• Site Rules
  • Contact

 

مــوضوعـات ســایت
رهگیری ثبت نام ها
جدید ترین مطالب
پـنـل کــاربری
لینک دوستان
تاریخ : 12 آذر 1396

پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم

رسول گرامى اسلام حضرت محمّدبن عبداللّه پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم؛ روزجمعه 17ربيع الاول عام الفيل(570 ميلادى) در مكّه به دنيا آمد و 28صفر سال 11قمرى در مدينه رحلت نمود. مدّت عمر آن حضرت 63سال و قبر مطهّرش مدينه است. مادر پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم آمنه بنت وهب و پدر بزرگوارش عبداللّه فرزند عبدالمطلب بود. پدر را قبل از تولّد و مادر را در 5سالگى از دست داد. پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم با سرپرستى عبدالمطلب و سپس ابوطالب بزرگ شد. در 25سالگى با حضرت خديجه سلام الله علیها ازدواج كرد. ثمره ازدواج پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم دو پسر و چهار دختر بود. حضرت زهرا عليهاالسّّلام تنها يادگار حضرت پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم پس از وفاتش بود. پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم در 40سالگى(27 رجب، سال 40عام الفيل) به پيامبرى مبعوث شد. مدّت پيامبرى حضرت پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم 23سال به طول انجاميد. در اين مدّت آخرين پيام آسمانى و الهى به بشريّت ـ قرآن كريم ـ بر قلب مباركش نازل و بر زبان گهربارش جارى گشت. امام سجّاد عليه السّّلام فرمود: اَلا وَ اِنَّ اَبْغَـضَ النـّاسِ اِلـىَ اللّهِ مَن يَقْتَدى بَسُنّةِ اِمامٍ وَ لايَقتَدى بِأعمالِهِ. هشدار كه منفورترين مردم نزد پرورگار، كسى است كه شيوه امامى را پيروى كند ولى از سيره عملى او پيروى ننمايد. براى «چگونه بودن» نياز به الگو داريم و نقش الگو در تربيت چنان روشن است كه نيازى به بيان و توضيح نيست.آنچه در اين الگو گيرى و اسوه يابى و تأسّى به اخلاق اولياء الهى كارساز است، آشنايى با جزئيّات صفات و رفتار آنان، نه كلّيات. خوش بختانه در كتب حديث و سيره، نمونه هاى رفتارى پيامبر و امامان بصورت ريز و جزئى آمده است كه آشنايى با آن ها بسيار سودمند است و گامى جهت خودسازى و تعالى بخشيدن به جامعه است.انسان در ديد ژرف نگر اسلام، بيابانگردى سرگردان و گمگشته اى در تاريكزار زندگى نيست. او كشتى شكسته اى شوربخت و نا اميد و اسير موج هاى بيم زا و هراس آفرين نمى باشد.بلكه موجودى مسؤول است كه با مقصد و مقصودى مشخص با زاد و توشه اى كامل و راهنمايانى درونى و برونى به سفرى پرداخته كه از صحراى عدم آغاز مى شود و تا بار يافتن به لقاء الهى ادامه دارد.تمامى نيروهاى خلقت، انسان را در اين سفر صادقانه يارى مى كنند و خداوند با لطف بيكران خويش از راه هاى گوناگون[به هدايت] پرداخته است و بهترين جايگاه جاودانه را در سراى آخرت براى او مهيا كرده است. انسان براى به دست آوردن نيك بختى خويش و سعادت مندى جامعه و رضايت خداوند بايد در طول اين سفر چگونه زيستن را بياموزد و اين آموزه ها را در زندگى خويش به كار بگمارد. اسلام عزيز براى پاس خگويى بدين سؤال بسيار اساسى دو شيوه را دنبال كرده است:الف: بيـان احـكام و دستـورهاى زنـدگى از آغاز تـا فـرجام. ب: ارائه الگوهاى تربيتى و نمونه هاى عينى كمال

بر اساس همين شيوه دوم در قرآن مجيد بارها از پيامبران و ديگر انسان هاى والا سخن به ميان آمده، و از جنبه هاى الگويى آنان ستايش شده تا ديگران نيز به آنان تأسّى بجويند. در مكتب حياتبخش اسلام راستين معرفى اين الگوهاى الهى گسترده تر است و پيشوايان معصوم كه بهترين اسوه ها و الگوهاى زندگى اند فرا روى چشمان باز و دل هاى آگاه قرار دارد تا آنان كه مسؤوليت الهى و رسالت انسانى خويش را درك كرده اند و تصميم براى رسيدن به چكادهاى فرازمند فضيلت و كمال دارند با درس گرفتن از آنان زيستنى شرافتمندانه كه سعادت دنيا و آخرت را تأمين مى كند در پيش گيرند. رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم وامامان معصوم عليهم السّّلام، اسوه بشريّت اند و تبعيّت عملى از آنان رهنمون كمال جويان است.پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمود:اَدَّبَنى رَبّى فَاَحْسَنَ تَـأديـبى؛خداوند مرا تأديب كرده و ادبم را نيكو ساخته است.ويژگى سيره معصومين در اين است كه مورد پسند و قبول پروردگار است و با اطمينان مى توان از آن پيروى كرد.اكنون به عنوان نمونه اى از درياى مواج و گران قدر روايات، چهل حديث از سيره پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم به پيشگاه امّت اسلامى عرضه مى شود. اميد كه همه ما را چراغ راه و ره توشه سفرى باشد براى رسيدن به سعادت دنيا و نيك بختى آخرت. با بیانی کوتاه، گذرى بر سيره اخلاقى پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم داریم:


يا رسول اللّه! كلامت، روشن و فصيح بود. به فراخور عقل و درك مخاطب سخن مى گفتى، گاهى سخنى را سه بار تكرار مى كردى، تا طرف خوب بفهمد. هنگام سخن، كلام را با لبخند مى آميختى، هرگز سخن كسى را قطع نمى كردى، زبان به بدگويى وعيب جويى از ديگران نمى گشودى. صدايت كه مى كردند، مى گفتى: لبيك! خطبه هايت، از همه كوتاه تر، ولى پرمايه تر بود. زبانت را از آن چه بى مورد و بيهوده بود، فرو مى بستى، همواره خدا را ياد مى كردى و استغفار بر زبان داشتى، چيزى مى گفتى كه دلها را به هم الفت دهد، نه آن كه ميانه ها را به هم بزند. با كسى مجادله و جرّ و بحث نمى كردى، هنگامى كه سخن مى گفتى، همه ساكت بودند، آن چنان كه گويى برسرشان پرنده نشسته است، سراپا گوش! نزد تو نزاع لفظى نمى كردند، به سخن ديگران، خوب گوش مى كردى. محكم و استوار راه مى رفتى، گام برداشتنت، چنان بود كه نشان مى داد ناتوان و كسل نيستى! آن چنان كه گويى سنگى از سرازيرى مى غلطد، با مهابت و چالاك! وقتى سواره بودى، اجازه نمى دادى ديگران، پياده پا به پايت راه آيند. يا سوار بر مركب مى كردى يا بر سر موعدى، قرار مى گذاشتى. از گذرگاهى كه عبور مى كردى، عطرت نشان مى داد كه از آنجا گذشته اى. از هر جا مى گذشتى سنگ ها و درختان، تعظيمت مى كردند. در سفرها، آخرهاى جمعيت راه مى رفتى، تا اگر كسى درماند، يا كمك خواست، كمكش كنى. گاهى سوار اسب مى شدى، گاهى بر قاطر و الاغ سوار مى شدى، يا بر شتر، و گاهى نيز پياده! سواره كه بودى، ديگران را هم بر ترك مى نشاندى.اوقات داخل خانه را به سه قسمت تقسيم مى كردى: بخشى براى نيايش و عبادت و براى خدا، قسمتى براى خانواده و بخش ديگرى براى كارهاى شخصى خود. در خانه، با خانواده همكارى مى كردى، گوشت مى بريدى، شير مى دوشيدى، لباس وصله مى زدى، هر غذايى كه مى پختند، مى خوردى، از طعامى بد نمى گفتى، در را مى گشودى، كفش خود را مى دوختى. بر زمين مى نشستى و بر زمين غذا مى خوردى، به خدمتكار خانه وقتى خسته مى شد كمك مى كردى، زيراندازت عبايى بود و بالشى از پوست، پر شده از ليف خرما! بر حصير مى خوابيدى، هنگام خواب، مسواك مى زدى و دعا مى خواندى و چون از خواب بر مى خاستى، خدا را سجده مى كردى. كار مراجعه كنندگان را راه مى انداختى، نيازمند و سائلى را دست خالى ردّ نمى كردى. بنده شكور خدا بودى. نور چشمانت «نماز» بود. وقتى به نماز مى ايستادى، از خوف خدا رنگ از چهره ات مى پريد. در سينه، ناله هاى سوزناك و آواى حزينى داشتى. هنگام سجود، چنان بر زمين مى چسبيدى، كه گويا جامه اى بر زمين افتاده است. وقت نماز كه مى رسيد، ديگر كسى را نمى شناختى و به چيزى توجّه نداشتى جز به نماز! به نماز عشق مى ورزيدى.

فرا رسيدن «وقت» نماز را انتظار مى كشيدى، و هنگام نماز كه مى شد، مى گفتى: اى بلال! خوشحالمان كن، هيچ چيز را بر نماز مقدّم نمى داشتى. مى فرمودى (به ابوذر): خداوند، فروغ ديدگانم را در نماز قرار داده است. آن گونه كه گرسنه، غذا را دوست مى دارد و تشنه آب را، من هم شيفته نمازم. بااين تفاوت كه گرسنه و تشنه، سير و سيراب مى شود، امّا من از نماز، سير نمى شوم.ركوع ها و سجودهاى طولانى داشتى. به خدا عرضه مى داشتى: پروردگارا! دوست دارم يك روز سير باشم و شكرت كنم، روز ديگر گرسنه باشم تا از تو سؤال كنم.نشست و برخاستت، همراه با «ذكر خدا» بود. با آن كه «معصوم» بودى، ولى آن قدر از خشيت خدا مى گريستى كه مصلّی و سجده گاهت خيس مى شد. هنگام دعا، هم چون مسكينان نيازمند دست ها را بالا مى گرفتى. «بنده خدا» بودى. يك بار كه بر زمين نشسته و با دست غذا مى خوردى، زنى گفت: يا رسول اللّه، چرا مانند بندگان نشسته و غذا مى خورى؟ و… فرمودى: واى بر تو! چه كسى بنده تر از من است؟ تو عبدِ خدا و رسولِ او بودى. چهره ات گشاده بود وخوش رو. به هر كس مى رسيدى سلام مى گفتى. با هر كه دست مى دادى، آن قدر صبر مى كردى كه او دستش را بكشد. به صورت كسى خيره نمى شدى. به هيچ كس، دشنام و ناسزا نمى گفتى. بر تندخويى و بداخلاقى ديگران صبر مى كردى. هديه مردم و دعوت بردگان را مى پذيرفتى، به عيادت بيماران و تشييع جنازه مى رفتى. از اصحاب، تفقّد و احوالپرسى مى كردى. دير غضبناك مى شدى، زود مى بخشودى، از همه بيشتر عذرپذير بودى. با بينوايان محروم، هم غذا و همنشين مى شدى. پيش ديگران، پايت را دراز نمى كردى. مزاح و شوخى مى كردى ولى جز «حق» نمى گفتى. با ياران، حلقه وار مى نشستى. خود را براى اصحاب مى آراستى و عطر مى زدى. بارى بر دوش مردم نبودى. در كارهاى اجتماعى مشاركت داشتى. بخشنده و سخى بودى. چيزى را از خواستاران مضايقه نمى كردى. به بزرگ هر قومى احترام مى كردى.آرى… اى رسول خدا! وفاى به عهد، صدق و راستى، امانت و محبّت از ويژگي هاى تو بود. از مهمان كار نمى كشيدى، خُلف وعده نداشتى، مردم دار و اهل مدارا بودى، سعه صدر و وسعتِ نظر داشتى،اخلاقت قرآن بود! قرآنِ مجسّم بودى و آياتِ عينيّت يافته كلام اللّه!


گوشه ای از دیگر فضایل رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم

اخلاق پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم:برای پی بردن به فضایل اخلاقی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آیه «اِنَّکَ لَعَلی خُلْقٍ عَظیمٍ» بسنده است. مردی از علی علیه السّلام خواست که اخلاق پسندیده پیامبر را توصیف کند. آن حضرت فرمود: «تو نعمت های دنیا را بشمار تا من نیز خصوصیات اخلاقی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را برای تو بشمارم». آن مرد گفت: چگونه نعمت های خدا را می توان به شماره آورد، در حالی که خداوند خود می فرماید: «اگر بخواهید نعمت های خدا را بشمارید نمی توانید آنها را به پایان ببرید». علی علیه السّلام به آن مرد فرمود: «خداوند در قرآن می فرماید: قُل: مَتاعُ الدُّنیا قَلیلٌ؛ متاع و نعمت های دنیا اندک است؛ اما در توصیف اخلاق پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید: تو صاحب خوی بسیار بزرگی هستی. وقتی تو از شمارش چیز اندک ناتوانی، من چگونه امر عظیمی چون ویژگی های اخلاقی پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را بشمارم؟ ولی با این همه بدان که مکارم اخلاق به وسیله پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم به کمال رسید؛ چرا که خود آن حضرت فرمود: من برانگیخته شدم تا اخلاق نیکو را تمام کنم».


گذشت و بزرگواری پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم

رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم پس از بعثت آزار زیادی از طرف مشرکان تحمّل کرد اما چون در پی پیشرفت کار نبوت از قدرتِ بیشتری برخوردار شد، به جای گرفتن انتقام، همه کسانی را که به آن حضرت ستم کرده بودند با بزرگواری تمام بخشیدند. پس از فتح مکه وقتی بر بزرگ ترینِ دشمنان اسلام پیروز شد، همه گمان می کردند آن حضرت دست کم ابوسفیان و هند را که بیشترین آزار را نسبت به آن حضرت رسانده بودند به قتل خواهد رساند، اما آن حضرت با کمال بزرگواری از گناه آنان گذشت و به اصحاب خود دستور داد که مبادا به آنها آسیبی برسانند. هم چنین نقل شده است وقتی در جنگ احد شخصی بنام «وحشی»، عموی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم حضرت حمزه را به شهادت رساند و از این پیشامد رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بسیار آزرده شد با این همه پس از پیروزی، از کشتن او خودداری کرد.


نماز و عبادت پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم

قسمت بیشتر وقت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در طول شب به نماز و دعا و عبادت صرف می شد. شیوه آن حضرت آن بوده است که در خلوت و تنهایی نماز را بسیار طول می دادند و بر اثر طول دادن قیام گاهی پاهای مبارکشان متورّم می شد. با این همه وقتی به جماعت می ایستادند برای رعایت حال نمازگزاران، آن را به اختصار به جای می آوردند. رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم درباره علاقه خود به نماز و عبادت به ابوذر غفاری فرمود: «ای اباذر، خداوند تبارک و تعالی روشنی چشم مرا در نماز قرار داده و آن را برای من محبوب کرده است، همان گونه که طعام را برای گرسنه و آب را برای تشنه عزیز و گرامی کرده است. با این همه گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیراب می شوند، اما من هرگز از خواندن نماز سیر نمی شوم».


زهد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم

در وضعیتی که همه نوع امکانات در اختیار رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بود، حتی یک روز هم از نان گندم سیر نخورد. در عوض روزی نبود که فقیر یا یتیمی را سیر نکرده باشد. وقتی به علی علیه السّلام اعتراض می کردند که «چرا این اندازه به خود سخت می گیرند و از غذاهای لذیذ استفاده نمی کنید؟» در جواب می فرمود: «من در این امر از محبوبم رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم پیروی می کنم. آن حضرت هم هرگز حاضر نشد از غذاهای لذیذ و چرب و شیرین خود را سیر سازد و همواره به مقدار کمِ از غذا بسنده می کردند».


فروتنی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در فروتنی نظیر ندارد. علی رغم برخورداری از مقام شکوهمند رسالت و سرپرستی و رهبری جامعه اسلامی، در برخورد با همه اقشار و در معاشرت ها بسیار انسان متواضعی بودند. نقل می کنند اگر در میان جمع می نشست کوچک ترین امتیازی برای خود قائل نمی شد. لذا وقتی فرد ناشناسی به مجلس او وارد می شد او را از سایر افراد باز نمی شناخت. هرگاه به مجلسی وارد می شد در اولین جای خالی می نشست و مقید نبود که در بالای مجلس بنشیند. با این که به همه افراد احترام می کرد اما به کسی اجازه نمی داد که پیش پایش بایستد. در معاشرت با دیگران همواره این سخن را می فرمود: «دوست ندارم که امتیازی بین من و شما باشد؛ زیرا خداوند دوست ندارد که بنده اش را از دیگران جدا و ممتاز ببیند».


چشم پوشی نکردن از اجرای احکام خدا

علی رغم آن که رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در امور شخصی بسیار بخشنده و با گذشت بودند، اما وقتی پای احکام الهی به میان می آمد حاضر نمی شد که از اجرای حکم الهی ذرّه ای عدول شود. نقل شده است وقتی به آن حضرت خبر دادند که زنی به نام فاطمه مخزومیه از یک قبیله پول دار و بزرگ دزدی کرده است به میانجی گری اسامة بن زید در حق آن زن وقعی ننهاد، هرچند برای او احترام زیادی قائل بود و فرمود: «ملل و اقوام گذشته به این علت منقرض شدند که قانون خدا را در حق اشراف و توانمندان نادیده گرفتند و از اجرای حدود بر آنها چشم پوشیدند. سوگند به خدایی که جانم در اختیار اوست، اگر فاطمه دختر محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم چنین کاری را مرتکب می شد دستش را به جرم دزدی قطع می کردم». آن گاه دستور داد حکم خدا را در مورد فاطمه مخزومیه جاری کنند.


اشعار سعدی در توصیف پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم

ماه فرو ماند از جمال محمّد سرو نروید به اعتدال محمّد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست در نظر قدر با کمال محمّد

وعده دیدار هر کسی به قیامت لیله اسری شب وصال محمّد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی آمده مجموع در ظِلال محمّد

عرصه گیتی مجال همت او نیست روز قیامت نگر مجال محمّد

و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس بو که قبولش کند بلال محمّد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمّد بس است و آل محمّد


سخنانی کوتاه از پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم

اثر حسن خلق:حُسْنُ الْخُلْقِ وَ یُثْبِتُ المَوَدَّةَ؛اخلاق نیکو دوستی را پایدار می سازد.

برترین نوع جهاد:اَفْضَلُ جَهادِ اُمَّتی اِنْتظارُ الفَرَجِ؛برترین جهاد امت من منتظر فرج بودن است.

فضیلت بی نیازی:نِعْمَ العُونُ عَلی تَقْویَ اللّهِ الغِنی؛ برای پارسایی، دارایی و بی نیازی کمک کار خوبی است.

اهمیت حسن خلق:اَفْضَلُکُم اِیمانا اَحْسَنُکُمْ اَخْلاقا؛با فضیلت ترین شما از نظر ایمان خوش اخلاق ترینِ شماست.

فضیلت کسب حلال:اَلعِبادَةُ سَبْعَةُ اَجْزاءٍ، اَفْضَلُها طَلَبُ الحَلالِ؛عبادت 7جزء دارد. با فضیلت ترین آن کسب حلال است.

فضیلت احترام به پدر و مادر:نَظَرُ الوَلَد اِلی والِدَیْه حُبّا لَهُما عِبادَةٌ؛نگاه فرزند به چهره پدر و مادر از روی محبت عبادت است.

توصیه به کارهای خیر:لا تَعْمَلُ شَیْئا مِنْ الخَیْرِ رِئاءا وَ لا تَدَعَهُ حَیاءا؛هیچ کار خیری را با ریا انجام نده و هرگز به بهانه حیا ترک نکن.

ذم غضب:اَلغَضَبُ یُفْسِدُ الایمانَ کَما یُفْسِدُ الخِلَّ العَسَلَ؛خشم ایمان را تباه می کند همان گونه که سرکه عسل را فاسد می سازد.

ذم عمل بدون علم:مَنْ عَمِلَ عَلی غَیْرِ عِلْمٍ کانَ ما یُفْسِدُ اَکْثَر مِمّا یُصْلِحُ؛کسی که بدون آگاهی اقدام به کاری کند، زیان و خراب کاری اش از اصلاحش بیشتر خواهد بود.

سرنوشت عالم بی عمل:مَنْ تَعَلَّمَ العِلْمَ وَ لَمْ یَعْمَلْ بِما فِیهِ حَشَرَهُ اللّهُ یَوْمَ الِقیامَةِ اَعْمی؛کسی که دانش بیاموزد ولی به آن عمل نکند، خداوند در روز قیامت او را نابینا محشور می کند.

زهد چیست؟الزُّهْدُ فِی الدُّنیا قَصْرُ الاَمَلِ وَ شُکْرُ کُلّ نِعْمَةٍ وَالوَرَعُ عَنْ کُلِّ ما حَرَّمَ اللّهُ؛زهد در دنیا عبارت است: کوتاه کردن آرزوها، سپاس گزاری در برابر نعمت ها و پرهیز از تمام آن چه خداوند حرام کرده است.



 

علاوه بر احادیث فوق، در اين جا 40حديث دیگر، از ميان انبوه روايات مربوط به سيره پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم گزينش شده است تا از آن بوستان باصفا و دل انگيز، دسته گلى بچينیم و ارمغانی داشته ايم، باشد كه مطالعه آن، چشم دلمان را روشنتر سازد و رفتار حضرت رسالت، الگوى زيستن ما شود و رشته جانمان به عشق نبوى پيوسته تر گردد، تا از اين راه به آن «حبيب خدا» نزديك تر شويم. «حبيب خدا» او که اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى در باره اش فرمود: لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسُولِ اللّهِ اُسْـوَةٌ حَسَـنَةٌ.(احزاب، آيه 21)براى شما در پيامبر خدا(و رفتار و اخلاق او)سرمشقى نيكوست.
 

 

 

به کوشش محمدرضا عابدی

 


برگشت
  • نظرات : 0
  • بازدید : 938
کاربر گرامی شما هنوز در وبسایت ثبت نام نکرده اید
ما از شما درخواست داریم ثبت نام کنید و با نام کاربری خود وارد شوید.