• Site Rules
  • Contact

 

مــوضوعـات ســایت
رهگیری ثبت نام ها
جدید ترین مطالب
پـنـل کــاربری
لینک دوستان
تاریخ : 14 دی 1393
موضوع : مناسبت ها

عشق رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم به حضرت خدیجه سلام الله علیها

یکی از همسران حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّممی گوید: «با این که هیچ گاه حضرت خدیجه سلام الله علیهارا ندیدم؛ اما به هیچ زنی چون او رشک نبردم؛ چون هیچ روزی نبود که رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم از خانه خارج شود و نام و یاد حضرت خدیجه سلام الله علیها را نبرد و اگر گوسفندی را سر می بریدند، برای دوستان حضرت خدیجه سلام الله علیها می فرستادند. روزی به رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم گفتم: آیا او جز پیرزنی نبود؟ خداوند بهتر از او را به تو داده است. آن گاه رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم به شدت ناراحت شدند و فرمودند: سوگند به خدا! پروردگار بهتر از او را به من عوض نداد. او به من ایمان آورد هنگامی که مردم کفر ورزیدند و هنگامی که همه مرا طرد می کردند او مرا یاری می کرد و خداوند به او فرزندی اعطا نمود، در حالی که از بقیه بچه ای باقی نمانده است.

2. دومین ازدواج، سوده: رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم پس از حضرت خدیجه سلام الله علیها، با سوده - که بیوه بود -، ازدواج کرد. سوده با همسر اولش که پسر عمویش بود، در دومین هجرت تازه مسلمانان به حبشه، هجرت کردند. پس از چند ماه از بازگشت به مکه، شوهرش فوت کرد و سپس با رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم ازدواج کرد. او یک سال از رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، بزرگ تر بود و این ازدواج، یک سال قبل از هجرت صورت گرفت. وی در نگهداری فاطمه علیها السّلام و خواهرش امّ کلثوم، کوشا بود.

3. سومین ازدواج، عایشه: او دختر ابوبکر بود و در همان سال ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم با سوده، در سن شش سالگی به عقد رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمدرآمد و در سال دوم هجری در مدینه، مراسم عروسی انجام شد. او سه سال در خانه رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمبود، بدون آن که رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، از او بهره زناشویی ببرد.در میان زنان رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، فقط عایشه بود که پیش از ازدواج با رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، ازدواج نکرده بود و البته نازا بود و به همین دلیل، پیوسته به حضرت خدیجه سلام الله علیها و ماریة قبطیه، غبطه می خورد.

4. چهارمین ازدواج، حَفصه: او دختر عمر بود. با شوهرش به مدینه هجرت کرد. شوهرش در جنگ بدر و اُحد، شرکت داشت و بر اثر زخمی در جنگ اُحد، فوت کرد. پس از آن، عمر، همسری او را به ابوبکر و سپس به عثمان - که از دوستان نزدیک و صمیمی اش بودند - پیشنهاد داد، ولی آن ها قبول نکردند. عمر، شکایت آن دو را به رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم کرد. بعد از مدتی، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم از حفصه خواستگاری کرد و با او در سال سوم هجرت، ازدواج کرد. حفصه با عایشه، همدل و همراز بود و این دو، باعث حوادث مختلفی در زندگی خصوصی رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم و نیز حیّات سیاسی اسلام شده اند.در نقل است که ایّات اول تا چهارم سوره تحریم و ایّات 28 و 29 از سوره احزاب، در شأن ایشان، نازل گشته است.

5. پنجمین ازدواج،زینب، دختر خُزَیمه: شوهرش در جنگ اُحُد شهید شد. بعد از حفصه، در سال چهارم هجری، به ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم درآمد و پس از دو یا سه ماه، در حیّات رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، فوت کرد.

6. ششمین ازدواج، رَمله)اُمّ حَبیبه): او دختر ابوسفیان و خواهر معاویه بود. با شوهرش به همراه مسلمانان به حبشه هجرت کرد و در آن جا صاحب دختری به نام حبیبه شد. از آن پس به او کُنیه اُمّ حبیبه دادند. در حبشه، شوهرش نصرانی شد و در آن جا فوت کرد. غُربت و مسیحی شدن شوهرش، او را رنج می داد تا آن که رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، به نجاشی نامه نوشت و از راه دور، از او خواستگاری کرد و پس از بازگشتش به حبشه، در سال هفتم هجرت، با او ازدواج کرد.ابوسفیان که روزگاری سخت ترین دشمن رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم بود، آن گاه که رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمبا دخترش ازدواج کرد، از فرط شادمانی گفت: «شکست و خواری، بر این جوان مرد، مباد!».

7. هفتمین ازدواج، هند، دختر حُذَیفه)اُمّ سَلَمه): شوهر او، ابوسلمه، دوست رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم بود و در سال دوم هجری، زمانی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم برای دستیابی به کاروان قریش به سرپرستی ابوسفیان، از مدینه خارج شدند، وی جانشین رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم در مدینه بود. او از هجرت کنندگان به حبشه بود. پس از بازگشت از حبشه به مکه، به تنهایی به مدینه هجرت کرد و همسرش اُمّ سلمه، یک سال بعد، به مدینه هجرت کرد و به شوهر پیوست. آن ها صاحب دو پسر به نام های: سَلَمه و عمر و دو دختر به نام های: دُرّه و زینب بودند. اُمّ سلمه، پس از فوت شوهرش، خواستگاری ابوبکر و عمر را رد کرد.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم با او در حالی که چهار فرزند یتیم داشت، ازدواج کرد. امّ سلمه، همیشه سعی داشت که رضایت رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم را به دست آورد. او، حضرت خدیجه سلام الله علیها، فاطمه و علی را دوست می داشت و از آنان به نیکی یاد و دفاع می کرد. او تا سال 62 هجری، زنده بود و آخرین همسر رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم بود که از دنیا رفت.

8. هشتمین ازدواج، زینب، دختر جَحْش اسدی: او دختر عمّة رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم بود که به دستور رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، به ازدواج زید بن حارثه درآمد. زید، غلامی بود که رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم او را آزاد کرد و سپس به فرزندی پذیرفت. زید و زینب، به دلایل شخصیتی و قبیله ای، نتوانستند زندگی مشترک را ادامه بدهند و زید، پس از سیزده سال زندگی مشترک، زینب را طلاق داد. وقتی که عدّة زینب تمام شد، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم به فرمان الهی6، با او ازدواج کرد و پس از آن، سنّت جاهلی شکست و ازدواج با همسر پسر خوانده، جایز شد. البته در این داستان، ایة حجاب نیز نازل شد. گفتنی است که زینب، اولین زن از زنان رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم بود که پس از رحلت ایشان، از دنیا رفت.7

9. نهمین ازدواج، جُوَیریه: در نبرد رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم با بنی المصطَلِق، اسیر و شوهرش کشته شد. در تقسیم غنائم، سهم ثابت بن قیس شد و با وی قرار گذاشت در قبال پرداخت مبلغ معینی، آزاد شود. جویریه برای تهیه پول، نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم آمد. ایشان قیمت او را داد و آزادش کرد و سپس به ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمدرآمد.وقتی این خبر، به مسلمانان رسید، آن ها حدود صد اسیر قبیله بنی المصطلق را - که حالا دیگر از خویشاوندان رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم شده بودند - آزاد کردند.

10. دهمین ازدواج، صَفیه: در فتح خیبر، او به اسارت رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمدرآمد و شوهر دومش، کشته شد.رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم او را آزاد کرد و بین « ماندن در خیبر و یهودی ماندن» و یا « اسلام آوردن و همسری رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم »، مخیر کرد. او اسلام آورد و با رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم ازدواج کرد و به برکت آن، بین یهودیان و مسلمانان، آشتی و دوستی برقرار شد. اسیران یهود، آزاد شدند و بسیاری از یهودیان به پذیرش اسلام، ترغیب شدند و مسلمانان رضایت دادند که اهل خیبر در آن جا بمانند و کشاورزی خیبر را به عهده بگیرند.صفیه، زن با ادب و دانایی بود و به رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، محبّت داشت و در نقل است که در وقت احتضار رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، بیش از زنان دیگر اشک ریخت.

11. یازدهمین ازدواج، ماریة قِبطیه: او و خواهرش را حاکم اسکندریه، در پاسخ به نامه رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم(دعوت به اسلام)، به عنوان هدیه برای رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم فرستاد. آن ها در سال هشتم هجری، به مدینه رسیدند و رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، خواهر ماریه را به حسّان بن ثابت داد و خود ماریه، کنیز رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم شد. منزل او مانند همسران دیگر رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، در نزدیکی مسجد نبود، بلکه در باغی در اطراف مدینه جای داشت. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، او را بسیار دوست می داشت و مانند همسران دیگرش به منزل او می رفت. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم بعد از حضرت خدیجه سلام الله علیها، فقط از ماریه، صاحب فرزند پسری به نام ابراهیم شد که چند ماه قبل از ارتحال حضرت، در 16 یا 18ماهگی، از دنیا رفت؛ امّا این مسئله(تولد فرزند پسر)، سلامت مزاجی رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم را که مورد کنایه و طعنه برخی بود، ثابت کرد.

12. دوازدهمین ازدواج، مَیمونه: یک سال بعد از صلح حُدَیبیه، طبق قرارداد با مشرکان مکّه، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم و دو هزار مسلمانان همراه او، سه روز، جهت ادای عمره، در مکه اقامت داشتند. جلال و عظمت چشم گیر مسلمانان، اثر عجیبی در روحیه مردم مکه گذاشت، از جمله باعث شد میمونه - که بیوه زن بود -، خود را به رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم ببخشد و به صورت افتخاری، با رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم ازدواج کند.

دلایل تعدّد زوجات رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم

در جزیره العرب، به دلایل فراوانی جنگ و غارت، نسبت زنان به مردان، بیشتر بود و نیز مشکلات اقتصادی خانواده ها و قبایل، باعث رواج پدیده چند همسری شده بود. در این میان، تنها رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمنبوده است که چند همسر داشته است، با این حال، با شرح کوتاهی که درباره هر یک از همسران رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمخواهد آمد(که در آن، نکات قابل توجّهی گفته شده است) و نیز ساده زیستی ایشان با همسرانشان، روشن می گردد که هدف و فلسفه این ازدواج ها، شهوت و امور جنسی، لذّت جویی و خواهش های نفسانی نبوده است.

برای تعدّد همسران رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، دلایلی ذکر کرده اند که به برخی از آن ها اشاره می شود:

1. برقراری پیوند با قبایل عرب و کسب موقعیت بهتر اجتماعی برای تبلیغ و گسترش اسلام و جلوگیری از کارشکنی آن ها. در فرهنگ عربستان، ازدواج، مهم ترین پیوند و میثاق اجتماعی بوده است. از این رو، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم از قبایل مهم عرب و نیز از یهودیان مدینه(صفیه)، همسر انتخاب کرد و از انصار که نسبت به رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم دشمنی نداشتند، همسری نگرفت.

2. تشویق مسلمانان به ازدواج با زنان سالمند و سرپرست و یتیم دار و نجات آن ها از تنهایی و فقر، مانند داستان ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم با اُمّ سلمه.

3. آزادی اسیران، مانند داستان ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم با جویریه و صفیه که رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، آن دو را آزاد کرد و سپس با آن ها ازدواج کرد که نتیجة آن، الگو گرفتن مسلمانان و آزادی بسیاری از اسیران و کنیزان شد.

4. باطل کردن سنّت های جاهلی، مانند ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم با زینب دختر جحش، زن پسر خواندة خویش(زید). با نزول آیه 3 سورة نساء، مردان با رعایت عدالت فقط می توانند چهار همسر داشته باشند و همه ازدواج های رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم قبل از نزول این حکم بوده است و نیز با نزول ایه 52 سورة احزاب، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم حق نداشت با زن دیگری ازدواج کند، حتی اگر همه زنانش را طلاق می داد.

رفتار رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم با همسرانش

این گونه نبوده است که همه زنان رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، از آن روی که ایشان رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم هستند، به طور کامل تسلیم او باشند و در خانه رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، هیچ مشکلی وجود نداشته است؛ بلکه رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، با محبّت و اخلاق کریمانه و رفتار عادلانه، بر ناسازگاری آن ها و مشکلات، پیروز می شدند.رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، طبق دستور خداوند،8 همسرانش را بین ماندن و تحمّل زندگی ساده رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمو بین طلاق گرفتن، مخیّر ساخت که البته آن ها همگی ماندن نزد وی را با هر شرایطی که او صلاح بداند، قبول کردند و نیز خداوند، به رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم اجازه داد که نوبت هر کدام از آن ها را خواست، مقدّم یا مؤخّر سازد؛9امّا با همه این اختیارات، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم بین همسرانش، عدالت را رعایت می کرد؛ مهریه هر یک از آن ها را چهارصد درهم قرار داد و ملاحظات قبیله ای، جوانی و پیری و... را نمی کرد؛ برای هر کدام، به صورت مساوی هزینه می کرد؛ هر شب را پیش یکی از آن ها به صورت نوبتی و مساوی می ماند و در سفرها و جنگ ها با قرعه، یکی یا دو تا از زنان را همراه خود می بُرد. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم نسبت به همسرانش، خویشتندار بود و روحیّات و علاقه ها و ویژگی های آن ها را در نظر می گرفت و با بزرگواری، محبّت و مهربانی، از خطاهای آن ها می گذشت. مثلاً وقتی می دید که عایشه، زن جوانی است و دوست دارد محبوب شوهر خود باشد، با الفاظی محبّت آمیز، محبّت او را به خود جلب می کرد و یا در مورد ام سلمه که دارای فرزندانی بود و بچه هایش را نیز بسیار دوست می داشت، احوال آنان را می پرسید و برای آنان اسامی جدیدی می گذاشت که نشانه اعتنا به آنان بود. 10

دختران رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم

رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم از حضرت خدیجه سلام الله علیها، هفت فرزند داشت؛ سه پسر: قاسم، طاهر و طیب - که قاسم بزرگترین آن ها بود - و چهار دختر: زینب، امّ کلثوم، رقیه و فاطمه - که فاطمه، کوچک ترین آن ها بود -. رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّمازماریه قبطیه هم فرزندی به نام ابراهیم داشت که در16یا 18ماهگی درگذشت.همه پسران رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم از حضرت خدیجه سلام الله علیها،پیش ازبعثت ازدنیارفتند؛امّا دختران،دوران رسالت رادرک کردند.

1. زینب، دختر بزرگ: او با ابوالعاص(پسر خاله اش)، پیش از بعثت، ازدواج کرد. پس از بعثت، ابوالعاص، ایمان نیاورد و در جنگ بدر، به اسارت مسلمانان درآمد. زینب، گردن بندی از مادرش حضرت خدیجه سلام الله علیها کبری، به عنوان فدیه به مدینه فرستاد. چون چشم رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمبر آن افتاد، متأثر شد و پس از کسب موافقت مسلمانان، ابوالعاص را آزاد ساخت و گردن بند را نیز پس فرستاد و از دامادش پیمان گرفت که زینب را برای هجرت به مدینه، آزاد بگذارد و او چنین کرد و زینب را به همراه یاران رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، به مدینه فرستاد.در سال ششم هجری، در حمله مسلمانان به کاروان تجاری قریش، ابوالعاص گریخت و خود را شبانه به مدینه رساند و به خانه زینب پناه برد. زینب، در مسجد و در حضور مسلمانان، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم را از موضوع، آگاه ساخت. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، پناهندگی او را پذیرفت. ابوالعاص، با اموال قریش به مکه بازگشت و اموال مردم را بازگرداند و به مردم گفت که اسلام آورده است. او پس از چندی، در سال هفتم هجری به مدینه بازگشت و زندگی مشترک آن دو، آغاز دوباره ای یافت تا این که زینب، در سال هشتم هجری درگذشت. در سال 12 هجری، ابوالعاص نیز به او پیوست. از آن ها پسری به نام « علی » و دختری به نام « اُمامه » به جا ماند، ولی از آن ها، نسل رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم ادامه نیافت.11 گفتنی است که امام علی علیه السّلام طبق وصیت حضرت زهرا علیهاالسّلام، بعد از ایشان، با اُمامه ازدواج کرد.

2 و 3. رُقَیه و اُمّ کُلثوم: این دو، پیش از بعثت، به ازدواج دو پسر ابولهب، به نام های عُتْبه و عُتَیبه در آمدند. ابولهب، عموی رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم و از سرسخت ترین دشمنان آن حضرت بود. او همسایه رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم بود و با همسرش اُمّ جمیل، بر سر راه رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، خار و خاشاک و زباله می ریختند.پس از نزول سوره مَسَد در ذمّ آن ها، ابولهب و زنش، پسران خود را وادار کردند تا از دختران رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم جدا شوند. پس از آن، رقیه، به ازدواج عثمان درآمد و با وی به حبشه مهاجرت کرد. در آن جا صاحب فرزندی به نام عبدالله شدند. پس از بازگشت از حبشه به مکه، نوبت به هجرت به مدینه رسید. خستگی این دو هجرت از تنشان در نیامده بود که عبدالله در شش سالگی از دنیا رفت و رقیه، بیمار گشت. عثمان، به جهت بیماری همسرش از جنگ بدر باز ماند؛ امّا همان ایام، در سال دوم هجری، رقیه، فوت کرد. در سال سوم هجری، عثمان با اُمّ کلثوم)دختر دیگر رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم) ازدواج کرد که بدین سبب، لقب " ذوالنّورین(دارای دو نور) " گرفت. اُمّ کلثوم در سال نهم هجری، در خانة عثمان، بدون به جا گذاشتن فرزندی، به دیار باقی شتافت.12

4. فاطمه علیها السّلام: رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمبه دستور الهی، چهل روز از همسر خود(حضرت خدیجه سلام الله علیها) کناره گیری کرد و در خانه ابوطالب، روزها را روزه داشت و شب ها را به عبادت سپری می گرد. در روز آخر، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمبا هدیه پروردگار که ظرفی از انگور و خرما بود، افطار کرد و نزد حضرت خدیجه سلام الله علیها رفت و وجود مقدّس زهرا علیها السّلام در رَحِم مادر شکل گرفت. از آن روز، حضرت خدیجه سلام الله علیها در وجود خود احساس آرامش می کرد، امّا نمی دانست که این آرامش، از کجاست تا این که در یکی از روزها احساس کرد جنینی در رحم دارد که با وی سخن می گوید.در بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت، وقتی درد زایمان، حضرت خدیجه سلام الله علیها را فرا گرفت و از تنهایی نگران بود(زیرا زنان قریش، از او کناره گرفته بودند)، ناگهان متوجّه شد که اطرافش چهار زن حاضر شدند: ساره(همسر ابراهیم)، آسیه(همسر فرعون)، مریم(مادر مسیح) و کلثوم(خواهر موسی). آنان در تولّد نوزاد، کمک کردند. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، مولود تازه را بوسید و او را «فاطمه» نام نهاد.دوران کودکی و شیرخوارگی زهرا در محاصره اقتصادی و زندگی در شعب ابوطالب گذشت که بر روح احساس و ظریف او تأثیر زیادی گذاشت. در پنج سالگی فاطمه، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمو بنی هاشم از تنگنای شعب، نجات یافتند، ولی مشرکان و کفّار، تا آن جا که توانستند، پیروان رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم را آزار و شکنجه می دادند و فاطمه فهیم و کوچک، همه این مصائب را احساس می کرد و تحّمل می نمود.در سال دهم بعثت بود که ابوطالب و حضرت خدیجه سلام الله علیها در فاصله کوتاهی، یکی پس از دیگری، از دنیا رفتند و فاطمه، دامن پر مهر مادر و نوازش هایش را - که اثر ناخوشایند صدمات را کاهش می داد - از دست داد و رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم نیز همسر محبوب و یار غم خوار خویش را و نیز عموی پشتیبان و مدافعش را - که تا زنده بود، کفّار قریش نمی توانستند به او آسیبی برسانند -.در این زمان، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم هم مشکلات خارج از خانه و اذیت و آزار دشمنان را باید تحّمل می کرد و هم مشکلات داخل منزل و سرپرستی فرزندان بدون مادر را. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، با سوده، ازدواج کرد. او نسبت به فاطمه، کم و بیش مهربان بود، ولیکن برای هر کودک یتیمی، دشوار است که به جای مادرش زن دیگری را مشاهده کند.هر چه محرومیت فاطمه بیشتر می شد، اظهار محّبت رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم به همان نسبت بیشتر می گشت. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، تا صورت فاطمه را نمی بوسید، به خواب نمی رفت.

آزار و اذیت کفار قریش، به جایی رسید که در صدد قتل رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم برآمدند. با از جان گذشتگی علی نوزده ساله، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، به یثرب(مدینه) هجرت کرد و پس از دوازده روز، فاطمة هشت ساله و دیگران، به همراه علی به حضرت پیوستند. پس از رشد اسلام و موقعیت اجتماعی رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، آرمان ازدواج فاطمه در سینه بزرگان و بزرگزادگان مهاجر و انصار، شعله ور شد؛ ولی رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، مأمور بود که نور را با نور، کابین ببندد. عقد علی و فاطمه، در روز اول یا ششم ذی حجّه سال دوم هجری انجام گرفت. علی با فروش زره خود(به چهارصد درهم)، آن را به عنوان مهریة فاطمه، تقدیم رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم کرد. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، مقداری از آن پول را به بلال داد تا عطر و وسایل آرایش خریداری کند و بقیه را به اُم سلمه و ابوبکر و مقداد داد تا جهزیه و وسایل زندگی فاطمه را تهیه کنند. زهرا یک ماه پس از عقد، به خانه علی رفت و رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم به علی فرمود که در عروسی باید ولیمه داده شود. پس از سفارش های رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، زنان رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، آن ها را با تشریفات خاص، به سوی خانة علی، روانه کردند و این، خانه ای بود که از آن پس، رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم هر روز بر ساکنان آن، سلام می داد. دختر رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم در خانة علی، از کار کردن عار نداشت، از زیر بار کارهای دشوار خانه، شانه خالی نمی کرد. بنا بر گزارش علی به یکی از صحابه، فاطمه، آن قدر در خانه آب آورد که آثار مشک بر بدنش دیده می شد و آن قدر آسیاب کرد که دست هایش تاول زد و....البته فاطمه زنی نبود که فقط در گوشه منزل به اداره امور داخلی مشغول باشد و از حوادث و اوضاع مربوط به اسلام، بی خبر باشد. دفاع او از علی علیه السّلام به عنوان جانشین منصوب رسول خدا، در تاریخ، ثبت است.13

توصیه های رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم به زنان

حضور زنان، در جامعه، امری اجتناب ناپذیر است. در قرآن، سنّت رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم و معصومان، آدابی برای زنان و نیز مردانْ توصیه شده است که به مناسبت، به مواردی چند از سنّت رسول خدا، اشاره می شود14:

1.خودداری از نگاه به نامحرم: ابن ام مکتوم(از اصحاب رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم )، مردی نابینا بود. روزی به محضر رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم رسید. عایشه و حفصه، دو همسر رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، در کنار رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم نشسته بودند. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، خطاب به آن دو فرمود که به داخل خانه بروند. آنان گفتند: او نابیناست. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم فرمود: « اگر چه او شما را نمی بیند، امّا شما او را می بینید». 15

2.پرهیز از دست دادن زنان و مردان نامحرم: در احادیث بسیاری، از این امر، منع شده و رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم در هنگام بیعت با هیچ زنی، مصافحه نکرد.

3.جلوگیری از ازدحام زنان و مردان: رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، پس از نماز جماعت، قدری مکث می کرد تا زنان، خارج شوند و نیز درب ویژه ای را برای رفت و آمد زنان در مسجد خویش گشود.

4.اجتناب از خلوت زن و مرد نامحرم: از رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم نقل است که هیچ مردی با زنی، بدون حضور محرم، خلوت نکند.

5.پوشش مناسب و پرهیز از خودآرایی: در ایّات بسیاری، زنان مسلمان، مأمور به حجاب و آشکار نکردن زینت خود شده اند16 و رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، زنان عریان را از دوزخیان برمی شمرد.اسامه بن زید می گوید: رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم پارچه ای کتانی، سفید رنگ و نازک بر تن من کرد. من هم آن را به همسرم دادم. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم فرمود: «به او بگو که زیر آن لباس، لباس دیگری هم بپوشد تا بدنش پیدا نباشد».

6.خودداری از بوی خوش: رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم به زنان می فرمود: هنگامی که در مسجد حضور پیدا می کنید، از طیب و عطر استفاده نکنید.

7.خودداری از به ناز سخن گفتن: به این موضوع، در قرآن نیز تأکید شده است.17

8.وقار در رفت و آمد و پرهیز از باعشوه راه رفتن.

9.عفت و پاک دامنی و حیا.

10.مهربان و دلسوز و امانتدار بودن برای همسر.

11.توجّه به تربیت فرزندان صالح.

هنگامی که اسماء(دختر عُمَیس)، به همراه شوهرش جعفر بن ابی طالب، از حبشه بازگشت، نزد زنان رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم رفت و گفت: «ایا در قرآن، مطلبی درباره زنان نازل شده است؟» پاسخ منفی شنید. آن گاه نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم آمد و گفت: «زنان، در زیان و خسران به سر می برند». رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم پرسید: «چرا؟». گفت: «زیرا خداوند، از آنان به نیکی یاد نکرده، آن گونه که از مردان یاد می کند». سپس ایه 35 سوره احزاب نازل شد:«مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان بایمان و مردان و زنان عبادت پیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه دهنده و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان پاک دامن و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد می کنند، خدا برای [همة] آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است». 18

علل ازدواج حضرت محمّد رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم با حضرت خدیجه سلام الله علیها

ابوطالب تصمیم داشت برای حضرت محمّد همسری برگزیند، ولی توانایی مالی چندانی نداشت. به همین دلیل به او گفت:« حضرت خدیجه سلام الله علیها از خویشان ماست و قریشیان هر سال با اموال او برای تجارت به شام می روند و هر کدام دستمزد چشمگیری از او می‌گیرند. تو هم به این کار تمایل داری؟» رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم فرمود:« آری.»ابوطالب همراه او به خانه حضرت خدیجه سلام الله علیها رفت؛ حضرت خدیجه سلام الله علیها پیش نهاد آن ها را پذیرفت و به غلام خود، میسرة، گفت:« تو و این اموال در اختیار محمّد هستید.»حضرت محمّد نیز همراه میسره راهی تجارت شام شد.رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم در این سفر سود فراوانی به دست آورد و به نزد حضرت خدیجه سلام الله علیها برگشت. او در غرفه مخصوص خود با زنان نشسته بود که دید سواری از دور آشکار شد؛ ابری بر سر او سایه افکنده بود و همراه او حرکت می‌کرد و نیز دو فرشته از راست و چپ سوار با شمشیری در هوا همراه او حرکت می‌کردند.حضرت خدیجه سلام الله علیها گفت:« این سوار باید بسیار گرانقدر باشد؛ ای کاش به خانه من بیاید!» وقتی متوجه شد که او محمّد است و به سوی خانه او می آید، پابرهنه برای استقبالش به در خانه شتافت.بعدا وقتی میسره از کرامت‌های رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم در سفر شام برای حضرت خدیجه سلام الله علیها تعریف کرد، حضرت خدیجه سلام الله علیها پیکی نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم فرستاد و گفت:« من به تو بسیار علاقمندم و خواستار تو هستم. تو از بستگان و خویشاوندان من هستی، در میان قوم خود بسیار گرامی و شریفی و به امانتداری، اخلاق نیک و گفتار صادقانه مشهوری. من حاضرم به همسری تو در آیم.»حضرت خدیجه سلام الله علیها از محمّد درخواست کرد که ابوطالب را برای انجام مراسم ازدواج نزد او آورد و نیز به خدمتکاران خود گفت:« عمویم، عمرو بن اسد، را صدا بزنید تا مرا به همسری محمّد در آورد.»ابوطالب و عموی حضرت خدیجه سلام الله علیها نزد او آمدند. ابوطالب خطبه ازدواج حضرت محمّد - ص - و حضرت خدیجه سلام الله علیها را خواند. در پایان مراسم وقتی رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم می‌خواست از خانه حضرت خدیجه سلام الله علیها خارج شود، حضرت خدیجه سلام الله علیها گفت:« در خانه خود بمان. این خانه، خانه توست و من خدمتگزار تو هستم.»چنین می‌گویند که: حضرت خدیجه سلام الله علیها از راهبانی نظیر نسطور و یا کسانی چون ورقة بن نوفل(پسر عمویش) شنیده بود که حضرت محمّد در آینده رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم امت اسلام خواهد بود.(به نقل از جابر)برابر نقل مورخان رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّمو سلم هیچ گاه اجیر کسی نشد و قرارداد او با حضرت خدیجه سلام الله علیها به صورت مضاربه یا شرکت بوده است.

هاله نور

محمد را نکو همسر خدیجه عزیز قلب پیغمبر خدیجه

پناه امتی بود و نبی را به روز بی کسی یاور خدیجه

گهی غمخوار او هنگام سختی صفابخش دل شوهر خدیجه

زنی چون حوریان، مجذوب شوهر همه آسایش همسر خدیجه

وجود رحمت للعالمین را پرستار و نوازش گر، خدیجه

گرفته با ادب، چون هاله نور چراغ وحی را در بر، خدیجه

به طوفان بلا چون کوه محکم به کشتی امان لنگر خدیجه

توان بخش صفوف مؤمنان بود به تنهایی چو یک لشگر خدیجه

چه خوش باشد غلام خود بخواند (حسان) را در صف محشر، خدیجه

پی نوشت ها:

1.ر.ک: سوره انبیاء، ایه 107.

2. ر.ک: سوره احزاب، ایه 21.

3. ر.ک: سوره قلم، ایه 4.

4. ر.ک:زن وفرهنگ دینی،مهدی مهریزی،تهران،هستی نما،چ1، 1382،ص 13 ـ 29.

5. شیوه همسرداری رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، ص 84.

6. ر.ک: سوره احزاب، ایه 27.

7. درباره ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم با همسر زید، نسبت های ناروایی به رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم زده اند که پاسخش در دو کتاب: شیوه همسرداری رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم(ازاحمد عابدینی)و داستان ازدواج معصومین(ازابراهیم بابایی) بخوانید.

8. ر.ک: سوره احزاب، ایه 28 و 29.

9. ر.ک: سوره احزاب، ایه 51.

10. ر.ک: شیوه همسرداری رسول خداص، احمد عابدینی، تهران: هستی نما، چ2، 1382.

11. ر.ک: دائره المعارف بزرگ اسلامی، ذیل «اُمّ کُلثوم»؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «اُمّ کلثوم».

12. همان جا.

13. فاطمه،احیاگر شخصیت زن،فریده مصطفوی(خمینی)وفاطمه جعفری،تهران،نشراجر،چ1، 1383.

14. زن دراندیشه اسلامی،مهدی مهریزی،تهران،وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی،1381،ص83-117؛ سفارشات پیامبرص به زنان،سیّدجمیلی،ترجمه؛سیّدمهدی شمس الدّین،قم،دارالفکر،چ15،1385.

15. الکافی،ج5،ص534.پیامبرص حرمت نگاه به نامحرم رابه مردان هم اعلام کرده است.فضل بن عباس روز عیدقربان،پشت سر حضرت برمرکبْ سوار بود.حضرت ایستاد تاپاسخ پرسش های مردم رابدهد.زنی خوش سیماازقبیله خَثعم برای پرسش به نزدحضرت آمد.فضل،زن رانگریست.ازاوخوشش آمد.حضرت ص وقتی این منظره رادید،بادست صورت فضل رابرگرداند.

16. ر.ک: سوره احزاب، ایه 33 و 59؛ سوره نور، ایه 31


برگشت
  • نظرات : 0
  • بازدید : 845
کاربر گرامی شما هنوز در وبسایت ثبت نام نکرده اید
ما از شما درخواست داریم ثبت نام کنید و با نام کاربری خود وارد شوید.