغـدار از جام وصال دوست سیراب مى گردند اینجا وعده گاه عشاق راه حق و حرّیت و آزادى و عدالت است .» ‏‏1

دعا و شكوه امام (علیه السّلام)

پـس از آنكه خـیمـه برافـراشتـه شد امام (علیه السّلام)اهل بیت و افـراد خـانواده و یارانش را جمع كرد و تصور ‏قطعه قطعه شدنشان را از ذهن گـذرانید، اشك چشمان مباركش را فرا گرفت و دست به دعا برداشت و با خداى ‏خود به راز و نیاز پرداخت و از گرفتاریها شكوه كرد و فرمود:‏« بار خدایا مائیم عترت پیامبرت محمد كه ما را از خانه و كاشانه مان بیرون كردند و از حرم جدمان رانده شدیم ، ‏بنى امیه بر ما ستم كردند، خدایا تو خود حق ما را بستان و ما را بر مردم ستمكار پیروز گردان .»و نیز براى اینكه یاران ابى عبدالله (علیه السّلام)موقعیت خود را بدانند و در تعیین سرنوشت خود تصمیم بگیرند.به یاران و انصارش خطاب كرد و فرمود: ‏‏« مردم بنده و برده دنیایند و دین لقلقه زبان آنها است از هر سو كه زندگیشان تامین شود به همـان سو مـى ‏چـرخـند هرگـاه به گـرفـتـاریها مـبتـلا شوند دینداران تقلیل خواهند یافت .»2

اولین سخنرانى امام (علیه السّلام) در كربلا

پـس از آنكه امام (علیه السّلام)و یارانش در كربلا مستقر شدند اولین سخنرانى خود را به این ترتیب ایراد كرد:‏«پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: بطوریكه مى بینید كار ما به اینجا رسیده و دنیا تـغـییر یافـتـه بدیهایش به ما ‏روى آورده و نیكى هایش به ما پشت كرده و از حیات و زندگـى مـا باقـى نمانده است مگر جرعه كمى همانند ‏رطوبتى كه در ته كاسه بعد از تـخـلیه مـى مـاند و زندگـى پـستـى مـانند چـراگـاه خـشك آیا نمـى بینید كه به ‏حق عـمـل نمـى شود و از باطل جلوگیرى بعمل نمى آید، در چنین حالتى مؤمن حقا باید مشتاق لقاى پروردگار ‏باشد (یعنى مرگ را آرزو مى كند.)پـس بدرستى كه من مرگ را جز سعادت و رستگارى نمى دانم و زندگى با ستمكاران را جز محنت و رنج و ‏ملالت و ذلت نمى یابم . »3 نكتـه : هدف امام (علیه السّلام)از این سخنرانى این بود كه یاران را به مسئولیتى كه بر عهده دارند توجه ‏دهد تا در انجام آن بكوشند.

پاسخ دلنشین یاران

یاران به حق هدف امام (علیه السّلام) را درك كردند و هر یك پـاسخ مـثـبت دادند قـبل از همـه زهیر بن قـین برخـاست و ‏گـفـت : خـدا تـرا هدایت كند اى فـرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم سخنانت را شنیدیم ، اگر دنیا ‏براى ما الى الابد باقى بود و ما در آن زندگى جاودانه و همیشگى داشتیم جنگ و كشته شدن در ركاب تو را بر ‏زندگى همیشگى در این جهان ترجیح مى دادیم.سپـس نافـع بن هلال بجلى برخـاست و عـرض كرد: یابن رسول الله (شمـا از رو گـرداندن مـردم ناراحت نباشید) ‏كه جدتـان رسول خدا نتوانست محبتش را در دل همه مردم جاى دهد كه گروهى منافق به او وعده نصرت مى ‏دادند ولى در باطن با او مكر و حیله كردند، در برخورد با پیامبر بسیار گرم و جذاب بودند ولى در خفاء سخت ترین ‏دشمنى را انجام مى دادند تا آنكه خدا او را به جوار رحمت خویش خواند، و نیز پدر شما در یك چنین موقعیتى ‏قرار داشت یك گروه و جمعیت تصمیم بر یاریش گـرفـتند و در كنار او با دشمنانش جنگیدند و سه گروه دیگر با او ‏جنگیدند تا اجلش ‍فرا رسید .امروز شما هم در چنین موقعیتى قرار دارید، هر كه عهدشكنى كند و بیعت خود را ‏نقض نماید جز به خودش لطمه نمى زند و خداوند از بندگانش بى نیاز است ما در اطاعـت شمائیم ما را به هر ‏سو مى خواهى اعزام فرما به شرق یا به غرب ، بخدا قسم از مـقـدرات الهى ناراضى نیستیم و از لقاء پروردگار ‏هم خوشحالیم نیت و عقیده ما آن است كه دوست بداریم هر كه را كه شما دوست دارید و دشمن بداریم هر ‏كه را كه شما دشمن دارید.بیشتـر یاران امام (علیه السّلام)همانند نافع سخن گفتند و امام (علیه السّلام) علیه السلام از آنان تقدیر و تشكر كرد.4

پی نوشت ها:

1- الحسین فـى طریقه ص 143 كامل ج 3 / ص 379 - اعیان الشیعه ج 1 / ص 598
2- حیاة الحسین ج 3/ص 97 - بلاغة الحسین ص 35....
3- بلاغة الحسین ص 34 - اعیان الشیعه ج 1/ص 598 - ابصارالعین ص 7 - حیاة الحسین ج 3/ص 8
4- حیاة الحسین ج 3/ص 98 - اعیان الشیعه ج 3/ص 598 - بلاغة الحسین ص 34 - ابصارالعین ص 7 و عقدالفرید ‏ج 4/ص 380.

منبع:

آنچه در كربلا گذشت ، سمـنان مـحمد على عالمى دامغانى ، موسسه انتشارات هاد .
به کوشش محمدرضاعابدی

 

 


برگشت
  • نظرات : 3
  • بازدید : 940
کاربر گرامی شما هنوز در وبسایت ثبت نام نکرده اید
ما از شما درخواست داریم ثبت نام کنید و با نام کاربری خود وارد شوید.

Nada
(#1 )
  • 28/12/1393 - 17:19
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
Eceiomnos are in dire straits, but I can count on this!
Liam
(#2 )
  • 28/12/1393 - 22:34
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
A bit <a href="http://skcvexq.com">supreisrd</a> it seems to simple and yet useful.
Yhenskye
(#3 )
  • 4/01/1394 - 21:21
  • ثبت نام : --
  • نظرات : 0
  • وضعیت :
  • پست ها : 0
I want to send you an award for most helpful <a href="http://ebqdrmhmlvj.com">ineerntt</a> writer.