• Site Rules
  • Contact

 

مــوضوعـات ســایت
رهگیری ثبت نام ها
جدید ترین مطالب
پـنـل کــاربری
لینک دوستان
تاریخ : 5 آذر 1393
موضوع : مناسبت ها

http://dameshgh.ir/wp-content/uploads/102709.jpg
حضرت رقيه سلام الله علیها جلوه ایی از شكوه و عظمت حماسه عاشورا است. حضور اين كودك خردسال در متن نهضت سرخ حسيني بي هيچ شك و شبهه اي اتفاقي ساده و ناچيز نبوده است، چنانكه هر يك از كساني كه در واقعه نينوا حضور داشته اند، چون نيك بنگريم، حامل پيامي شگرف و شگفت بوده اند. به گواه تاريخ نگاران و مقتل نويسان رحلت شهادت گونه حضرت رقيه سلام الله علیها اندكي پس از واقعه خونين كربلا در سال61هجري رخ داده است و در اين هنگام وي3ساله است. نخستين نكته شگفت درباره حضرت رقيه سلام الله علیها، شايد همين باشد كه با چنين عمر كوتاهي، از مرزهاي تاريخ عبور كرد و به جاودانگي رسيد، آن گونه كه برادر شيرخوارش علي اصغر علیه السّّلام به چنين مرتبه اي نايل شد.به عبارت ديگر يكي از جلوه هاي رويداد بزرگ عاشورا تنوّع سنّي شخصيت هاي آن مي باشد كه از پايين ترين سن آغاز و به بالاترين سنين (حضرت حبيب بن مظاهر) ختم مي گردد. نكته قابل تأمل ديگر آن كه در پديد آوردن اين حماسه بي بديل و شكوهمند تنها يك جنسيّت سهيم نبوده، بلكه در كنار اسامي مردان و پسران جانباز و ايثارگر اين واقعه، نام زنان و دختران نيز حضوري پررنگ و تابناك دارد.مصائب و شدائدي را كه حضرت رقيه سلام الله علیها از كربلا تا كوفه و از كوفه تا شام متحمل مي شود، آنچنان تلخ و دهشتناك است كه وجدان هر انسان آزاده و صاحبدلي را مي آزارد و قلب و روح را متأثر و مجروح مي سازد. تحمل گرماي شديد كربلا همراه با تشنگي، حضور در صحنه شهادت خويشاوندان، اسارت و ناظر رفتارهاي شقاوت آلود بودن، آزار و شكنجه هاي جسمي و روحي فراوان، دلتنگي براي پدر در خرابه شام و ... نشانگر مصائب عظمايي است كه يك كودك خردسال با جسم و روح لطيف خود با آن مواجه شده است. از ديگر سو همين قساوت سپاه يزيد است كه بر عظمت نهضت سترگ عاشورا مي افزايد، زيرا حضرت امام حسين علیه السّّلام با شناخت و پيش بيني تمام اين مصائب و شدائد به قيام در راه احياء دين جد بزرگوار خويش قد علم فرمود و چنين دشواري هايي نتوانست هيچ گونه خللي بر عزم استوار آن حضرت در راه آزمايش بزرگ الهي پديد آورد.حضرت رقيه سلام الله علیها برهان بزرگ ديگري است بر حقانيت قيام امام حسين علیه السّّلام كه تنها كسي مي تواند چنين به مبارزه و مقابله با ستم برخيزد كه مقصدي الهي داشته باشد، و حضرت رقيه سلام الله علیها برهان بزرگ ديگري است بر مظلوميت عترت پاك پيامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم و رسواكننده سياهكاراني است كه داعيه جانشيني رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم را سر دادند و حضرت رقيه سلام الله علیها برهان بزرگ ديگري است براي آن كه اوج توحش و سنگدلي دژخيمان دستگاه بني اميه براي هميشه تاريخ به اثبات بماند، و حضرت رقيه سلام الله علیها فاتح شام و سفير بزرگ عاشورا در اين سرزمين است، و حضرت رقيه سلام الله علیها برهان بزرگ ديگري است بر اين حقيقت بزرگ كه حق بر باطل پيروز خواهد شد و اينك پس از قرن هاي متمادي آنان كه به مرقد مطهر آن حضرت در شام مشرف مي شوند به عينه تفاوت ميان مقام و مرتبه اين كودك سه ساله را با خليفه جابري چون يزيد درمي يابند. علامه بیرجندى در کتاب وقایع الشهور والایام به نقل ازریاض القدس گوید: دختر امام حسین علیه السّّلام حضرت رقیّه علیها السّّلام در 5صفر۶۱وفات کرد. آرامگاه ملكوتي حضرت رقيه سلام الله علیها دخت سه سـالـه امام حسین علیه السّّّلام، امـام سـوم در شام، كنـار بـاب«الفـراديـس» مابين كوچه هاي تاريخي و پر ازدحام دمشـق است كه هر ساله بسياري از شيفتگان اهل بيت علیهم السّّلام را از مناطق مختلف جهان به سوي خود جلب مي كند.

 

درخشش حضرت رقیّه سلام الله علیها

با درخشیدن حضرت رقیّه سلام الله علیها در سال 57 هجری قمری، خانه امام حسین علیه السّّّلام وام اسحق گرمای تازه ای یافت، حضرت رقیّه سلام الله علیها در اوان کودکی مادر را از دست داد و دردامان عمه اش حضرت زینب سلام الله علیها تربیت شد. اكثر محدّثان دو دختر به نام هاى سكينه و فاطمه براى امام حسين ذكر كرده اند؛ اما علّامه ابن شهر آشوب، و محمّدبن جرير طبرى شيعى، سه دختر به نامهاى سكينه، فاطمه و زينب را براى آن حضرت برشمرده اند.در ميان محدّثان قديم، تنها على بن عيسى اربلى ـ صاحب كتاب كشف الغمّه(كه اين كتاب را در سال 687 هـ.ق تأليف كرده است) به نقل از كمال الدين گفته است كه امام حسين شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولى او نيز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهاى زينب، سكينه و فاطمه را نام مى برد و از چهارمى ذكرى به ميان نمى آورد. احتمال دارد كه چهارمين دختر، همين رقيّه بوده باشد. علامه حائرى در كتاب معالى السّبطين مى نويسد: بعضى مانند محمّدبن طلحة شافعى وديگران از علماى اسلام مى نويسند: امام حسين داراى ده فرزند، شش پسر و چهار دختر بوده است. سپس مى نويسد: دختران او عبارتند از: سكينه، فاطمه صغرى، فاطمه كبرى، و رقيّه(عليهنّ السّلام)آن گاه در ادامه مى افزايد: رقيّه عليها السّلام پنج سال يا هفت سال داشت و در شام وفات كرد. مادرش(شاه زنان) دختر يزدجرد بود(يعنى حضرت رقيّه علیها السّّّلام خواهر تنى امام سجّاد علیه السّّّلام بود). در سال 60 هجری قمری، حضرت رقیّه سلام الله علیها به همراه کاروان راهی کربلا گردید. گویند در روز عاشورا، هنگام وداع حضرت امام حسین علیه السّّّلام با اهل بیت، حضرت رقیّه سلام الله علیها خواب بود و پدر را ندید، از این روبارها از عمه اش زینب سلام الله علیها سراغ پدر را می گرفت. پس از واقعه جانسوز عاشورا، کاروان اسرا به همراه سرهای مطهر شهدا ابتدا به کوفه و سپس به شام حرکت کرد. پس از ورود اهل بیت امام حسین علیه السّّّلام به شام، آن ها را درخرابه ای نزدیک کاخ یزید ملعون جای دادند. سختی های بسیار خرابه شام حضرت رقیّه سلام الله علیها را به شدت آزرده بود و یک سره بهانه پدر را می گرفت. یزید ملعون دستور داد سر پدر را برای او ببرند. حضرت رقیّه سلام الله علیها سر پدر را به دامان گرفت و درد دلها با سر بریده پدر کرد و سرانجام جان به جان آفرین تسلیم نمود و در همانجا غریبانه به خاک سپرده شد. به راستی تصور این مصیبت که کودکی تنها با 3 سال سن با غم بی مادری و فراق بابا وتحمل آن همه مصیبت جانگداز، باز هم مورد آزار و اذیت قرار می گیرد قلب هر موجود با احساسی را به درد می آورد. امروزه مرقد مطهر این نازدانه ابا عبدالله الحسین علیه السّّّلام در شهر شام در سوریه به صورت بارگاهی عظیم وآبرومندی برای زیارت مشتاقان اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم درآمده است و همه روزه هزاران نفر عاشق به کوری چشم دشمنان، آن عزیز را زیارت می کنند. اللّهم الرّزقنا زیارتها فی الدّنیا و شفاعتها فی الآخره.

زندگی نامه حضرت رقیّه سلام الله علیها

در اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السّّّلام شکّی نیست. در کتاب کامل بهایی نوشته علاءالدین طبری(قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است، اما در مورد نام او که آیا رقیّه بوده یا فاطمه صغری و … اختلاف است. هم چنین سید بن طاووس در کتاب «لهوف» خود می‌نویسد:«شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء علیه السّّّلام اشعاری در بی‌وفایی دنیا می‏خواند، حضرت زینب سلام الله علیها سخنان ایشان را شنید و گریست. امام علیه السّّّلام او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیّه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید و خویشتن‌دار باشید.»

پدر و مادر حضرت رقیّه

پدر بزرگوار حضرت رقیّه علیها السّّلام، امام عظیم، حسین بن على معروف­تر از آن است که نیاز به توصیف و معرّفى داشته باشد. براساس نوشته‌های بعضی کتاب‌های تاریخی، نام مادر حضرت رقیّه(علیها سلام)، امّ اسحاق است که پیش‌تر همسر امام حسن مجتبی علیه السّّّلام بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن علیه السّّّلام به عقد امام حسین علیه السّّّلام درآمده است. مادر حضرت رقیّه(علیهاالسّّلام) از بانوان بزرگ و با فضیلت اسلام به شمار می‌آید. بنا به گفته شیخ مفید در کتاب الارشاد، کنیه ایشان بنت طلحه است.نام مادر حضرت رقیّه(علیها سلام) در بعضی کتاب‌ها، ام جعفر قضاعیّه آمده است، ولی دلیل محکمی در این باره در دست نیست. هم چنین نویسنده معالی السّّبطین، مادر حضرت رقیّه(علیهاالسّّلام) را شاه زنان؛ دختر یزدگرد سوم پادشاه ایرانی معرفی می‌کند که در حمله مسلمانان به ایران اسیر شده بود. وی به ازدواج امام حسین علیه السّّّلام درآمد و مادر گرامی حضرت امام سجاد علیه السّّّلام نیز به شمار می‌آید.البته لازم به ذکر است که این مطلب از نظر تاریخ‌نویسان معاصر پذیرفته نشده است؛ زیرا در منابع تاریخی آمده است که ایشان هنگام تولد امام سجاد علیه السّّّلام از دنیا رفته و تاریخ درگذشت او را 23 سال پیش از واقعه کربلا، یعنی در سال 37 هـ.ق دانسته‌اند. از این جهت امکان ندارد، او مادر کودکی باشد که در فاصله سه یا چهار سال پیش از حادثه کربلا به دنیا آمده باشد. این مسأله تنها در یک صورت قابل حلّ است که بگوییم شاه زنان کسی غیر از شهربانو مادر امام سجّاد علیه السّّّلام است.اما در باره خصوصيات حضرت رقیّه سلام الله علیها در منابع ديني، تحقيقى كوتاهي از پژوهش گری انجام گرفته در ذيل ارائه مي شود:

كلمة رقيّه، در اصل از ارتقاء به معنى صعود به طرف بالا و ترقّى. است. اين نام قبل از اسلام نيز وجود داشته، مثلا نام يكى از دختران هاشم، جدّ دوم پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رقيّه بوده است، كه عمة پدر رسول خدا رقيّه مى شود.(1) نخستين كسى كه در اسلام، اين نام را داشت، يكى از دختران رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم از حضرت خديجه است. پس از آن، يكى از دختران اميرالمؤ منين على علیه السّّّلام نيز رقيه نام داشت، كه به همسرى حضرت مسلم بن عقيل درآمد. در ميان دختران امامان ديگر نيز چندنفر اين نام را داشتند، از جمله يكى از دختران امام حسن مجتبى(2) و دو نفر از دختران امام موسى كاظم كه به رقيّه و رقيّة صغرى خوانده مى شدند. اكثر محدّثان دو دختر به نام­هاى سكينه و فاطمه براى امام حسين ذكر كرده اند؛ اما علّامه ابن شهر آشوب، و محمّدبن جرير طبرى شيعى، سه دختر به نام­هاى سكينه، فاطمه و زينب را براى آن حضرت برشمرده اند. در ميان محدّثان قديم، تنها على بن عيسى اربلى - صاحب كتاب كشف الغمّه(كه اين كتاب را در سال 687 ه‍-.ق تاليف كرده است)به نقل از كمال الدين گفته است كه امام حسين شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولى او نيز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهاى زينب، سكينه و فاطمه را نام مى برد و از چهارمى ذكرى به ميان نمى آورد. احتمال دارد كه چهارمين دختر، همين رقيّه بوده باشد. علامه حائرى در كتاب معالى السّّبطين مى نويسد: بعضى مانند محمّدبن طلحة شافعى وديگران از علماى اهل تسنّن و شيعه مى نويسند: امام حسين داراى ده فرزند، شش پسر و چهار دختر بوده است. سپس مى نويسد: دختران او عبارتند از: سكينه، فاطمه صغرى، فاطمه كبرى، و رقيّه عليهن السّّلام. آن­گاه در ادامه مى افزايد: رقيّه علیه السّّّلام5سال يا7سال داشت و در شام وفات كرد. مادرش شاه زنان، دختر يزدجرد،يعنى؛ حضرت رقيّه خواهر تنى امام سجّادع بود.(3)

سن حضرت رقیّه علیها السّّلام

علامه بیرجندى در کتاب وقایع الشهور والایام به نقل ازریاض القدس: دختر امام حسین علیه السّّلامحضرت رقیّه علیها السّّلام در 5صفر۶۱وفات کرد.

پاسخ به يك سؤ ال:

مى پرسند: آيا نبودن نام حضرت رقيّه در ميان فرزندان امام حسين علیه السّّّلام در كتاب ها و متون، مانند: ارشاد مفيد، اعلام الورى، كشف الغمّه و دلائل الامامه طبرى، بر نبودن چنين دخترى براى امام حسين علیه السّّّلام دلالت ندارد؟

پاسخ: با توجّه به مطالب زير، پاسخ اين سؤ ال روشن مى شود:

1. در آن عصر، به دليل اندك بودن امكانات نگارش از يك سو، تعدّد فرزندان امامان از سوى ديگر، و سانسور و اختناق حكومت بنى اُميّه كه سيره نويسان را در كنترل خود داشتند از سوى سوم، و بالا خره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و جزئيات تاريخ زندگى امامان موجب شده كه بسيارى از ماجراهاى زندگى آنان در پشت پردة خفا باقى بماند؛ بنابراين ذكرنكردن ان­ها دليل بر نبود آن ها نخواهد شد.

2. گاهى بر اثر همنام بودن، وجود نام رقيّه در يك خاندان موجب اشتباه در تاريخ شده و همين مطلب، امر را بر تاريخ نويسان کم آن عصر با امكانات محدودشان، مشكل مى نموده است.

3. گاهى بعضى از دختران دو نام داشتند؛ مثلا طبق قرائنى كه خاطرنشان مى شود به احتمال قوى همين حضرت رقيّه را فاطمه صغيره مى خواندند، و شايد همين موضوع، باعث غفلت از نام اصلى او شده باشد.

4. بعضى از علماى بزرگ از قدما، از حضرت رقيّه به عنوان دختر امام حسين ياد كرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند.

پس بايد نتيجه گرفت كه بايد كتاب­ها و دلايلى در دسترس آن­ها بوده باشد كه بر اساس آن، از حضرت رقيّه سخن به ميان آورده اند؛ كتاب­هايى كه در دسترس ديگران نبوده است، و در دسترس ما نيز نيست. بنابراين ذكر نشدن نام حضرت رقيّه در كتب حديث قديم هرگز دليل نبودن چنين دخترى براى امام حسين علیه السّّّلام نخواهد بود، چنانكه عدم ثبت بسيارى از جزئيات ماجراى عاشورا و حوادث كربلا و پس از كربلا در مورد اسيران، در كتابهاى مربوطه، دليل آن نمى شود كه بيش از آنچه درباره كربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است.(4) پدر حضرت رقيّه پدر بزرگوار حضرت رقيّه علیه السّّّلام، امام عظيم، حسين بن على معروف­تر از آن است كه نياز به توصيف و معرّفى داشته باشد. مادر حضرت رقيه علیه السّّّلام مادر حضرت رقيه علیه السّّّلام، مطابق بعضى از نقلها، ام اسحاق. نام داشت كه قبلا همسر امام حسن علیه السّّّلام بود، و آن حضرت در وصيت خود به برادرش امام حسين علیه السّّّلام سفارش كرد كه با ام اسحاق ازدواج و فضايل بسيارى را براى آن بانو بر شمرد.(5) و به نقلى، مادر رقيه علیه السّّّلام ام جعفر قضاعيه. بوده است ولى دليل مستندى در اين باره، در دسترس نيست.(6) شيخ مفيد در كتاب ارشاد ام اسحاق بنت طلحه را مادر فاطمه بنت الحسين علیه السّّّلام معرفى مى كند.(7) سن حضرت رقيه علیه السّّّلام سن مبارك حضرت رقيه علیه السّّّلام هنگام شهادت، طبق پاره اى از روايتها سه سال، و مطابق پاره اى ديگر چهار سال بود. برخى نيز پنج سال و هفت سال نقل كرده اند. در كتاب وقايع الشهور و الايام نوشته علامه بيرجندى آمده است كه، دختر كوچك امام حسين علیه السّّّلام در روز پنجم ماه صفر سال 61 وفات كرد، چنان كه همين مطلب در كتاب رياض القدس نيز نقل شده است.(8) امام حسين (عليه‏السّلام) و دو تن از دختران امام کاظم (عليه‏السّلام) نيز رقيه ناميده شدند. گفتني است، براي جلوگيري از اشتباه، آن دو را رقيه و رقيه صغري مي‏ناميدند.(9)

پژوهشي در ديدگاه‏هاي تاريخي در مورد حضرت رقيه (عليهاالسّلام)

در بعضي کتاب‏هاي تاريخي، نام حضرت رقيه (عليهاالسّلام) آمده، ولي در بسياري از آن‏ها نامي از ايشان برده نشده است. اين احتمال وجود دارد که تشابه اسمي ميان فرزندان امام حسين (عليه‏السّلام)، سبب پيش آمدن اين مسأله شده باشد. هم چنان که بعضي از کتاب‏ها به اين مسأله اذعان دارند و بنابر نقل آن‏ها، حضرت رقيه (عليهاالسّلام) همان فاطمه صغري (عليهاالسّلام) است. در چگونگي درگذشت ايشان نيز اختلاف نظر وجود دارد که در اين جا به اين دو مسأله خواهيم پرداخت. براي روشن شدن اين مطلب، بحث را با طرح يک پرسش بنيادين و بسيار مشهور آغاز مي‏کنيم که:

آيا نبودن نام حضرت رقيه (عليهاالسّلام) در شمار فرزندان امام حسين (عليه‏السّلام) در کتاب‏هاي معتبري چون ارشاد مفيد، اعلام الوري، کشف الغمة و دلائل الامامة، بر نبودن چنين شخصيتي در تاريخ دلالت دارد؟با بيان چند مقدمه، پاسخ اين پرسش به خوبي روشن مي‏شود:

1) اختناق شديد حکمرانان؛ در دوره زندگاني ائمه اطهار (عليهم‏السّلام) و در صدر اسلام مسائلي مانند کمبود امکانات نگارشي، اختناق شديد حکمرانان اموي، کم توجهي به ثبت و ضبط جزئيات رويدادها، فشار حکومت بر سيره نويسان، جانب داري‏ها و... سبب بروز بعضي اختلافات در نقل مطالب تاريخي است.

2) وجود بربريت؛در اثر تاخت و تازها و وجود بربريت و دانش ستيزي بعضي حکمرانان، بسياري از منابع ارزشمند از ميان رفته است. به همين دليل، اين گمان تقويت مي‏شود که چه بسا بسياري از اين اسناد و منابع معتبر، در جريان اين درگيري‏ها، از بين رفته و به دست ما نرسيده است.

3) تعدد فرزندان، تشابه اسمي و به ويژه سرگذشت‏هاي شبيه در مورد شخصيت‏هاي گوناگون تاريخي و گاه وجود ابهام در گذشته‏ها و پيشينه زندگي افراد، امر را بر تاريخ نويسان مشتبه کرده است. همان گونه که اين مسأله در مورد ديگر شخصيت‏هاي تاريخي،حتي درجريان قيام عاشورابه چشم مي‏خورد.

4) شدت علاقه؛ امام حسين عليه‏السّلام به دليل شدت علاقه به پدربزرگوار و مادرگرامي‏شان، نام همه فرزندان خود را فاطمه و علي مي‏گذاشتند. اين امر خود منشأ بسياري از سهوِ قلم‏ها در نگاشتن شرح حال زندگاني فرزندانِ امام حسين (عليه‏السّلام) گرديده است. قراين و شواهدي نيز در دست است که رقيه (عليهاالسّلام) را فاطمه صغيره مي‏خوانده‏اند. احتمال دارد همين موضوع سبب غفلت از نام اصلي ايشان شده باشد.(10)

بنابراين، نيامدن نام حضرت رقيه (عليهاالسّلام)، در کتاب‏هاي تاريخي، اگر چه شک در وجود تاريخي او را بسيار تقويت مي‏کند، اما هرگز دليل بر نبودن چنين شخصيتي در تاريخ نيست. افزون بر آن، مهم‏ترين دليلِ فراموشي يا کم رنگ شدن حضور اين شخصيت، زندگاني کوتاه ايشان است که سبب شده ردّ کمتري از ايشان در تاريخ به چشم بخورد. در مورد حضرت علي اصغر (عليه‏السّلام) نيز به جرأت مي‏توان گفت: اگر شهادت او بحبوحه نبرد و وجود شاهدان بسيار بر اين جريان نبود، نامي از حضرت علي اصغر (عليه‏السّلام) نيز امروز در بين کتاب‏هاي معتبر شيعه به چشم نمي‏خورد؛ زيرا تاريخ‏نويسي فني است که با جمع آوري اقوال سر و کار دارد که بسياري از آن‏ها شاهد عيني نداشته و به صورت نقل قول گرد هم آمده است. تنها موضوعي که در آن مورد بحث و بررسي قرار مي‏گيرد، درستي و يا نادرستي آن از حيث ثقه بودن راوي است که البته اين موضوع فقط در تاريخ اسلام وجود دارد. اما به عنوان نمونه، در بحث حديث، معرفه‏ها و مشخصه‏هاي ديگري نيز براي سنجش درستي اخبار، موجود مي‏باشد که خبر را با تعادل و نيز تراجيح، علاج معارضه و تزاحم، بررسي دلالت و عمليات‏هاي ديگر مورد بررسي قرار مي‏دهند.افزون بر این مطالب، دو شاهد قوي نيز بر اثبات وجود ايشان در تاريخ ذکر شده است:

1. گفتگو امام و اهل حرم: گفتگويي که بين امام و اهل حرم در آخرين لحظات نبرد حضرت سيدالشهدا (عليه‏السّلام) هنگام مواجهه با شمر، رخ مي‏دهد. امام رو به خيام کرده و فرمودند: "اَلا يا زِينَب، يا سُکَينَة! يا وَلَدي! مَن ذَا يَکُونُ لَکُم بَعدِي؟ اَلا يا رُقَيَّه وَ يا اُمِّ کُلثُومِ! اَنتم وَدِيعَةُ رَبِّي، اَليَومَ قَد قَرَبَ الوَعدُ"؛ اي زينب، اي سکينه! اي فرزندانم! چه کسي پس از من براي شما باقي مي‏ماند؟ اي رقيه و اي ام‏کلثوم! شما امانت‏هاي خدا بوديد نزد من، اکنون لحظه ميعاد من فرارسيده است.(11)

2. گفتار امام براي آرامش خانواده: هم چنين در سخني که امام براي آرام کردن خواهر، همسر و فرزندانش به آنان مي‏فرمايد، آمده است: «يا اُختَاه، يا اُم کُلثُوم وَ اَنتِ يا زَينَب وَ اَنتِ يا رُقَيّه وَ اَنتِ يا فاطِمَه و اَنتِ يا رُباب! اُنظُرنَ اِذا أنَا قُتِلتُ فَلا تَشقَقنَ عَلَيَّ جَيباً وَ لا تَخمُشنَ عَلَيَّ وَجهاً وَ لا تَقُلنَ عَليَّ هِجراً»؛ خواهرم،ام کلثوم و تو اي زينب! تو اي رقيه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر داريد[و به ياد داشته باشيد] هنگامي که من کشته شدم، براي من گريبان چاک نزنيد و صورت نخراشيد و سخني ناروا مگوييد.(12)

تشابه اسمي رقيه و فاطمه صغيره عليهماالسّلام

در مورد تشابه اسمي رقيه (عليهاالسّلام) و فاطمه صغيره به این جريان تاريخي اشاره مي‏شود. مسلم گچ‏کار از اهالي کوفه مي‏گويد: «وقتي اهل بيت (عليهم‏السّلام) را وارد کوفه کردند، نيزه داران، سرهاي مقدس شهيدان را جلوي محمل زينب (عليهاالسّلام) مي‏بردند. حضرت با ديدن آن سرها، از شدت ناراحتي، سرش را به چوبه محمل کوبيد و با سوز و گداز شعري را با اين مضامين سرود: اي هلال من که چون بدر کامل شدي و در خسوف فرورفتي! اي پاره دلم! گمان نمي‏کردم روزي مصيبت تو را ببينم. برادر! با فاطمه خردسال و صغيرت، سخن بگو که نزديک است دلش از غصه آب شود. چرا اين قدر با ما نامهربان شده ‏اي؟ برادرجان! چقدر براي اين دختر کوچکت سخت است که پدرش را صدا بزند، ولي او جوابش را ندهد.»(13)حضرت زينب (عليهاالسّلام) در اين شعر از رقيه (عليهاالسّلام) به فاطمه صغيره ياد مي‏کند و اين مسأله را روشن مي‏کند که فاطمه صغيره که در بعضي از کتاب‏ها از او ياد شده، همان دختر خردسالي است که در خرابه شام جان داده است.

گزارش کتاب‏هاي تاريخي و گفتار علما

1. کامل بهائي: قديمي‏ترين کتابي که از حضرت رقيه (عليهاالسّلام) به عنوان دختر امام حسين) عليه‏السّلام) ياد کرده است و شهادت او را در خرابه شام مي‏داند، همين کتاب است. اين کتاب، اثر عالم بزرگوار، شيخ عمادالدين الحسن بن علي بن محمد طبري امامي است که به امر وزير بهاءالدين، حاکم اصفهان در روزگار سلطنت هلاکوخان، نوشته شده است. به ظاهر، نام گذاري آن به کامل بهائي از آن روست که به امر بهاءالدين نگاشته شده است.اين کتاب در سال 675 هجري قمري تأليف شده و به دليل قدمت زيادي که دارد، از ارزش ويژه‏اي برخوردار است؛ زيرا به جهت نزديک بودن تأليف يا رويدادهاي نگاشته شده ـ به نسبت منابع موجود در اين راستا ـ حايز اهميت است و منبعي ممتاز به شمار مي‏رود و دستمايه تحقيقات بعدي بسيار در اين زمينه قرار مي‏گرفته است.

2. نفس المهموم و ...: شيخ عباس قمي در نفس المهموم و منتهي الامال، ماجراي شهادت حضرت رقيه (عليهاالسّلام) را از آن کتاب نقل مي‏کند. هم چنين بسياري از عالمان بزرگوار مطالب اين کتاب را مورد تأييد، و به آن استناد کرده‏اند. اين نگارنده، کتاب ديگري به نام بشارة ‏المصطفی (صلي ‏الله ‏عليه ‏و آله) لشيعة المرتضي (عليه‏السّلام) دارد که در اين کتاب نيز به برخي رويدادهاي پس از واقعه عاشورا اشاره شده است. اولين منبعي که در آن تصريح شده که اسيران کربلا در اربعين اول، بر سر مزار شهداي کربلا نيامده‏اند، همين کتاب مي‏باشد. او جرياني را از عطيه (14) دوست جابربن عبدالله انصاري نقل مي‏کند که به اتفاق هم بر سر مزار اباعبدالله الحسين (عليه‏السّلام) و شهيدان کربلا حاضر شده، اولين زائرين قبر او در نخستين اربعين حسيني مي‏گردند. اما نگارنده سخني از ملاقات جابر با اسيران کربلا به ميان نمي‏آورد و بر خلاف آنچه در برخي مقتل‏ها نگاشته شده، هيچ ملاقاتي در اين روز بين او و اسيران کربلا صورت نمي‏گيرد. اين موضوع نيز نقطه عطف ديگري در امتياز و برتري اين کتاب مي‏باشد.

3. اللهوف: يکي ديگر از کتاب‏هاي کهن که در اين زمينه مطالبي نقل نموده، کتاب اللهوف از سيدبن طاووس است. بايد دانست احاطه ايشان به متون حديثي و تاريخي اسلام و شيعه، ممتاز و چشم‏گير است. وي مي‏نويسد: «شب عاشورا که حضرت سيدالشهداء (عليه‏السّلام) اشعاري در بي وفايي دنيا مي‏خواند، حضرت زينب (عليهاالسّلام) سخنان ايشان را شنيد و گريست. امام (عليه‏السّلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم، ام کلثوم و تو اي زينب! تو اي رقيه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر داريد[و به ياد داشته باشيد] هنگامي که من کشته شدم، براي من گريبان چاک نزنيد و صورت نخراشيد و سخني ناروا مگوييد [و خويشتن دار باشيد].»بنابر نقل ايشان، نام حضرت رقيه (عليهاالسّلام) بارها بر زبان امام حسين (عليه‏السّلام) جاري شده است.

4. مقتل ابومخنف: اين مطلب در مقتل ابومخنف نيز هست که حضرت پس از شهادت علي اصغر (عليه‏السّلام)، فرياد برآورد: «اي ام کلثوم، اي سکينه، اي رقيه، اي عاتکه و اي زينب! اي اهل بيت من! خدانگهدار؛ من نيز رفتم».

5. ينابيع المودة: اين مطلب را سليمان بن ابراهيم قندوزي حنفي (وفات: 1294 ه .ق) در کتاب ينابيع المودة از مقتل ابومخنف نقل مي‏کند.

6. مفاتیح الغیب ابن جوزى: در کتاب مفاتیح الغیب ابن جوزى آمده است؛ صالح بن عبدالله مى گوید: موقعى که خیمه ها را آتش زدند و اهل بیت علیه السّّلام رو به فرار نهادند، دخترى کوچک به نظرم آمد که گوشه جامه اش آتش گرفته، سراسیمه مى گریست و به اطراف مى دوید و اشک مى ریخت. مرا به حالت او رحم آمد. به نزد او تاختم تا آتش جامه اش را فرو نشانم. همین که صداى سم اسب مرا شنید اضطرابش بیشتر شد. گفتم: اى دختر، قصد آزارت ندارم. بناچار با ترس ایستاد. از اسب پیاده شدم و آتش جامه اش را خاموش ‍ نمودم و او را دلدارى دادم.یک­مرتبه فرمود: اى مرد، لب هایم از شدت عطش ‍ کبود شده، یک جرعه آب به من بده. از شنیدن این کلام رقتى تمام به من دست داده ظرفى پر از آب به او دادم. آب را گرفت و آهى کشید و آهسته رو به راه نهاد. پرسیدم:عزم کجا دارى؟ فرمود: خواهر کوچکترى دارم که از من تشنه تر است. گفتم مترس، زمان منع آب گذشت، شما بنوشید گفت: اى مرد سوالى دارم، بابایم حسین علیه السّّلام تشنه بود، آیا آبش دادند یا نه ! گفتم: اى دختر نه والله، تا دم آخر مى فرمود:(اسقونى شربه من الما) مى فرمود: یک شربت آب به من بدهید، ولى کسى او را آبش نداد بلکه جوابش را هم ندادند.وقتى که آن دختر این سخن را از من شنید، آب را نیاشامید، بعضى از بزرگان مى گویند اسم او حضرت رقیّه خاتون علیه السّّلام بوده است. کناره سجاده، چشم به راه پدر بود از کتاب سرور المومنین نقل شده است: حضرت رقیّه علیها السّّلام هر بار هنگام نماز، سجاده پدر را پهن مى کرد، و آن حضرت بر روى آن نماز مى خواند. ظهر عاشورا نیز، طبق عادت، سجاده پدر را پهن کرد و به انتظار نشست. ولى پس از مدتى، ناگهان دید شمر وارد خیمه شد.رقیّه علیها السّّلام به او گفت: آیا پدرم را ندیدى؟ شمر بعد از آنکه آن کودک را در کنار سجاده، چشم به راه پدر دید، به غلام خود گفت: این دختر را بزن. غلام به این دستور عمل نکرد. شمر خود پیش آمد و چنان سیلى به صورت آن نازدانه زد که عرش خداوند به لرزه در آمد.

7. مبکى العیون: در کتاب مبکى العیون آمده است: در شب شام غریبان، حضرت زینب علیه السّّلام در زیر خیمه نیم سوخته، اندکى خوابید. در عالم خواب مادرش ‍ حضرت فاطمه زهرا علیه السّّلام را دید. عرض کرد: مادر جان، آیا از حال ما خبر دارى؟ حضرت فاطمه زهرا علیه السّّلام فرمود: تاب شنیدن ندارم. حضرت زینب علیه السّّلام عرض کرد: پس شکوه ام را به چه کسى بگویم؟ حضرت فاطمه زهرا علیه السّّلام فرمود: من خود هنگامى که سر از بدن فرزندم حسین علیه السّّلام جدا مى کردند، حاضر بودم. اکنون برخیز و رقیّه علیها السّّلام را پیدا کن. حضرت زینب علیه السّّلام برخاست. هر چه صدا زد، حضرت رقیّه علیها السّّلام را نیافت. با خواهرش ام کلثوم علیه السّّلام در حالیکه گریه مى کردند و ناله سر مى دادند، از خیمه بیرون آمدند و به جستجو پرداختند، تا اینکه نزدیک قتلگاه صداى او را شنیدند. آمدند کنار بدنهاى پاره پاره، دیدند رقیّه علیها السّّلام خود را روى پیکر مطهر پدر افکنده، در حالیکه دستهایش را به سینه پدر چسبانیده است درد دل مى کند.حضرت زینب علیه السّّلام او را نوازش داد. در این وقت سکینه علیه السّّلام نیز آمد و با هم به خیمه بازگشتند. در مسیر راه، سکینه علیه السّّلام از رقیّه علیها السّّلام پرسید: چگونه پیکر پدر را جستى؟ او پاسخ داد: آن قدر پدر پدر کردم که ناگاه صداى پدرم را شنیدم که فرمود:بیااین­جا،من این­جاهستم.

آيت الله گلپايگاني (ره):از آيت الله العظمي سيد محمد رضا گلپايگاني (ره) در مورد حضرت رقيه (عليهاالسّلام) و مرقد ايشان در دمشق و هم چنين داستان تعمير قبر حضرت که به دستور خود ايشان، به وسيله روياي صادقه‏اي انجام گرفت، پرسيدند. ايشان فرمود:اين گونه مطالب، هيچ گونه محال بودني از نظر عقلي ندارد؛ لکن از اموري که اعتقاد به آن لازم و واجب باشد، نيست.

 

علامه بیرجندى در کتاب وقایع الشهور والایام به نقل ازریاض القدس: دختر امام حسین علیه السّّلامحضرت رقیّه علیها السّّلام در 5صفر۶۱وفات کرد.  

 

 

ادامه مطلب و فهرست منابع در: http://jebhe-hz.ir/index.php?newsid=233

برای ادامه مطلب و فهرست منابع دراین جاکلیک کنید
 

برگشت
  • نظرات : 0
  • بازدید : 2 133
کاربر گرامی شما هنوز در وبسایت ثبت نام نکرده اید
ما از شما درخواست داریم ثبت نام کنید و با نام کاربری خود وارد شوید.